آغوشش خانه ام است
بیدارم اما چشمام بسته است ، تازه هوشیاریم داره برمیگرده…چه خواب عمیقی بود… به سختی چشمامو باز میکنم و سرمو از زیر پتو میارم بیرون…اوووه نور آفتاب اذیتم میکنه…دوباره برمیگردم زیر پتو تو لونه ام… یه لحظه به خودم میام…عصبانی میشم از دست خودم که اینقدر ورجه وورجه میکنم…بدون هیچ حرکتی سعی میکنم خودمو
آغوشش خانه ام است بیشتر بخوانید »
