آقامون جنتلمنه جندگی هم عشق منه

سلام اسم من پریساس الان ۲۹ سالمه و تو یه شهر شمالی زندگی میکنم با شوهرم من تو سن ۱۸ سالگی با شوهرم آشنا شدم دو سال باهم بودیم و بعدش ازدواج کردیم تو این دوسال اون پرده منو زد و من اولین سکسمو با عشقم تجربه کردم اینم بگم ما به شدت همدیگرو دوست

آقامون جنتلمنه جندگی هم عشق منه بیشتر بخوانید »

نشستم رو کیر کریم

اول راهنمایی که بودم با یه مرده دوست شده بودم که فکر کنم تقریبا ۳۰سالش بود اسمش کریم بود ،کریم تو محلمون یه گیمنت داشت من تابستون زیاد میرفتم پیشش و اونجا باهم رفیق شده بودیم خانوادم از این مسئله خبر نداشتن ،وقتی مدرسه ها شروع شد پدرم دیگه پول بهم نمی‌داد که برم گیمنت

نشستم رو کیر کریم بیشتر بخوانید »

افتخارم این بود سوراخم اکبنده

من 40 سالمه زن دارم افتخارم این بودسوراخم اکبنده اما یه روز در حال سکس با زنم دستش دور باسنم بود حس خوبی پیدا کردم و یاد فامیلمون افتادم که زتش به زنم گفته بود شوهرش میگه دور سوراخشو انگشت بماله ویا انگشتشو چرب کنه بکنه تو کونش که کلی حال میده پس منم به

افتخارم این بود سوراخم اکبنده بیشتر بخوانید »

مریم جون زن مدیر ساختمون

سلام من سعید هستم و میخام داستان اینکه چطور شد با زن همسایه مون که اسمش مریم هست و باهاش سکس داشتم را براتون بگم . خب ما یک سالی بود که جابجا شده بودیم و به خونه الانمون نقل مکان کرده بودیم . طبقه دوم که مدیر ساختمون هستند و خانواده سه نفری که

مریم جون زن مدیر ساختمون بیشتر بخوانید »

روزهای هرات

سلام امید که خوب باشین سمیر هستم باشنده ی ولایت هرات . این داستان دومم است که از خاطرات زندگیم برای تان مینویسم . داستان اولم در مورد سکس با دختر خاله ام شبنم بود که چقسم توانستم همرای شبنم جان سکس کنم وحالی برای تان مینویسم که چقسم شبنم جان دختر خاله ام دو

روزهای هرات بیشتر بخوانید »

اگه میزاشتم کسمو بخوره چی میشد؟

ساعت هفت و نیم صب دم در خونمون بود. با عجله و استرس داشتم پرواز میکردم به سمتش رسیدم سر کوچه و دیدم توی ماشینش خوابش برده. در ماشینو باز کردم و از خواب پرید. خودمو پرت کردم توی بغلش. خیلی دلم واسش تنگ شده بود. میدونستم حالا که صبح به این زودی داریم میریم

اگه میزاشتم کسمو بخوره چی میشد؟ بیشتر بخوانید »

شبهای هرات

سلام من سمیر هستم از هرات افغانستان . من ۲۵ سال دارم و قد ۱۷۵ وزن ۷۵ یک دختر خاله دارم که اسم شبنم از شبنم بگم ۲۲ ساله است قد ۱۶۵ وزن ۵۷ کیلو اندام خیلی سکسی داره من و شبنم از بچگی باهم دوست بودیم اما هیچ گاه به فکر سکس نبودیم باهم

شبهای هرات بیشتر بخوانید »

خوب میلیسیا کص لیس

من مهلا هستم اهل یزد نوزده سالمه یه دختر عمه دارم که باباش کُرد هستش اینم بزرگ شده کردستانه اسمش ساریناس و بیست و شش سالشه خیلی خوشگله چشماش به باباش رفته رنگی و پوستش سفید و قدشم از من بلند تره وقتی میومدن یزد همیشه با هم میرفتیم بیرون یا وقتی ما میرفتیم سنندج

خوب میلیسیا کص لیس بیشتر بخوانید »

هنوزم اوب دارم

اسمم حامده و خاطرم مال سال 87 اون موقع 21 سالم بود که یه وانت خریدم وتو یه شرکت مشغول کار شدم از خودم بگم ازبچگی گی بودم وهنوزم هستم قدم175 وزنم 68 قیافه معمولی و تا حالا که سال ۹۸ این داستان مینویسم بالای 500 بار گی کردم و حداقل 100 بارش با همین

هنوزم اوب دارم بیشتر بخوانید »

دودول طلای خوش شانس

سلام من یه دختردایی دارم که 25 سال از من کوچکتره اسمش مرجانه از وقتی که 15 سالش بود تو کفش بودم، من تهران زندگی میکنم و اونا کرج و بخاطر همین با توجه به اختلافاتی هم که با خانواده ها داشتیم کمتر میدیدمش. وقتی حدود بیست و یکی دوسالش هم که شده بود و

دودول طلای خوش شانس بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا