لعنتی کوس نبود کلوچه بود

با سلام خدمت دوستان این داستان هنوز هم‌ بعد ۷ سال ادامه داره من یه هیکل معمولی دارم با کیر نسبتا بزرگ خانمم یه دوست داره به اسم پرستو که اونم ازدواج کرده و ۲ تا بچه داره ولی با هیکلی بسیار سکسی و بدنی سفید و اندامی این باربی داستان از اونجا شروع شد

لعنتی کوس نبود کلوچه بود بیشتر بخوانید »

از شما بدبخت ترم کسی هست که اونم منم

سال ۷۷ بود قرار بود با خانواده خالم و داییم اینا بریم مشهد از ی طرف خوشحال بودم که واسه اولین بار (البته آخریش هم شد ) میخوایم بریم مسافرت و از ی طرف هم ناراحت … روز موعود فرا رسید و علاوه بر خالم و داییم اینا خانواده عمه پسر خالم هم بودن. ۱۸

از شما بدبخت ترم کسی هست که اونم منم بیشتر بخوانید »

مستی و راست کیر

سلام ماجرا برمیگرده به دو سال پیش خواهر زنم ۲۱ سالش بود و یه پسر دوسال و نیمه داشت و من در حال جدایی بودم از زنم به دلایل خیلی سطحی . بگذریم من ۳۲ سالم بود ۱۹۰ قدمه و ۹۲ کیلو وزنمه اگه براتون مهمه من تو شهر خانومم اینا یک خونه تو یک

مستی و راست کیر بیشتر بخوانید »

کص صورتی تر و تازه خیس

سلام من حامد هستم خاطره ای که براتون میگم شروعش از سال 92 بود   34 سالم بود تو یه کارگاه صنعتی کار میکردم اغلب پرسنل مرد بودند جز یکی دو نفر که یکیشون منشی بودند. به اسم مهسا قبل از ایشون هم منشی داشتیم اما من رابطه ای با اونا نداشتم. مهسا از خرداد

کص صورتی تر و تازه خیس بیشتر بخوانید »

لاسیدن با زندایی تو ماشین

سلام دوستان همون طور که در داستان قبل گفتم بعد از سکس در موتور خونه زندایی زودتر اومد بیرون و من هم رفتم دوشی گرفتم و رفتم اتاق خودم در ته سازی ته باغ چرتی بزنم که تا چشمام رو بستم و باز کردم 2 ساعتی خواب بودم تلفنم زنگ خورد و گفتن بیا برای

لاسیدن با زندایی تو ماشین بیشتر بخوانید »

خط کسش افتاده بود بیرون

سلام من ارشام هستم ۳۳ ساله و این داستان برمیگرده به ۲۴ سالگیم …. ی دختر عمه دارم که پدرش زندان بود و مادزش پرستار با ی برادر کس خل شاد…من و اون هرز گاهی ی وقتی های و رو با هم در جم فامیلی میگذرندیم …تا اینکه رابطمون شکل و روش صمیمی بیشتری گرفت

خط کسش افتاده بود بیرون بیشتر بخوانید »

بالاخره وحشی بود یا سافت؟

سلام به همه اعضای محترم و حشری شهوتناک این ی داستان واقعیه با کمی تغییر. اسم من ارمان و قیافه معمولی و جثه کوچیکی دارم. همه چی بر میگرده به دوران دبیرستان.روزایی که منم مثل همه هم سنو سالام فقط فیلم سوپر میدیدم و مسلما مجبور میشدم جق بزنم. اما ماجرا این بود که همیشه

بالاخره وحشی بود یا سافت؟ بیشتر بخوانید »

داستان سکسی با دکتر حمید

من سپیده هستم میخوام داستان سکسی که با دکتر حمید داشتم رو تعریف کنم من چهل و پنج سالمه و بدن خیلی خوب و ورزشکاری دارم قضیه بر میگرده با تابستون امسال که تو باغمون بودم حوالی کرج که اونروز قرار بود دکتر بیاد و واکسن بزنه به سگامون صبح کاری برای شوهرم پیش اومد

داستان سکسی با دکتر حمید بیشتر بخوانید »

سوراخ منو باز کرد

سلام. داستانی که میگم براتون واسه دوران کم سن سال بودنمه دقیق یادم نی ۱۶ یا ۱۷ سالم بود خوب دوران ما تو رفیقا انگشت کردن هم مالیدن چیز عجیبی نبود مخصوصا تو باری قایم باشک این روزا گذشت من در مغازه داییم وایمیسادم کمکش بودم خونه خودمون کنار مغازه بود به خاطر تعمیرات چند

سوراخ منو باز کرد بیشتر بخوانید »

راه كار

بعد از گذشتن تقریبا 8 ماه از سكسی كه با خواهرم زهرا داشتم رابطه ی من و خواهرم واقعا افتضاح شده بود جوری كه همیشه در حال فرار كردن از هم بودیم وقتی یه جا مجبور بودم كه كناره هم باشیم تا اوجایی كه میشد از من فاصله میگرفت و حتی به من نگاه هم

راه كار بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا