میاد سارا رو میکنه و میره

سلام .

 

این قضیه مربوط میشه به حدود۶ماه پیش که من واسه همسرم نفر سوم پیدا کردم که بگاد همسرمو. اول از همه بگم که اسم من علی هستش از یکی از استان های غرب کشور. ۳۶سالمه و خانمم سارا۳۰سالش.ه من قدم هیکلی و ۹۰ کیلو وزن دارم و خانمم هم ۶۸ کیلو وزنشه و سایز سینه هاش ۸۰هستش . قضیه از اینجا شروع شد که چندوقتی بود خیلی دوست داشتم یک نفر کیر دراز پیش من با خانمم سکس کنه واقعا دیگه هروقت بدن سکسیه زنمو میدیدم باهودم میگفتم ای خدا ایکاش راضی بشه یه نفرو بیارم پیش خودم بگادش.این فانتزیمو یواش یواش بهش رسوندم که دوست دارم پیش من بایه نفر دیگه سکس کنی به شدت مخالفت میکرد و هرازگاهی هم کارمون به دعوا میکشید و حتی هروقت تو سکس هم بهش میگفتم قهر میکرد و پامیشد و میرفت.

 

 

یکبار که تو باغ مون بودیم شب بساط مشروب رو اوردم که باهم مشروب بخوریم.باخودم گفتم امشب اونقدر مستش کنم که پیشنهاد دادم قبول کنه.اینم بگم که خانمم من بشدت هات و حشری هستش و شدیدا از شراب انگور خوشش میاد چون دوبل میکنه حشریتش رو.خلاصه نشستیم سر بساط خوب باهم مست شدیم و سروع کردیم به سکس وسط سکس که دیدم دیگه جاشه بهش بگم بهش گفتم سارا جان خوشگلم دوست دارم همینطوری که من کوس میدی پیش من به یکی دیگه هم کوس بدی و من ببینم لذت بردنت رو.دیدم بدنش داغ شد و حشریتش یکم رفت بالاتر و اف و اوف کرد و هیچی نگفت خلاصه اون شب کارمون تموم شد و خوابیدیم.روز بعدش که بیدار شدیم بهش گفتم یادته دیشب تو سکس چی گفتم بهت بهم گفت اره یادمه بهش گفتم خیلی دوست دارم تورو زیر یه مرد دیگه ببینم بهم گفت اخه میترسم زندگی مون از هم بپاشه و به هم سرد بشیم منم گفتم نترس عشقمون بهم بیشتر هم میشه بهم گفت اخه کسیو سراغ داری که مورد اعتماد باشه و ابروریزی نکنه گفتم پیدا میکنم

 

 

یکی دوروز فکر کردم که کیو پیدا کنم یهویی یه نفر به ذهنم رسید مکانیک ماشینم که دوست صمیمی هستیم باهم و من همیشه ماشینمو میبرم پیشش چون دوسه باری دیده بودم از رو شلوارش که کیر خیلی بزرگی داره سارا هم که عاشق کیر بزرگه ولی کیر من در حدود۱۵سانته.باخودم گفتم چجوری به بهزاد بگم بیاد یکی دوروز تو این موضوع فکر کردم یهویی یه فکری به ذهنم رسید.به سارا گفتم که بساط مشروب رو اماده کن که امشب مهمون داریم گفت کیه مهمون گفتم مکانیکم گفت اخه مورد اعتماده گفتم اره خیالت راحت خلاصه شب شد و رفتیم تو باغ و شام رو خوردیم و بساط مشروب رو سارا اماده کرد و خوردیم و مست شدیم منم گوشیمو برداشتم و به بهزاد زنگ زدم گفتم بهزاد کجایی گفت خونه چطور نگرانی نیست که گفتم ما تو باغ موندیم ماشینم خراب شده میای ببینی چشه گفت فردا صبح میام گفتم نه کار واجبی داریم باید برگردیم شهر گفت باشه میام.ادرس رو دادم بهش گفتم حتما بیا.گفت باشه خلاصه حوالی ساعت۱۱ شب رسید باغ بهم زنگ زد و گفت دم درم گفتم الان میام رفتم در رو باز کردم و اومد تو بهم گفت چشه ماشینت گفتم روشن نمیشه گفت کاپوت رو بده بالا.اینم بگم که ویلای ما دوبلکس هستش و دوتا اتاق بالا هستش و با یه پله هندی میره بالا.

 

 

قبل اینکه دررو باز کنم به سارا گفتم برو بالا لباسای سکسیتو بپوش و منتظر باش هروقت دوتا سرفه کردم بیا پایین .خلاصه دروبازکردم اومد گفت کاپوت ماشینو بده بالا گفتم بیا تو حالا یه چایی بخور بعدش میریم سروقت ماشین.اومد تو و دید که بعله بساط مشروب به راهه گفتم بیا یه پیک باهم بزنیم گفت تنهایی گفتم اره تنهام نشستیم دوسه پیک باهم خوردیم و من دیدم که خوب مست شده دوتا سرفه کردم که سارا بفهمه و بیاد پایین بعداز یه ۱۰ثانیه دیدم سارا بایه لباس تنگ و تاپ شلواری که براش خریده بودم و واقعا هرکسی از دیدنش کیرش سیخ میشه از پله ها یواش یواش اومد پایین.بهنام تا دیدش یه مکثی کرد و گفت علی بهم گفته بودی اخه تنهایی گفتم خانمم سارا هستش خلاصه پاشد احوالپرسی کرد و سارا دستشو اورد جلو و باهاش دست داد نشست بین من و بهزاد.بهزادم میدیدم از خجالت داره اب میشه از یه طرف هم بدن خوش فرم و سکسی و کون خیلی بزرگ سارا رو میدید بدجور سیخ کرده بود.

 

 

خلاصه دوسه تا پیک دیگه زدیم و خوب که مست شدیم سارا یه پرتغال گذاشت دهن بهزاد گفتم بهزاد راحت باش بهزادم تا خواست پرتغال رو بخوره سارا بادستش پرتغال رو نگهداشت و صورتشو اورد جلو و یه طرف پرتغال دهن بهزاد بود یه طرف پرتغال رو هم سارا تو دهنش گرفت و باهم خوردن و یه بوس کوچیک سارا از لب بهزاد گرفت بهزاد مثل لبو سرخ شد از خجالت دیگه واقعا بدجور سیخ کرده بود بهزاد از تو شلوارش میشد دید سارا دستشو گذاشت از رو شلوار رو کیر بهزاد گفت ببینم اینهمه تعریف میکنی چطوری کیر دوستت گفتم نگاه کن سارا بهم گفت اره خوبه خوردنیه کیر دوستت همینطوری که نشسته بود زیپ شلوار بهزاد رو باز کرد خم شد جلوی بهزاد کیرشو دراورد و گفت وایییی عجب کیری جون میده واسه خوردن بهزاد هم بدجور حشری شده بود هیچی نمیگفت تو دست سارا جا نمیشد کیر بهزاد اونقدر که بزرگ بود درش اورد و شروع کرد به ساک زدن واسه بهزاد و کیرشو به طرز ماهرانه ای ساک میزد بهزادم که رو هوا بود یهو سارا بهزاد رو هل داد به پشت و شلوارشو کامل دراورد و شروع کرد دوباره واسه بهزاد ساک زدن واییی عجب کیری داشت ۲۱ سانت به قطر ۵ سانت کلفت و رگدار یواش یواش اه و ناله هردوشون بلند شد بهزاد سریع پاشد و یه لب درست و حسابی از سارا باهم رفتن و شروع کرد لباسای سارا رو یکی یکی دراوردن و ممه هاشو میخورد و سارا هم از شدت لذت اه و ناله میکرد سارا رو خوابوند رو مبل و پاهاشو داد بالا و شروع کرد به خوردن کوس سارا

 

 

سارا هم که دیگه واقعا دیوونه شده بود هی میگفت عزیزم بزار تو قربونت برم بهزاد میگفت نه عشقم هنوز زوده میخوام خوب بخورم کوس خوشگلتو دیگه کار به جایی کشید که سارا قسم میداد بهزادو که توروخدا بهزاد مردم بزاررتو دیگه دارم دیوونه میشم بهزادم پاشد و سارا رو بلند کرد و گذاشت لبه مبل و قمبل کرد و اروم اروم کرد تو کوس سارا اولش سارا یه جیغ کوچیکی کشید از شدت لذت بعدش که کل کیرشو جاکرد تو کوس سارا یه اه کوچیکی کشید و شروع کرد به تلمبه زدن الان تلمبه نزن کی بزن خیلی تند وسریع تلمبه میزد از پشت هم موهای درازه سارا رو گرفته بود هی قربون صدقه سارا میرفت و میگفت قربون اون کون بزرگت بشم من واییی عجب کوسی داری چقد تنگه و داغه و از این حرفا.سارا هم هی میگفت محکمتر بزن تو کوسم بهزاد محکمتر بزن قربون کیرت بشم من داره جرم میده این کیر بزرگت و تمام کوسمو پرکرده کیرت و بهم میگفت علی نگاه کن کیر یعنی این ها… دارم حال میکنم و از این نوع حرفا

 

 

خلاصه بعد۱۵دقیقه اب بهزاد اومد و پاشید رو کون سارا.سارا بهش گفت هنوز من ارضا نشدما بهزاد گفت باشه برم حموم بشورم یکم استراحت کنیم دور دوم رو شروع کنیم تا بهزاد رفت حموم به سارا اشاره کردم گفتم توهم برو حموم سارا پاشد رفت منم نشستم تو حال سیگار میکشیدم که دیدم دوباره صداشون دراومد پاشدم رفتم حموم دیدم بعله تو حموم ایستاده خم شده جلوی بهزاد بهزادم چقدر خوب تلمبه میزنه توکس سارا.بعد از ده دقیقه تلمبه زدن دیدم سارا یه جیغ محکم کشید و به بهزاد گفت قربونت بشم من فداتشم قربون اون کیرت بشم من و ارضا شد بهزادم بعدازاینکه حرفهای سارا رو شنید بشدت حشری شد و محکمتر تلمبه زد و یه اه بزرگی کشید و کل ابشو ریخت تو کوس سارا و ارضا شد.

 

بعدشم به لب درست و حسابی باهم گرفتن و سارا بهم گفت چرا این دوستتو زودتر نیاوردی از این به بعد هروقت گفتیم باید بیای بهزادم که از خداخواسته گفت چشم.خلاصه اومدن تو حال و لباساشونو پوشیدن و بهزاد گفت علی من دیرم شده پاشو بریم ماشینتو درست کنم برم و یه بوس خوشگل از لبای سارا گرفت و گفت مرسی فداتشم سارا هم گفت نوش جونت .به بهزاد گفتم بابا ماشین سالمه این نقشه بود که تو بیای اینجا بهزادم خندید و پاشد باهامون خداحافظی کرد و دوباره سارا رو بغل کرد و بوسید ورفت.

 

به سارا گفتم چطور بود گفت محشر تاحالا کیر به این بزرگی و کلفتی ندیده بودم حتی تو فیلما خندیدم و گفتم دوباره کی بگیم بیاد گفت بهت میگم گفتم باشه بعداز اون دیگه بهزاد شد نفر سوم ثابت مون و ماهی یکی دوبار میاد و پیش من سارا رو میکنه و میره

اینم از داستان من.

علی شومبولی

بازدید از سایت سکسی سکس➥ و چت سکسی شهوتناک➥ یادت نره! کلیک کن!➥ ممنون

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا