مامانم یه میلفه

سلام من امير حسين هستم كه همه امير منو صدا ميزنن ولي تو شناسنامه معين اسمم خيليم كيريه كه به معين بگي اميرحسين ولي از بچگي اين جوري بوده من الان ١٨ سال دارم و تقريبا ١ ماه ديگر ميشه ١٩ قدم متوسطه و يكمي شكم دارم و پوستم هم خيلي كم سبزه اگر بخوام

مامانم یه میلفه بیشتر بخوانید »

جنده شدنم رو باور کردم

هوا خیلی سرد بود احساس میکردم پاهام بی حس شدن کف کفشهام سوراخ بود برف به داخل کفشم راه پیدا کرده بود نای راه رفتن نداشتم اتوبوس لعنتی نمیومد از طرفی کارم دیر شده تمام حواسم پیش حسین اقا بود میدونستم وقتی برسم کارگاه باید منتظر غرغرهاش باشم ،دیگه واقعا خیلی دیر شده بود هرجوری

جنده شدنم رو باور کردم بیشتر بخوانید »

پریسا کصی که واقعا طلا بود

من در زمستان سال 82 از کرمانشاه داشتم میرفتم شمال ویلای پسر داییم تو رامسر نزدیکی های نرسیده به آبگرم قزوین ماشین رهگذری خراب شده بود هوای سرد راننده دست بلند کرد وایسادم هر چه کردیم روشن بشو نبود زن و شوهر جوانی بودند که خانمه خیلی سردش بود گفتم برو تو ماشین من تا

پریسا کصی که واقعا طلا بود بیشتر بخوانید »

کون دادن به آقای پاکبان

من یه پسر 18 ساله سفیدم باقد متوسط و لاغرم هستم.موهامم بلنده و کج مندازمشون رو پیشونیم… من تو یه آپارتمان زندگی میکنم. خیلی وقت بود که پاکبان (نظافتچی) ساختمون برای نظافت نمیومد.برای همین مدیر ساختمون یه کس دیگه رو استخدام کرد. یه روز که داشتم میرفتم سوار آسانسور شم برم خونه،مدیر ساختمون رو دیدم

کون دادن به آقای پاکبان بیشتر بخوانید »

اولین تجربه من از رفتن به یه جنده خونه

این داستان در واقع خاطره ای هست از اولین تجربه من از رفتن به یک براثل یا همون جنده خونه خودمون من خارج از ایران زندگی میکنم حالا کدوم کشور مهم نیست مدتی بود که بد جوری به سرم زده بود تا به یکی از این براثل ها سری بزنم اما به دلایل مختلفی فرصتی

اولین تجربه من از رفتن به یه جنده خونه بیشتر بخوانید »

خواهر کوچولوم آروم نشست رو کیرم

من سعید هستم و ۲۱ سالمه. داستانی که می خوام تعریف کنم درباره خودم و خواهر ۱۷ سالم ساراست. اول از همه بذارید درباره سارا بهتون بگم، اون چهره متوسط و نسبتا خوبی داره اما هیکلش واقعا خوبه و با توجه به اینکه نوجوانه هنوز کون و ممه های بزرگی نداره، با این وجود هیکلش

خواهر کوچولوم آروم نشست رو کیرم بیشتر بخوانید »

محمود آقا

سلام داستانم راجع به همسایمون آقا محمود هست که چند وقته با همیم…   من افسانه هستم چهل ودوسالمه متاهلم و یک پسر و یک دختر دارم، شوهرم کارمند یک شرکت خصوصیه و صبح تا شب سرکاره، بچه هام هم اکثرا یا دانشگاه هستن یا کلاس من بیشتر تنهام تا شب، اینارو گفتم نه اینکه

محمود آقا بیشتر بخوانید »

لای پای آیلا

سلام. این اولین داستانیه که توی این سایت میزارم. من سارا هستم و بیست و یک سالمه ولی این داستانی که میگم مال چهارده سالگیمه…   مشخصات ظاهریم: قد بلند با وزن متوسط. مو هام اون موقع کوتاه پسرونه بود. داستان از اینجایی شروع میشه که یه روز توی مدرسه تنها نشسته بودم که یه

لای پای آیلا بیشتر بخوانید »

ساکر حرفه‌ای شده عشقم

باسلام اسم من محمده دوست دخترم مهتاب تو یه پارتی باهم آشنا شدیم یه ده سالی ازم کوچکتره یه دختر بلوند مانکن دوس داشتنی بعد اینکه شددوس دخترم من خیلی دوسش داشتم ولی عاشق سکسم هات هات مهتابم زیاد میپیچوند حتی سرسکس بارها قهرکردیم به دوماه شش ماهم رسید قهرمون ولی بالاخره روز موعود فرارسیدبالاخره

ساکر حرفه‌ای شده عشقم بیشتر بخوانید »

یه کیر بهتر از چهار تا کیره

سلام من اسمم الهه هست ساکن شیراز ۱۹سالمه قدم ۱۷۸وزنم ۶۷. زندگی ما همیشه پر از دعوا بود یا بین من و خونوادم یا پدرو مادر خیلی اذیت میشدم حتی کتک هم میخوردم بعد از چندوقتی یه مرد ۵۷ ساله پولدار به بابام گفت ک منو میخواد که باهاش ازدواج کنم .خونواده منم که فقط

یه کیر بهتر از چهار تا کیره بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا