سکس با زن برادر زاده ام

در مقدمه بگم که من عاشق زن کنونی برادر زاده ام شدم ولی یک اشتباه باعث شد نسیم نصیب احمد پسر داداشم بشه که قصه آن درازه و در این مجال نمی گنجد. باری…

 

و اما راویان اخبار و ناقلان آثار و طوطیان شکرشکن شیرین گفتار و خوشه چینان خرمن سخن دانی و صرافان سر بازار معانی و چابک سواران میدان دانش، توسن خوش خرام سخن را بدینگونه به جولان در آورده اند که…

 

چند ماهی از عروسی نسیم و احمد گذشته بود من و احمد دعوت به یک عروسی خیلی های کلاس شدیم اونم حنا بندان داخل باغ شخصی داماد که با من دوست بود از نسیم هم خواستم بیاد در عروسی شرکت کنه من هنوز مجرد بودم و هستم نسیم رودروی احمد گفت میام اما از نخوای برقصم من گفتم باشه اونجا نه تو را می شناسند و نه احمد را شما رو صندلی بشینید و حال کنید من قطعا می رقصم نسیم
لباس خیلی شیک و سکسی پوشید از من خواست ببینم چطوره گفتم از احمد بخواه خیلی ریلکس گفت اون دهاتیه نمی فهمه احمد گفت عمو تو برو نگاه کن اگه عیبی داشت بگو عوض کنه احمد یک سال و نیم از من کوچکتره

 

گفتم بیا با هم بریم نسیم گفت لازم نکرده پیش احمد خجالت می کشم با تو راحت ترم ؟!!!!
رفتم دیدم لباس سبز زیتونی بسیار زیبایی تنشه خط سینه ها کامل باز از پشتشم تا قوسی کمرش بازه و گیسوان پریشان و انبوهشو ریخته رو سینه ها و پشتش
چرخی زدو پرسید چطوره
بیییییییست عالییییی
کاش تنهایی می رفتیم با هم می رقصیدیم
کاش … اما نمیشه

 

رفتم جلو آیینه تا خودمو برانداز کنم از پشت اومد استنکی زد به باسنم
وااای چه باسنی داری انگار دختری؟!
پس مال خودت چی؟
آخه من زنم زنا باسنشون باید بزرگ باشه
احمد صدامون کرد چی شد ؟

 

رفتیم بیرون و سوار شدیم رفتیم دوری زدیم تا آفتاب رفت و تماس گرفتم گفتند جشن آغاز شده بیاین
تا رسیدیم هر سه فکر می کردیم نسیم لباسش خیلی لختیه دیدیم نه بین اون همه نسیم پوشیده تره
آخه لباس نسیم یک بلیز بلند سنگ دوزی شده فیت تنش بود با چاکی پایی که تا باسنش ادامه داشت و اون لختی هایی که گفتم بدون آستین نسیم شنل سفیدی از روش پوشیده بود تا رسیدیم در اورد همه چشمهای هیز نگاهشون به نسیم افتاد همانجا نسیم با احمد درگوشی حرف زد بعد در گوش من گفت بابک احمد را گفتم انگار من دوس دختر تو امذمجلس خیلی قاطی و بدون رقص انگ دهاتی به من می زنندذتو هم که اصلا رقص بلدذنیستی گوشه ای بشینمو تماشا کن اونم گفت باشه

 

منو نسیم قاطی جمع شدیم مردای هیز دیدن نه نسیم صاحب داره و هر دو هم به هم میان خلاصه تا شام بخوریم سر پا دو بار من ابم اود مخصوصا زمانی که آهنگ لامباده زده شد لامبادا رقصدیم !
گرمی و خیسی کوصش روی ران پام محشر کرد و کیرم میخواست شلوارمو پارکنه و نسیم کاری می کرد که برجستگی کیرمو هی از دست نده تا شام اومد و من خایه هام درد شدیدی گرفتند طوری که نمیتونستم بشینم
بابک چیته؟ بخودت می پیچی
هیچی نسیم
بگو چیته انگار دلدرد داری
نه مهم نیست خوب میشه
بگو اگه مشکل داری بریم دکتر
نه خوبم نگران نباش
احمد رسیدو حرفامونو قورت دادیم انا خایه درد امانمو بریده بود

 

دیر وقت رفتیم خونه احمد و نسیم خوابیدیم زمستان بود کرسی گذاشته بودند و بخاری هم روشن بود طولی نکشید صدای خورپف احمد در آمد و من از خایه درد بخودم می پیچیدم متوجه شدم پاهای لختی از سمت پاهایم تا نزدیک سینم اومدذاول فکر کردم خواب می بینم اما دست کشیدم متوجه شدم پاهای لخت بدو شلوار و شورت نسیم است

 

رانهای ساف و پرش که ارزوی فقط دیدنشو داشتم حالا زیر نوازش دستام بود و در خایه هایم از یادم رفت چرخیدم تا سرم سمت سرش شد و مجال نداد لبامو کرد توذدهنش و همو خوردیم
گفت بیا روم من مال تو ام منم با پیژامه بودم در اوردم و پاهاشو جمع کرد فاصله داد تا بینشان کیرم بره تو کوصش کیرم نگو بزرگتر از مال احمده تا فشار دادم رفت تو کوصش اما با صدای نسبتا بلند گفت آخخخخخخ ترسیدم احمدذبیدارشه که نشد تا صبح چهار بار در حالت های مختلف گاییدمش

 

از اون تاریخ که سه سال 7 ماه است گذشته منو نسیم هفته ای نشده سکس نداشته باشیم برای راحتی ارتباطمون واحدهای شهرستانمون را دادیم اجاره در یک مجتمع زندگی می کنیم در منطقه ای خوب تهران در واحدهای شیک و بزرگتر زندگی می کنیم

نسیم چهارماهه آبستن است البته بچه مال احمد است احمد راننده ترانزیت است اغلب بین ایران و کردستان عراق تردد می کنه منم هرگز به خیال ازدواج نیستم احمدم میدونیم که از ارتباط بین نسیم و من باخبره و به اعتراف نسیم خیلی ریلکس است میگه چه اشکالی داره مگه تمام شدنی است سکس تو و عمو هر دو را راضی می کند ،
منم من اغلب خونه نیستم پس یک رابطه سالم و بر طرف شدن نیاز های سکسی تو برایم محترمه !!

 

اینم حکایت من
عمو بابک از تهران

بازدید از سایت سکسی سکس➥ و چت سکسی شهوتناک➥ یادت نره! کلیک کن!➥ ممنون

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا