مار پیتون
سلام این اولین داستانیه که مینویسم اسمم کامرانه البته مستعاره اهل کوردستانم این داستان برمیگرده به سال ۹۰ اون موقع از شهرستان واسه کار می اومدم تهران که توی منزل با چند نفر از دوستام بودم من توی تهران ۴ تا خواهر دارم داستان از اونجا شروع شد که پنج شنبه خواهرم زنگ زد که
