کص خواهرزن

خانواده خواهر خانومم از شهرستان اومده بودند تهران خونه ما بعد از چند روز موقع رفتن دو قلو هاش که 5 ساله بودند گریه میکردد که نریم بمونیم و این حرفا و خانومم هم اصرار میکرد که بهناز جون تو و بچه ها بمونین سعید تنها بره بخاطر کارش وماهم که آخر هفته میخواهیم بیایم […]

کص خواهرزن Read More »

گروپ سکس

سلام دوستان اونایی که با من اشنا باشن احتمالا این داستاتو بدونن اما بهرحال میخام تعریفش کنم چون یکی از بهترین لحظاتم بود… داستان اولین باریه که میخاستم گروپ سکس کنم… قبلنا یه پستی گذاشته شد که یه دخترو داشتن ۵ تایی میکردن…من یه کامنتی گذاشتم و ازونجا بود که سیل درخاست گروپ واسه من

گروپ سکس Read More »

کون

سلام به همه من مرتضی هستم ۱۸ سالمه از ۱۴سالگی بهم تجاوز شده و نتونستم به هیچکی بگم چون ترسیدم و این ترس مسیر زندگیمو عوض کرد اومدم اینجا تا از اول تا اخرشو تعریف کنم تا شاید خالی بشم خوب از خودم بگم پسری بودم ۱۴ ساله و رنگ پوستم سفید کلاس هفتومو تموم

کون Read More »

هر روز کون میداد

سلام داستانی که میخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به دوم راهنمایی که تازه شهوت این چیزا رو داشتیم من ۱۴ سالم بود و لاغر یکم سیاه و خیلی کون بچه هارو انگشت میکردم یک پسری بود به اسم مسعود بچه ی کلفت همسایه مون بود البته کلفت همسایه مون هم خودش ۳۹ سال داشت

هر روز کون میداد Read More »

ماساژ زن عمو نسرین

سلام معین هستم دانشجوی سال اول حقوق و تهران درس میخونم. از ۱۵ سالگی علاوه بر درس خوندن ، مشغول به کار هم بودم و دستم تو جیب خودم بوده. تابستون سال گذشته یکی از دوستام که تو کار انتشارات کتاب هست بهم پیشنهاد کار داد و گفت تو یکی از بیمارستان های شیراز نمایشگاه

ماساژ زن عمو نسرین Read More »

گفتم پرده نداری؟ گفت نه راحت باش

با سلام خدمت دوستان عزیز چند وقتیه با این سایت اشنا شدم و خواستم خاطره ی خودمو باهاتون به اشتراک بزارم. من عرفان هستم و ۲۲ سالمه اهل تهران قدم حدود ۱۸۰ و وزنم ۹۵. یجورایی استیل ورزشکاری و سیکس پک و اینا. ماجرا ازونجا شروع شد من ی موتور ns گرفتم اونموقع ها هم

گفتم پرده نداری؟ گفت نه راحت باش Read More »

چهارشنبه‌های سفید

سلام دوستان عزیز من حمید هستم ٣٣سالمه میخوام داستان خودم رو براتون تعریف كنم یكى از شب هاى زمستونى كه چهارشنبه‌ بود خونه تنها بودم حوصلم خیلی سر رفته بود در حال نت گردى توى بیتالك در حال سرچ بودم كه به ی آیدى به اسم مصی ادد فرستادم بعد چند دقیقه جواب داد و

چهارشنبه‌های سفید Read More »

تانگو با کیر امیر

سلام من الان شانزده سال و پنج ماه سن دارم .یه پسر با قد ۱۶۰ سفید و خجالتی و گوشه گیر با چشمای درشت قهوه‌ای و لبای قرمز طوری که خواهرم همیشه به من حسودی می‌کنن این داستان زندگی منه که از چهارده سالگی شروع شد. یروز زمستان و سرد دعوت شدم به جشن تولد

تانگو با کیر امیر Read More »

استیکر سکسی

سلام من حمید هستم ۲۸ ساله داستانی که میخوام بگم ماله سال ۹۷ هستش یک روز توی تلگرام داشتم میچرخیدم دیدم توی گروه فامیلی یه استیکر سکسی فرستادن بعد زود پاک شد، فهمیدم الناز اشتباهی فرستاده(الناز دختر خالمه).بهش پیام دادم خودمو زدم به اون راه که اره ندیدم بهش گفتم چی بود پاک کردی و

استیکر سکسی Read More »

شوهر فداکار

سلام دوستان من بهروز ۳۰ ساله و همسرم مهسا ۲۵ ساله ما ۴ ساله ازدواج کردیم و اوایل همه چی خوب بود ولی رفته رفته احساس کردم مهسا تو سکس اصلا لذت نمیبره حقم داشت چون آلت من کوچیک بود اون حال نمی کرد بهم میگفت با کسم بازی کن خودشم با چوچولش ور میرفت

شوهر فداکار Read More »

Scroll to Top