سلام. من میلاد هستم ۲۴ سالمه و دانشجو هستم و میخوام داستان سکسم با دوست دخترم سارا رو تعریف کنم. ما تو دانشگاه با هم دیگه آشنا شدیم و تقریبا ۲ ساله که با همیم و هر موقع که خونمون خالی میشه سریع بهش پیام میدم که خودشو برسونه پیشم .
من و سارا چن بار در مورد این که بعضی از مردا از پگینگ خوششون میاد حرف زده بودیم و منم بهش گفته بودم که فانتزی جالبیه ولی من تجربش نکردم. هفته پیش خانواده ما آخر میخواستن برن مسافرت که من به بهونه درس و امتحان پیجوندم و موندم خونه. چهارشنبه صبح که خانواده راه افتادن من یکم صبر کردم و بعدش به سارا خبر دادم که بیاد اونم گفت که باشه و اینکه یه سوپرایز دارم برات. منم کلی خوشحال و ذوقزده شدم و شروع کردم خونه رو مرتب کردن تا سارا برسه. بعد از نیم ساعت سارا رسید و همو بغل کردیمو بوسیدیم و بهش گفتم که سوپرایز چیه؟ سارا هم گفت که برم لباس عوض کنم و میام میگم. منم گفتم خب باشه پس منم چایی میریزم تا تو بیای.
سارا رفت تو اتاقو منم رفتم سمت آشپزخونه و چایی رو ریختم. بعد ۵ دقیقه دیدم سارا اومد و تازه فهمیدم که منظورش از سوپرایز چی بود! یه تاپ سفید و یه شلوارک مشکی پوشیده بود که یه برامدگی بزرکی از زیرش معلوم بود. من یه لحظه پشمام ریخت با خنده گفتم این چیه زیر شلوارکت؟ سارا هم آروم و با لبخند اومد جلو و شروع کرد لبمو بوس کردن. منم باهاش همراهی کردمو هی اون برامدگی میخورد به کیرم که داشت کم کم بیدار میشد. یکم که لب همدیگه رو خوردیم سارا گفت به سوپرایزت دست بزن ببین دوسش داری یا نه؟ منم با اکراه دستمو بردم سمت شلوارکش و شروع کردم به مالیدن برامدگیش و فهمیدم که دیلدو پوشیده. گفتم که یا خدا این چیه پوشیدی؟ سارا هم با خنده گفت خوشت اومده نه؟؟
منم خندیدم گفتم ینی چی خوشت اومده؟ چیکار قرار بکنیم با این؟ اونم با یه لبخند شیطنتآمیز گفت که نگران نباش من بهت میگم چیکار کنی و چیکار نکنی. هر چی گفتم میگی چشم فهمیدی؟ منم که زبونم بند اومده بود یواش گفتم باشه خب چیکار کنیم الان؟؟ سارا هم آروم دستشو گذاشت رو شونههام و منو هل داد به سمت پایین. گفت بشین رو زانوت. منم نشستم و گفت که خب حالا آروم شلوارکمو در بیار. منم شلورارکشو در آوردم و یهو دیلدوش که بهش میخورد ۱۸ سانت باشه زد بیرون. چشام جوری گرد شده بود که سارا خندش گرفت بعد با دستش دیلدو رو گرفت و آورد نزدیک دهنم بعد گفت دهنتو باز کن که کیرمو باید حسابی بخوری. منم دهنمو باز کردم و سارا سر کیرشو گذاشت تو دهنم. بعد گفت خب منتظر چی هستی؟ شروع کن ساک زدن دیگه پسر بد.
منم شروع کردم یواش کیرشو خوردن و لیس زدن. سارا هم هی ازم تعریف میکرد و میگفت آفرین پسر خوب. بعد چند دقیقه که کیرشو خوردم منو بلند کرد و گفت بریم تو اتاق. وقتی رسیدیم تو اتاق شروع کردیم لب گرفتن و تند تند لب همو میخوردیم. سارا هم کم کم دستش رفت سمت کونم و شروع کرد مالیدنش. بعد سارا منو کشوند سمت تخت و گفت که خم شو رو تخت ببینم. منم خم شدم و سارا شروع کرد شلوار و شورتمو آروم در آورد. بعد اومد در گوشم گفت که پسر خوبی باش و هر چی میگم بگو چشم باشه؟ منم گفتم سارا این کارا چیه شوخیه؟؟ یدفه سارا یه اسپنک محکم زد به کونم و گفت فهمیدی یا نه؟؟ منم گفتم باشه باشه خیلی خب. دوباره اسپنک زد و گفت بگو چشم ببینم. منم گفتم چشم چشم.
بعد سارا گفت آفرین و رفت سمت کونم. با دستاش کونمو گرفت و شروع کرد بوسیدنش و هی با زبونش لیس میزد کونمو. منم اولش حسی نداشتم ولی کم کم داشتم لذت میبردم. همینطور که سارا کارشو ادامه میداد یدفه گفت که من میخوابم رو تخت تو بیا بشین رو صورتم. منم گفتم چشم و تا خوابید رفتم رو تخت و نشستم رو صورتش. اونم سریع کمرمو گرفت و شروع کرد سوراخ کونمو لیس زدن. خیلی حس خوب و عجیبی داشت و خیلی زود به نفس نفس زدن افتادم. کیرمم بدجور شق شده بود و خواستم یکم بمالمش که سارا سریع فهمید و گفت که تا وقتی بهت اجازه ندادم دست به کیرت نمیزنی. منمن گفتم چشم ولی چون خیلی حشری شده بودم خیلی سخت بود که جلو خودمو بگیرم.
سارا هم هی به لیس زدن کونم ادامه میداد و تند تند زبونشو میکشید رو سوراخ کونم. بعد چند دقیقه یه اسپنک زد بهم و گفت: پاشو و داگی باش رو تخت. منم که اصلا دیگه شل شده بودم اطاعت کردم. سرمو برگردوندم که ببینم سارا چیکار میکنه و دیدم که رفت از کیفش یه لوبریکانت در اورد و اومد سمتم. یکم لوبریکانت ریخت رو کونم و شروع کرد سوراخ کونمو مالیدن و آروم یه انگشتشو فشار داد داخل. منم یه آخ بلند گفتم و سارا سریع یه اسپنک محکم بهم زد و گفت که آروم باش پسر خرب کاری نکردم که هنوز. تازه میخوام آمادت کنم. بعد همینطور که انگشتشو عقب و جلو میکرد دومین انگشتشو فشار داد داخل کونم و من چون به اولی داشتم عادت میکردم زیاد دردم نیومد.
سارا هم گفت خوب داری پیش میری و دستشو از پشت آورد سمت کیرم و یکم مالیدش و گفت که به به میبینم که کلی خیس شده و داری حال میکنی که! منم که خیلی حشری شده بودم بهش گفتم ادامه بده لطفا. بعد از این که سارا کلی با انگشتاش تو کونم عقب جلو کرد، انگشتاشو در آورد و گفت که خب آمادهای؟ منم گفتم که آره و سر کیرشو آورد نزدیک سوراخ کونم و هی میمالیدش. منم که از انتظار داشتم دیوونه میشدم هی بهش التماس میکردم که لطفا بکنش داخل. اونم که از نالهها و التماسهای من خیلی خوشش اومده بود هی لفتش میداد و میگفت بلندتر بگو و منم هی بیشتر و بلندتر التماسش میکردم که یدفه سر کیرشو فشار داد داخل کونم. منم یه درد شدید حس کردم ولی چون از شدت انتظار خیلی حشری شده بودم این حسم به درد غلبه کرد.
سارا هم کم کم و خیلی آروم داشت کیرشو میکرد داخل کونم و آروم حینش عقب جلو میکرد. تا جایی ادامه داد که من دیگه دردی احساس نمیکردم و سارا فقط داشت تلمبه میزد تو کونم. نالههام بلند شده بود و کیرمم حسابی سفت و شق مونده بود و یه لذت عمیقی تو کونم حس میکردم. بعد چند دقیقه سارا کیرشو آروم در اورد از کونم و گفت که خسته شدم پس باید بیای بشینی روش. منم گفتم چشم و تا سارا خوابید رو تخت رفتم که خودمو رو کیرش تنظیم کنم. کیرشو رو سوراخم تنظیم کردم و یواش سعی کردم بشینم روش. سارا همونطور که کمرمو گرفته بود گفت که بدنتو بده عقب که پروستاتت بهتر تحریک بشه. منم دقیقا همینکارو کردم و یواش شروع کردم خودمو بالا پایین کردن.
دقیقا همونطور که سارا گفت حین بالا پایین شدنم یه حس لذت جدیدی رو داشتم تجربه میکردم و هی میخواستم تندتر خودمو تکون بدم. سارا هم هی منو تشویق میکرد و بهم میگفت که با چه ریتمی بالا پایین بشم. همینطور که داشتم ادامه میدادم یه حس عجیبی بهم دس داد و حدس زدم که میخواد آبم بیاد. وقتی به سارا اینو گفتم اونم همونطور که داشتم رو کیرش بالا پایین میشدم شروع کرد تخمامو مالیدن. انقد داشتم لذت میبردم که اصن نفهمیدم با چه سرعتی دارم بالا پایین میشم و همینطور ادامه دادم تا آبم مثل یه رود از کیرم سرازیر شد.
نفسام خیلی تند شده بود و خسته خسته بودم و سارا هم داشت یواش کیرمو میمالید و قربون صدقم میرفت. خیلی شوکه شده بودم که اصلا دست به کیرم نزده بودم و اینطوری آبم اومد سارا هم شروع کرد به بوسیدنم و گفت که اگر پسر خوبی باشی بازم انجامش میدیم!
نوشته: میل لات
