آقامون جنتلمنه جندگی هم عشق منه

سلام
اسم من پریساس الان ۲۹ سالمه و تو یه شهر شمالی زندگی میکنم با شوهرم
من تو سن ۱۸ سالگی با شوهرم آشنا شدم دو سال باهم بودیم و بعدش ازدواج کردیم تو این دوسال اون پرده منو زد و من اولین سکسمو با عشقم تجربه کردم اینم بگم ما به شدت همدیگرو دوست داریم و هنوزم بعد چند سال از ازدواج چیزی از عشقمون کم نشده
از خودم بگم پوستم سفید با کمر باریک و بالا تنه و پایین تنه توپر و مردونه پسند جوری که شوهرم بعضی وقتا با عکسای بدن من خودشو ارضا میکنه اگه خودم نباشم
اسم شوهرم سعیده یه مرد جذاب ۳۲ ساله با یه کیر نسبتا بزرگ که همیشه منو ارضا میکنه و بم حال میده
ذهن سعید کاملا باز و روشن بود و جهان اولی فکر میکرد و این باعث یه وجه از خوشبختیه من بود

اون مسئله سکسو با عشق جدا میکرد و اعتقاد داشت هر کسی میتونه تا توان داره با هر شخص تو هر زمانی آزادانه سکس کنه
تا جایی که به کسی آسیبی نرسه
و من وقتی فهمیدم تفکرات سعید اینجوریه خیلی بیشتر از قبل عاشقش شدم

سعید تقریبا روم بیغیرت بود و همین باعث شد منی که تا قبل ازدواج چادری بودم(البته اونچنان مذهبی نبودم فقط حجاب داشتم) بعد ازدواج کاملا تیپم آزاد شده بود و روم به مردا بیشتر وا شد
مثلا بیرون که میخواستم برم یه ساپورت نازک رنگ روشن یا نیمه روشن با مانتو جلو باز و یه تاپ که تا رو نافم بود و یقش کامل تا اول خط سینه هام باز بود میپوشیدم و میرفتم و میدیدم که نسبت به قبل چقد پسرا با نگاه های خریدارانه نگام میکنن و چقد تو دیدم و ازین قضیه لذت میبردم و طبیعتا هر زنی از توجه لذت میبره
تا جایی که یادمه هر پسری تا منو میدید یا تیکه مینداخت یا انگشتم میکرد حس عجیبی بود تو خیابونم حس شهوت ازم دست نمیکشید اگرم دست میکشید با دستمالیای پسرا دوباره برمیگشت هر وقتم جاهای شلوغ میرفتم یکی دوتا پسر دنبالم میومدن و میتونم بگم تو شلوغی کیراشونو لای کونم حس میکردم و دروغ نگم خیلی حس خوبی بود
ماجرای اولین دوست پسرم بعد ازدواج مربوط میشه به یبار که یه تیپ خیلی سکسی زده بودم و رفتم پارک شادی تا هوا بخورم و یکم شیطنت به سرم زده بود رفتم نشستم رو نیمکت پارک ده دیقه نشد که دیدم یه پسر خوشتیپ از روبروم داره از بالا تا پایینمو برانداز میکنه تو دلم گفت چی میشه همین الان بیاد پیشم بشینه اون روزم با اینکه شب قبلش با سعید سه بار سکس کردیم و دو بار ارضا شدم خیلی داغ بودمو واقعا یه سکس توپ دیگه میخواستم قبل رفتنمم به سعید گفتم و اجازه‌شو گرفتم
خلاصه پسره پنج دیقه همینطوری نگام کرد تا من دیدمش بهم چشمک زد منم یه لبخند زدم و پامو گذاشتم رو اون پام تا قشنگ پاهام و رونم معلوم باشه
پسره پاشد تا بیاد طرفم
یه استرس همراه ذوق داشتم اولین بار بود که میخواستم با کسی غیر شوهرم لاس بزنم
پسره اومد سلام و احوال پرسی کرد
گفت ببخشید من یه کاری برام پیش اومده سریع باید برم اگه میشه شماره منو یادداشت کنید داشته باشید منم گوشیمو درآوردم که گوشیو ازم گرفت شمارشو زد واسه خودشم زنگ زد که شمارم بیفته براش و بعد با لبخند خوشگلی خدافظی کرد و رفت
شب خودش برام زنگ زد و یکم حرف زدیم اسم پسره سینا بود دیگه شروع شده بود کم کم تلگرام و سکس چت و این چیزا تا جایی که تونستم پسررو تشنه خودم کردم تا یه روز که گفت اگه دوست داری بیا خونه‌ی من منم که از خدا خواسته قبول کردمو سعیدم‌کامل همه‌ی اینارو در جریان بود
شبش با فانتزی این جنده بازیای من
با سعید یه سکس عالی داشتیمو صبحش رفتم حموم کامل خودمو آماده کردم برا سینا
هم استرس هم ترس هم شوق داشتم واسه اینکه اولین بار میخوام به شوهرم خیانت کنم البته با اجازه

یه ساپورت کرم با مانتو کوتاه تنگ و یقه باز که تا چهار پنج سانت زیر کونمو میپوشوند رسما کون و سینه‌م داشت میترکید واسه بیرون افتادن سوتینم نبسته بودم که نوک سینم از رو مانتو معلوم بود پوشیدم آرایش کردم و
حرکت کردم رفتم سمت خونه سینا
زیاد دور نبود
رسیدم زنگ زدم درو باز کرد خودش اومد استقبالم چشماش چهارتا شد وقتی منو دید
درجا منو گرفت چسبوند به دیوار دستشو برد پشت روی کونم
کونمو دستش گرفت لباشو گذاشت رولبم محکم یه بوس ازم گرفت و بهم گفت دختر تو چه شاه کصی شدی امروز گفتم خیلی بی ادبی
گفت واقعا دختر تا حالا انقد سکسی ندیدم
مث دیوونه ها بلندم کرد بردتم تو اتاقش رو تخت
میگفتم دیوث صبر کن اما این حرفا حالیش نبود منم انقد حشری بودم که همونجا میخواستم کیرشو تو کص و کونم حس کنم
افتاد به جون لب و گردنم و سینه هامو میمالوند واقعا شهوت زده بود به کل وجودم داشتم غلت میخوردم تو بغلش
خودم با ولع رفتم سمت شلوارش از رو شلوار کیرشو لیس زدم و کمربندشو باز کردم کیرشو از شرتش درآوردم وااای چه کیری داشت سفت و سرخ و آبدار واقعا نمیدونم چجوری توصیفش کنم سرشو لیس زدم داشت دیوونه میشد شروع کردم ساک زدم براش حسابی دیگه داشت بی هوش میشد هی میگفت آاااخ قربونت برم پورن استار من ساک بزن پریسا جنده بخور کیرمو کص خانوم این حرفاش حشری ترم میکرد و وحشیانه کیرشو میخوردم دیگه بلندم کرد منو به شکل داگ استایل گذاشت و سرشو برد لای کونم و شروع کرد کص و کونمو لیس زدن من آاااهم کل خونه رو گرفته بود داشتم از حشر بیهوش میشدم اولین بار بود جلو کسی غیر شوهرم لختم و دارم لذت میبرم کلی داشتم حال میکردم خیلی لیسیدنش حرفه‌ای بود بش میگفتم سیناا تو رو خدا کیرتو بکن تو کص و کونم سیناااا پاشو جررممم بده گفت به چشم سکسیه من پاشد سر کیرش کاندوم کشید و رو چوچولم مالوند آروم لیز داد تو کصم اوووف از بهترین حسا بود
کیرشو آروم آروم تو وجودم داشتم حس میکردم شروع کرد به تلمبه زدن آه و نالم فضا رو پر کرده بود بیست دیقه منو به چند تا پوزیشن از کص گایید و گفت میخوام کونتو بکنم حشرم اجازه نمیداد به جز بکن جرش بده چیز دیگه‌ای بهش بگم کیرشو با روان کننده زیاد کرد تو کونم به شوهرم اجازه نمیدادم بیشتر از نصف کیرش بکنه تو کونم ولی سینا کونمو دستش گرفته بود و کیر بزرگشو حسابی تا ته تو کونم میکرد و تلمبه های تند میزد شدیدا بهم حال داد ‌خودمم تعجب کردم ولی از هیجان و لذت ارضایی که قبلش بود حالا فقط میخواستم به هر روشی شده کیرشو تو وجودم حس کنم
واسه اولین بار حریص شدم واسه بیشتر کون دادن بهش میگفتم جرررم بده سینا کونمو بگا بگا منو کص و کونمو یکی کن کیر کلفتتو بزار تو وجودم سینا تلمبه‌های سنگینشو به بدنم کوبوند کیرشو درآورد کاندومو از روش برداشت و خودم سریع گرفتمش تو دهنم
کل آب کیر داغ و خوشمزش تو دهنم خالی شد یه قطرشو هدر ندادم یکمی‌ سر کیرشو لیس زدم تا دیگه بی حال افتاد روم بعد بیست دیقه بهم نگا کرد منو بوسید و گفت بهترین سکس عمرم بود منم با یه لبخند ازش استقبال کردم و از هم تشکر کردیم بهش گفتم سریع منو ببر خونه که شوهرم الانا میاد خونه نبینه من خونه نیستم(به سینا نگفتم که شوهرم بی غیرته) سینا گفت میرسونمت ولی کیرم تو کص زن شوهرت کلی خندیدم و پوشیدیم لباسارو منو رسوند خونمون و با یه بوس خدافظی کردیم رفتم خونه یکم دراز کشیدم که نیم ساعت بعدش سعید اومد

رفتم بغلش کردم تو چشاش نگا کردم گفتم نمیدونم چجوری بگم دوستت دارم
واقعا اون لحظه حسم به سعید بیش از حد بود و هر روز بیشتر از دیروز
بعدش سعید ماجرارو مو به مو ازم پرسید و منم واسش تعریف کردم
این شد که شبش به یاد اون صحنه دوباره حماسه‌ای جانانه به پا کردیم تا ساعت ۳ بیدار بودیم
حالا دیگه زندگیم با سعید روزمرگی حساب نمیشد و همچی رو روال بود خوشبخت بودم با شوهرم
انقد عاشق سکس شده بودم که دیگه میخواستم هر جور سکس با هر پسریو تجربه کنم
سینا منو به یه پارتی دعوت کرده بود تو نواب که خونه یکی از دوستاش بود و حدود سی چهل تا دختر پسر بودن
منم اولین بار بود که میخواستم برم پارتی
با موافقت سعید اوکی دادم بهشو
واسه داخل پارتی یه پیراهن مجلسی نیم تنه که فقط تا باسنم بود و تا سینه هام کشیده شده بود و ازون به بعدش باز بود نصف سینه هام همینجوری ازش میزد بیرون
رفتیم من و سینا دیدم همه پسرا سکسی و دخترای مست و حشری
به من هر چی گفتن بیا شراب بخور قبول نکردم
من مادرزادی نخورده مستم نیاز به این چیزا ندارم
موقع رقص شد نور لایت و وسط شلوغ پلوغ شد منم رفتم بینشون یهو دیدم تو شلوغی سه تا پسر دورم کردن و دارن میرقصن واسم جالب بود منم همراهیشون میکردم یکی پهلوهامو گرفته بود منم کونمو قر میدادم که یهو دیدم از پشت چسبید به کونم منم آمپرم زد بالا کونمو رو کیرش میرقصوندم بدجور حشریش کردم دوتا دیگه همینجوری نزدیک میشدن و دستمالی میکردن تا ساعت داشت میشد ده کم کم وسط داشت خلوت میشد چون دختر پسرا هر کدوم یه گوشه خونه رفته بودن عشق و حال
من موندم و اون سه تا پسر که اسمشون رامین و بهزاد و امیر بودن تازه بعدش فهمیدم سینا یه دختره دیگرو برده اتاق در حال کردنه
به خودم اومدم تازه متوجه شدم فکر کنم کاری که دارم میکنم به گروپ سکس ختم میشه تو کص و کونم عروسی بود تو دلم خیلی خوشحال‌ بودم و هیجان داشتم
همیشه تو فانتزیام به این فکر میکردم یعنی واقعا میشه برا منم گروپ پیش بیاد؟؟!
اما حالا داشت این اتفاق میفتاد
رامین از پشت در گوشم گفت
بریم تو اتاق مادمازل؟

با تکون دادن سرم و یه لبخند جواب مثبتو دادم دستمو گرفت رفتیم سمت اتاق
بهزاد و امیرم پشتم اومدن
رفتیم تو سه تایی بهم چسبیدن و شروع کردن به مالیدن من
حس عجیب و فوق لذت بخشی بود سه تا بدن مردونه و هات بهم داشت مالیده میشد
احساس نابی بود لحظه شماری میکردم واسه وسطشون نشستن و ساک زدن براشون
لباسامو دونه دونه از تنم میکندن و مثل وحشیا منو میلیسدن وااای که چقد خوب بود لخت لختم کردن
حس آزادی داشتم وقتی جلو سه تا مرد لخت لخت داشتم حال میکردم
خیلی خوشحال بودم
میخواستم هر چی لذته تو اون لحظه باشه
آخ وقتی بدنمو میچلوندن نمیدونستم از حشر چیکار کنم
نشستم زانو زدم جلوشون
دونه دونه کیراشونو

از تو شلوار در آوردن گذاشتن جلو روم
منی که همیشه تو کف کیر بودم حالا ۳ تا کیر داشت بهم چشمک میزد
با ولع خاصی شروع کردم به ساک زدن برا سه تا شون دو تا کیر تو دو تا دستم و یه کیر تو دهنم
بهترین حس سکسیم بود هر چی از خوب بودن اون صحنه بگم کم گفتم
بدجوری با ساک زدنم تحریکشون کردم که مجبور شدن منو بندازن رو تخت سینه و کص و کونمو هر کدوم داشتن جداگانه میلیسدن
میخواستن بکنن
که گفتم اول کاندوم
رامین کاندومشو گذاشت و کیرشو تو کصم تنظیم کرد
کلاهک کیرشو کرد توم چشام بسته شد از حال وااای چقد داغ بود کیرش
انصافا هر سه تاشون کیرای پورن استارارو داشتن خوش فرم و خوردنی
خوراک خودم
رامین شروع کرد به تلمبه زدن
کیر بهزاد تو دستم بود و واسه امیر ساک میزدم
آدرنالین خونم دیقه به دیقه داشت بیشتر میشد خیلی باید عمق سکسو درک کرده باشی که وسط سه تا پسر سکسیه لخت هیچ خجالتی نکشی و حریص باشی واسه حس کردن کیراشون تو بدنت
همه‌ی اینا رو مدیون سعید شوهرم بود
یه لحظه وسط عشق و حال بهش فکر کردم خندم گرفت
با خودم گفت بدبخت تو خونه نشسته زنش داره زیر سه تا بکن حرفه‌ای گاییده میشه

خیلی دوست داشتم اون لحظه سعید باشه و جر خوردنمو ببینه یکم جلو رامین اینا بهش فحش بدم و تحقیرش کنم حشری تر بشن
رامین تلمبه هاشو تندتر میکرد و آه و ناله های من بیشتر میشد بعد پنج دیقه پاشد پوزیشنو عوض کرد خوابید رو تخت که من برم روش
رفتم روش دراز کشیدم یکم خودمو مالیدم بهشو لب میگرفتم تازه فهمیدم
از بهترین لذتم مالوندن بدنم به بدن پسراس داغی بدنش بهم حال میداد فک میکردم فقط با شوهرم اینجوری حال میکنم الان دیگه پشیمون بودم دوسه سال به جز سعید زیر کس دیگه‌ای گاییده نشدم
رامین کیرشو رو کصم جا انداخت و من شروع کردم بالا پایین کردن اوووف چه حالی داشتم میکردم امیر کیرشو آورد جلو دوباره دهنم گرفتم سه تایی داشتیم حال میکردیم بهزادم اومد شروع کرد به ماساژ کون و سوراخ کونم کم کم داشتم حس میکردم یه کیر کم دارم تو بدنم بهزاد خیلی حرفه‌ای با سوراخم بازی میکرد و لیس میزد
رامین گفت شوهرت بهتر میکنه یا ما
گفتم اون کصکش بیغیرت اگه کیر شمارو داشت من چی میخواستم
تلمبه ها شدیدتر شد آااااه از ته دل میکشیدم و ارضا میشدم چه حالی میداد
داد میزدم بگایین منووو تو رو خدا جرمم بدین رامین جلو دهنمو گرفت گفت بی حیا همه فهمیدن گفتم بزار همه بدونن من اینجا از همه جنده ترمم گفت تو جنده‌ی زیر خواب مایی ازین بعد گفتم جووون
بهزاد پاشد یه تف انداخت لب سوراخ کونم و کیرشو با تفش رو سوراخم بازی میداد دیگه واقعا طاقت نداشتم گفتم بهزاااد منتظر چیی پس
که یهو یه چیزی نفسمو بند آورد
چشام داشت میزد بیرون
دهنم واموند
بهزاد کیرشو تا نصف کرد تو کونم
حالا کص و کون من داشت همزمان کرده میشد و من اونجا فقط میتونستم لذت ببرم و دیگر هیچ
بهزاد وقتی شروع کرد به تلمبه زدن باورم نمیشد که دارم همزمان از سه جا کیر میخورم
اونایی که مثل من از پشت زیاد سکس کرده باشن
میدونن که بعد ده دقیقه گاییده شدن از پشت دیگه کم کم لذت میاد سراغت
من حالا همزمان از سه تا سوراخ داشتم گاییده میشدم واصلا هوش به سرم نبود که کجام و چیکار میکنم
اون صحنه فقط کیر میخواستم
هر چی بیشتر بهتر
پسرا حسابی منو به هر پوزیشن ممکن کردن و دوبار هر کدوم آبشونو آوردن و ریختن رو صورتم
کاملا از آب کیر شسته شده بودم داشتم جلوشونو آب کیراشونو جمع میکردم و میزاشتم دهنم
بهزاد و امیر بعد یکم استراحت تشکر کردن و بوس وفلان و خدافظی کردن
رامین موند گفتم چرا نرفتی رامین جون
گفت پریسا کی از گاییدنت سیر میشه آخه میخوام یه بار دیگه بیارمت زیرم بخوابی
گفتم جوون بابا بکن
کیرش راست شده بود
پاهامو باز کرد رو شونش گذاشت و الان نکن کی بکن
کیرشو گذاشت تو کصم و شروع کرد به گاییدن من

بعد بیست دیقه سومین بارم آبش اومد و منم حسابی ارضا شده بودم
گفتم بریز تو
چند تا تلمبه کوبوند به بدنم و یهو بدنشو سفت کرد
کیرشو تا آخر تو کصم گذاشت و آب داغشو خالی کرد تو کصم
دیگه آتیش گرفته بودم از حشر
خیلی آه و اوه میکردم
اونم سرآخر لبامو خورد
و رفت
نشستم به حالی که کردم فکر کردم
واقعا عالی بود
خیلی ارضا شدم
بهترین تجربه عمرم بود
تو همین حین سینا اومد تو اتاق که دید دوست دخترشو گاییدن یه گوشه انداختن
گفت خوش گذشت دیگه
گفتم همونجوری که به تو خوش گذشت
هیچی نگفت و منو برد رسوند خونه
رفتم تو سعید منو دید تعجب کرد گفت پریسا کجا بودی چرا اینجوریه سر وضعت
گفتم آبکیر گوشه لبم معلوم نیست؟
خندید و بغلم کرد برد رو تخت با بوس و بغل خوابیدم.
بعد این قضیه خیلی سکس کردم با پسرای مختلف که هر کدوم داستانا و هیجانی خودشو داشت
در کل دختری مثل من حسرت هیچ پسریو نمیبینه و هیچوقت درگیر و افسرده این نیست که چرا پسرا اونو واسه لذت میخوان
چون ما خودمونم پسرارو واسه لذت میخوایم
تا داستانای بعدی بوس بوس

نوشته: پریسا

10 Replies to “آقامون جنتلمنه جندگی هم عشق منه”

  1. عالی بود دمت گرم .. منم بی غیرتم و یکی از ارزوهام اینه که همسرم مثل تو باشه . ولی متعسفانه خانمم خیلی یوبسه . اگه کسی بتونه کمکم کنه ممنونش میشم

  2. اينا گفتي كاندوم زدن بعد چجوري ابشو ريخت تو كست با كاندوم؟؟؟؟ مادر منو هر کی گاییده آبشو بدون کاندوم ریخته تو کسش خود منم محصول یکی از همون آبریزیا هستم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

9 + 13 =