معجزه ی ۳۷ میلیونی

سلام من سمانه ۳۰ سالمه دختر چشم و گوش بسته ای بودم تا اینکه با علی ازدواج کردم علی ۸ سال بزرگتر از من بود .

 

کیر کوچولو و زود انزالی حال به هم زن از خصوصیات شوهرم بود . تا او زمان که با علی بودم انگار نمیدونستم سکس چیه ارگاسم چیه ،اما مرد خوب و خوش هیکل میدیدم شرتم خیس میشد ۴ سال از زندگی مون گذشت به همین منوال تا اینکه علی از کار اخراج شد و بیکار بود ،بدهکاری و قسط خونه خیلی زیادی داشتیم و یک ماه به این در و اون در زدیم تا ۳۷ میلیون پول جور بشه اما نشد تا اینکه دوست علی که اسمش محمد بود از،موقعیت استفاده کرد و به علی پیشنهاد بی‌غیرتی داد!

بهش گفته بود زنت رو بده با من یه هفته بیاد مسافرت و ۳۷ میلیون بگیر تا مشکلاتت رو حل کنی .علی هم اومد خونه و این خبر وحشتناک رو به من داد و با التماس ازم خواست که قبول کنم اولش زیر بار نمی‌رفتم اما با اسرارش قبول کردم .علی خوشحال شد و سریع بع دوستش پیام داد اونم درجا ۳۷ تومن رو واریز کرد و زنگ زد به شوهرم و گفت که فردا میام و زنت رو میبرم . من استرس و ترس و نگران بودم اون شب حموم کردم خوشکل کردم تمیز کاری های زنونم رو انجام دادم و فرداش محمد اومد دنبالم یه آقای خوشتیپ و جنتلمنمن حتی اومد بالا طبق سوم که خونمون بود تا منو ببره

 

وقتی منو دید گفت واو چه خانم خوشگلی فکر نمیکردم اینقدر جذاب و خوشکل باشی جلو شوهرم دستش رو دراز کرد که بهم دست بده چقدر دستهای مردونه و بزرگی داشت تو نگاه اول محمد شد کراشم و عاشقش شدم دستم رو گرفت و از علی خدا حافظی کردیم و رفتیم تو ماشینش که ۲۰۷ بود . کاملا تسلیم محمد شده بودم یه مرد واقعی و با ادب و خوش هیکل .اصلا نه پرسیدم کجا میخوای منو ببری و نه اینکه چیز دیگه ای هر چی محمد بگه حتما همونه

 

اونقدر خوب صحبت می‌کرد و بهم آرامش میداد که کلا فراموش کرده بودم که من یه زن متاهلم و دارم با یه غریبه میرم بیرون
از اونجا تا وقتی برسیم ویلا شمال با هم صحبت کردیم حتی راجع به سکس هم باهام صحبت کرد تا روم باز بشه باهاش . هنوز نرسیده بودیم که زد کنار جاده وایستادیم واسه اولین بار خواست بوسم کنه …وایی چه طعمی داشت لباش

چند ثانیه لب گرفتیم و بعد رهام کرد و دوباره حرکت کرد من که خودمو خیس کرده بودم و کسم داغ شده بود با عشوه گفتم پس کی می‌رسیم محمد؟ گفت چیه عجله داریا بعد گفت پس بریم یه رستوران غذا بخوریم تا وقتی رسیدیم خونه دیگه درگیر غذا و اینا نشیم و یه راست بریم تو تخت

وقتی رسیدیم ویلا زودتر میخواستم بغلم کنه و کار رو انجامش بدیم اما اول رفت دوش گرفت عطر زد و یهو منو دید دارم آرایش میکنم بغلم کرد و پرتم کرد رو تختش حوله تن‌پوش تنش بود وقتی باز کرد یه کیر ۲۰ سانتی قطور و بزرگ که آب از کس هر کسی با دیدنش میاد . یک ساعت تمام خوردیم و نوازش کردیم و لب گرفتیم و انگشت کرد تا کس کوچولو آماده دخول بشه . فرو کرد توش آنگار بهشت همونجا بود چند تا تکون داد کاملا ارگاسم شدم ازش خواستم کمی صبر کنه گفت چی شد گفتم آبم اومد چند تا بوسم کرد و گفتم که دوباره بکنه توش دمر خوابیدم تو واژنم عروسی بود از حال خوب که نفهمیدم انگشت شصتش که اندازه کیر شوهرم بود فرو کرده همزمان تو باسنم خوب بازش کرده بود آقای کار بلد

من تا حالا کون نداده بودم اما تو نوجوانی با خیار خود ارضایی میکردم از کونم و کاملا لذت بخش بود واسم
وقتی کیر به اون بزرگی رو فرو کرد تو مقعد به راحتی رفت توش و حساس خوبی داشتم مخصوصا زمانی که تا ته می‌رفت تو ، انگار نقطه جی من تو کونم بود که با ضربه های محکم تو آب کسم پاشید بیرون و جیغ زدم . محمد هم از اینکه تونسته بود یه زن هات رو به این درجه برسونه که آب واژن زن بیاد حال می‌کرد چند بار ارگاسم و سرخوشی که هیچ وقت تجربش نکرده بودم گرفتم تا اینکه نعره های محمد در اومد و آبش رو خالی کرد تو باسنم و هر دو لرزیدیم

اون سکس اونقدر به هر دومون چسبید و حال داد که بلا فاصله بعد از سکس زنگ زد به علی و خیلی مردونه و با جذبه گفت من این زن رو میخوام و بهت پس نمیدم فردا میارم اونجا و توافقی طلاقش بده و کل یک میلیارد بدهیت رو یکجا بهت میدم تا بری پرداخت کنی
اولش علی مخالفت می‌کرد اما با فشار محمد قبول کرد

و تمام این کارها بدون هماهنگی من انجام شد و اصلا نظر من انگار مهم نبود واسش
من که از شدت ارگاسم هایی که گرفته بودم بی‌حال رو تخت ولو بودم
محمد اومد پیشم و موضوع رو بهم گفت
من شوکه شدم محم میگفت از همین لحظه مال منی و علی دیگه شوهرت نیست

منم تسلیم محض مرد زندگیم بودم و فقط سکوت کردم بعد یه مدت فکر کردم حالا جواب خانوادم و مامان بابام چی بدم

یعنی بگم چرا از علی جدا شدم و…. با محمد مشورت کردیم و تصمیم گرفتیم با علی شوهرم یه مدت بیایم شمال و واسه علی یه خونه اجاره کنه جدا و به خانواده هامون بگیم که واسه کار رفتیم یه شهر دیگه
بلاخره بعد ۴ ماه طلاق رسمی از علی گرفتم و تازه ۲ ماهه کیان پسر من و محمد رو حامله بودم که باید ۴ ماه صبر میکردیم تا عقد کنیم …

 

الانم من و محمد و کیان زندگی خیلی خوبی داریم هر چند محمد گاهی شیطنت میکنه و دخترهای دیگه رو بعضی وقتها میکنه اما اما همیشه به من میگه منم از شنیدن اینکه چطوری مثلاً اون دختره رو کرده خیس میشم و با التماس میرم زیر کیرش تا بقیه حرفاشو زیر کیرش بشنوم. خیلی‌ خوشبختم الان. شما چی‌ فکر می‌کنید؟

بازدید از سایت سکسی سکس➥ و چت سکسی شهوتناک➥ یادت نره! کلیک کن!➥ ممنون

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا