تقدیر من جنده شدن بود
کت شلوار مشکی پوشیده بود با یه کروات نیلی رنگ نگاهم رو از چهره ی جذاب پسر گرفتم و با صدایی که میلرزید پرسیدم دست ….شویی …کج کجا …سسستت ؟ به آخر سالن اشاره کرد از میان جمعیت تلو تلو خوران به سمتی که پسر گفت رفتم احساس کردم دارم میوفتم که کسی بازوم رو […]
تقدیر من جنده شدن بود بیشتر بخوانید »
