کیر برادر حلال خواهر

سلام من اسمم محمد است افغان هستم و یک فامیل شش نفره هستیم که پدر و مادر و 2 برادر و 2 خواهریم ، خواهر بزرگترم که حدودا 35 سالشه ازدواج کرده و سه فرزند دارد . وقبلا چون شوهرش کارمند بود وضعیت زندگی خوبی داشتند و وضع مالی شان عالی بود تا اینکه شوهرش بیکار شد و روز به روز وضع مالی شان خرابتر شد .

 

داستان ما از جای شروع شد که شوهر خواهرم بیکار شده و بعد از چند سالی از هم جدا شدند و خواهرم با 2 پسر و 1 دخترش تنها مونده و شوهرش چون آدمی بی مسولیتی هستش خواهرم را به حال خود شان ول کرده . من کارمند دولت هستم و وقتی آخر برج حقوقم رو میگرفتم یه مقدار خوراکی و بعضی لوازم براشون میخریدم میبردم براشان تا یی مقدار کمک مالی براشون باشم و تا حال هیچ حسی سکسی بهش نداشتم چون خودم ام ازداوج کرده بودم و دو فرزند دارم. داستان از جای شروع شد که یک روز میرفتم تا احوال خواهرم رو بپرسم و خونه های ما پهلوی هم قرار داره و وقتی رفتم در حویلی (به معنی خانه) باز نبود و من کلید حویلی ایشون رو داشتم و کلید انداختم و در رو باز کردم که دیدم کسی خونه نیست .

 

دیدم توی صحن حویلی  نشسته و یه تی شرت و یه تمبون سفید پوشیده و و داره لباس های چرک رو با دست میشوره وقتی بلند شد تا باهام احوال پررسی بکنه من نگاهم به تیشرت و پایین تنه اش افتاد که پستون هاش که داخل کرست بود و رون های گوشتیش قشنگ حس میشد زیر لباسش، چون تا هنوز اینجوری ندیده بودم دلم بدجوری خواستش ، من فقط نگاهش کردم و لذت بردم برا اولین بار دیگه هیچ اتفاقی بین مون نیفتاد. کم کم علاقه ام بهش بیشتر شده و اینکه قبلا هفته یی یکی دو بار سراغش میرفتم و حوالشو میگرفتم ولی حالا هم روزه میرفتم و دیدمیزدم ولی دیگر با اون حالت سکس نبود و همیشه لباس های مرتب میپوشید چون نسبتا مذهبی بود.

 

از اینکه خواهرم چند سالی میشد سکس نداشت حس میکردم خیلی به سکس نیاز داره و این نیازش هر روز چند برابر میشه و من کوشش میکردم خودمو بهش نزدیکتر کنم و بتونم بکنمش. ولی جرآت این کارو نداشتم چون ازش خجالت میکشیدم و شاید اون هم اگر بهش دستم میزدم اعصابش خورد میشد . آخر ماه شد و من حقوقمو گرفتم و یی مقدار لوازم براش خریدم و بردم و دست بچه هاش دادم که سن شون از 15 ساله بیشتر نیستند و احوالشو پرسیدم و خوب بودند و ازم بابت خوراکی ها تشکری کرد که ممنون که با ما همکاری میکنی و اینکه داداش دیگرم هم بهش پول میفرستاد. داداشم با فامیلش خارج زندگی میکنند. و رفتم خونشون و نشستم و بهم چای اورد و با هم حرف زدیم و چایی رو باهم نوشیدم و من یواش یواش به همه جاش نگاه میکردم طوری که نفهمه وقتی از خونه شون میرفتم تا دم در برا خوش آمد گویی یا شاید هم تشکری، منو رهنمای کرد و توی هال از من جلوتررفت تا درو برام باز کنه و من از دنبالش رفتم یک لحظه بی اختیار رفتم سراغش و از پشت بغلش کردم و کیرم که حدودا شاید 14 سانت باشه، نسبتا کوتاه ولی زیادی کلفته و توی هر کوسی به سختی جا میشه .

 

وقتی بغلش کردم کیرم سیخ شده بود به کون اش مالیده میشد حس کردم فهمیده ولی باز هم جرآت نکردم سینه هاشو دست بزنم یا اینکه بکنمش فقط بغلش کردم و وقتی به خودم این جرآت رو ندیدم گفتم بزار بگم همین جوری بغلت کرده باشم تا احساس کمبود نداشته باشی و گفتم من خیلی دوستت دارم و نمی زارم مشکلی بهتون پیش بیاد و وقتی ازش جدا میشدم کیرم خیلی سیخ شده بود و کاش میشد تا دسته کیرم میکردم توی کوس و کونش. اون روز گذشت و من باز هم نتونستم کاری بکنم و چند وقتی از این موضوع گذشت و منتظر بودم تا دوباره حقوقم رو بگیرم و مقدار خوراکی و بعضی نیازمندی هاشو براش بگیرم و اینبار وقتی میبرم باید بکنمش .

 

 

آخر ماه شد و من تقریبا همه چیز براشون خریدم و از دفترم زدم بیرون و جون خانمم معلم هستش و بچه های خواهرم هم توی مدرسه هستشون که به راحتی میتونم برم خونه شون و کارمو انجام بدم. رفتم دیدم خونه رو مرتب کرده وقتی زنگ درو زدم و اومد دم در و دید این همه براش خرید کردم خیلی ازم تشکری کرد کمکم کرد تا همه واسیلو بردیمیشون توی آشپزخونه دیدم داره براش چایی ریخته و میخاد چایی بخوره و ساعتو نگاه کردم دیدم خیلی وقت زیاده اگر بخام ترتیبشو بدم وقت زیاده و حالا حالا بچه هاش توی مدرسه هستن و توی خونه ما هم کسی نیست. حسی خیلی خیلی عجیبی داشتم شهوت و ترس هر دو رو با هم داشتم نمی دونستم چجوری شروع کنم و نکنه سروصدا کنه و همه رو باخبر کنن توی این فکرا بودم که درو اتاقو باز کرد و من دنباش رفتم توی اتاق لباسی نسبتا سکسی تنش بود و من قمبلشو میدیم ولی طوری نبود که همه جاش لخت باشه ودیده شه برام چایی ریخت و چایی رو خوردم و اون حرف میزد ولی من اصلا حرفا شو درست نمی شیندیم یا شاید نمی فهمیدم ، اصلا فکر کنم اون لحظه گوشام قفل شده بودند ، من فقط با استرس خیلی زیاد داشتم فکر میکردم چجوری بکنمش ولی اون اصلا توی اینفکرا نبود و داشت حرف میزد و نمی دونستم چه میگفت من فقط سرمو میجونبوندم و اصلا حرفاش برام مفهمومی نداشت و یه لحظه ازم پرسید داداش حالت خوبه رنگت پریده که گفتم اره خوبم چیزیم نیست و تا اینکه بعد از چند دقیقه یی چایی رو تموم کردم و با حالت خیلی خراب خواستم برم و از تصمیم خودم منصرف شده بودم چون خیلی استرس داشتم ولی شهوتم بدجور دیونه ام کرده بود.

 

و وقتی توی هال داشتم ازش خداحافظی میکردم یه وقت دوباره دلمو زدم به دریا با اینکه دستالم داشت میلرزید بغلش کردم و کیرم که نمیه راست بود توی یک لحظه سیخ شده بود و فکر کنم خواهرم شوکه شده بود و داشت چشاش از حدقه بیرون میزد و فکر کنم فهمیده بود که امروز قراره گاییده بشه و من وقتی کیرم سیخ بود از پشت بغلش کرده بوده کیرم وسط چاک کونش بود که خیلی نرم بود رفت و بعد فهمیدم شرت پاش نبوده و فقط همون یک لباس نازک تنش هست و لباس با اینکه کتونی بود چیزی از بدنش معلوم نبود فقط پیرهنش و تمبونش خیلی نرم بودند و وقتی من از پشت بهش چسپیده بودم و کیرم لای چاک کونش کاملا جا افتاده بود وداشتم مثل خر کیف میکردم این فقط برا چند ثانیه بود و من سینه هاشو گرفتم توی دستم که کرست بسته بود وقتی سینه هاشو گرفتم یهو بهم گفت داداش داری چکاری میکنی و از این حرفا و برا چند لحظه نذاشت من دست مالیش کنم و مقاومت میکرد ولی چون من زورم ازش بیشتر بود و اون کاملا توی مشتم بود نتونست کاری بکنه و من مثل وحشی ها داشتم سینه هاشو توی دستم گرفته بودم و کیرم کاملا لای چاک کونش بود و حال میکردم.

 

 

بیجاره نمیدونست چکار بکنه یا چه بگه و رنگش پریده بود و بیحال موند و من با اینکه دلم بهش سوخته بود ولی از طرفی نمیتونستم خودمو کنترول کنم لباسشو در آوردم و اون هیچ کاری نمی تونست جز مقاومت که آن هم فایده یی نداشت . با یک چشم بهم زدن من بدنشو لخت کردم دیدم وای چه میبینم یه بدن نسبتا سفید و کون قلمبه ولی سینه هاش خیلی بزرگ نبودند و طوری که سینه هاش به راحتی توی دستام جا میشد ولی اندام لاغری نداشت ، انداشم عالی بود نه زیاد چاق و نه لاغر همه بدنشو لخت کردم و دیدم به به چه کوسی و چه کونی داره ، دیگه مقاومت نمی کرد و من گردنشو لیس میزدم و ممه های کوچکشو با دستام می مالیدم و شاید اون هم دلش کیر میخواست برگردونمش و از روبرو بغلش کردم و سینه هاش به سینم و کیرم لای چاک کسش رفت و لباشو خوردم و صورتشو چند بار بوسش کردم وگردنشو گاز میگرفتم و چون کیرم لای چاک کوسش بود فک کنم اون هم یه خورده لای کسش خیس هست و جنده خانم کم کم خوشش اومده و من که داشتم لای کوسش کیرم رو می مالیدم و خوابدونمش و لنگاشو گذاشتم روی شونم ولی اون هیچ کاری نمیکرد و شاید شرمیده بود و بهم نگاه نمیکرد و قتی کیرم رو دم کسش می مالیدم فکر کنم حالش خیلی خراب بود و دستاشو مشت کرده بود و داشت بهش فشار می اورد ، من کیرم دم کسش می مالیدم و حال میکردم و وقتی کمی فشار دادم دیدم چشماشو باز کرد و وقتی فشارو بیشتر کردم کیرم رفت تو و با انگشاتش چنان پشتمو چنگ میزد که اینگار دردش اومده و من یواش یواش کیرمو تا ته کردم توش با اینکه کیرم 14 یا 15 سانته ولی خیلی کلفته و داشته درد میکشید.

 

ولی من یواش یواش میکردم تا عادت کنه، چند لحظه روش خوابیدم و داشتم سینه هاشو میخورم و گردنشو که اونم حال میکرد و وقتی دیدم داره حال میکنه من تلمبه زدنمو شروع کردم و داشتم تلمبه میزدم اولش فکر کنم گفت یواش یواش وقتی به خودم اومدم دیدم داره میگه یواش یواش داداش دارم اذیت میشم. من دوباره سینه هاشو خوردم و تلمبه رو بیشتر کردم دیدم خبری نیست و من داشته به سرعت میکردمش ، وقتی کیرم توی کوسش میرفت اینگار داره کوسش پاره میشه چون کیرم خیلی کلفت هست برا کوس خواهرم و هی تلمبه میزدم و هی حال میکردم و اونم لذت میبرد ، نمی دونید او لحظه که داره کوسش جر میخوره و داری خواهرتو میکنی و تا ته کیرت توی کوس خواهرته چه حالی میده . من داشتم با سرعت تلمبه میزدم و اونم داشت اخخخخخخخخخخ اخخخخخخخخخ میکرد و داشت از کیری توی کوسش لذت میبرد .

 

داشتم منفجر میشدم و برش گردوندم و با صورت خابوندمش و چند دقیقه با باسنش ور رفتم و با سوراخ کونش بازی میکردم و کیرمو لای قمبلش می مالیدم و هی هال میکردم و دلم می خواست او سوراخ کونشو جر بدم ولی بیخیال شدم و از پشت گذاشتم دم سوراخ کوسش و فشار دادم و خودمو بهش چسپوندم و هی فشار میدادم و تا ته میکردم توی کوسش و سینه های کوچولوشو توی دستام میگرفتم و میمالیدم و کوسش داشت جر میخورد . همینجور روش خوابیدم و جند باری تلمبه زدم و گردنشو گاز میگرفتم که داشتم منفجر میشدم و کیرمو از کوسش کشیدم و با شدت فراون آبمو رو باسنش خالی کردم اون قبلی من ارضا شده بود همینجور رو صورت خوابیده بود . شلوارمو پوشیدم و از خونه زدم بیرون …

 

 

بازدید از سایت سکسی سکس➥ و چت سکسی شهوتناک➥ یادت نره! کلیک کن!➥ ممنون

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا