سكس من با دوتا خواهر

رویا و مژگان دو تا خواهر هستن که حدود 10 سال پیش با ما همسایه بودن رویا یک سال از من بزرگتره مژگان دو سال کوچیکتر اون موقع که من با این دو خواهر خوشگل و مامانی آشنا شدم رویا 21 سالش بود و شوهر داشت که من همیشه از اینکه اون شوهر داشت ناراحت […]

سكس من با دوتا خواهر Read More »

از مرگ تا زندگی

ببین بهرام مگه تو همش نمی خواستی که منو در اختیار داشته باشی . مگه نمی خواستی خواهرت بیاد تو بغلت بخوابه ؟/؟پس چی شد . چی شد اون همه عشق و علاقه و هوست . مگه این تو نبودی که هر خواستگاری که واسم میومد با مانع زنیات ردش می کردی ؟/؟پس چی شد

از مرگ تا زندگی Read More »

سفر پر برکت

وقتی داشتم داستانهای سکسی رو می خوندم فکر نمی کردم که یه روز منم علاقمند بشم به این که یه ناخنکی به فک و فامیلام اونم از اون محرمهاش و اونم از اون محرمهای یک یکش بزنم . من اسمم بهداده و 18 سالمه و یه آبجی دارم به اسم بهاره که یه ساله ازدواج

سفر پر برکت Read More »

دود غیرت

تو خونه هر چی که داشته بودیم فروخته بودم تا خرج این مواد لعنتی کنم . مواد مگه چی بود ؟/؟یه تریاک خشک و خالی ولی از بس می کشیدم و افراط می کردم شده بودم عین سیاه سوخته ها و یه روز نمی تونستم بدون تریاک باشم . من اسمم امیره و وقتی پدرم

دود غیرت Read More »

تا آخر خط

اون شب عروسی دختر دایی ام بود . مادر بزرگ و پدر بزرگ و پدر و مادر و خواهر بزرگم دیگه خیلی خسته شده بودند و میدونو به ما جوونترا واگذار کرده بودند که بر نامه بزن و برقصو تا صبح ادامه بدیم . من مونده بودم و خاله جونم . خاله جون که میگم

تا آخر خط Read More »

ارباب من

سلام . مدتی بود که دوست داشتم یکی از خاطراتم رو براتون بذارم . من از چند سال پیش متوجه شدم که چقدر از مردهای قوی هیکل و درشت خوشم میاد . هر وقت که مرد قوی هیکلی میدیدم دوست داشتم شبها بهش فکر کنم و مجسم کنم که داره منو با قدرت میکنه .

ارباب من Read More »

آموزش ماساژ

زن برادر زنم اسمش غزاله و از من حدود 14 سالی کوچکتره هیکل تو پر و یه جفت سینه بزرگ و صورتی زیبااز زمانی که با برادر زنم ازدواج کرده تو این گمانه که اهل خونه رفتار غریبی باهاش دارن و همین طورم بود. من بخاطر بهتر شدن وضعییتش میخواستم کمکش کنم با او در

آموزش ماساژ Read More »

امان از مستی

من مینا هستم میخوام داستانی رو براتون تعریف کنم که خیلی کم اتفاق میفته یا من این طور فکر میکنم. من دختری 20 ساله هستم با اندامی پر و قد بلند . داستان از جایی شروع شد که رضا دوست پسرمخونشون خالی بود و من رفتم پیشش . رضا اندام خوبی داشت و یه کیر

امان از مستی Read More »

کون دادن در سینما

تو شهر كوچك ما بهترين تفريح تو روزاي گرم و طولاني تابستون سينما رفتن بود . يه سينما هم بيشتر نداشتيم . اين بود كه هر فيلمو سه چهار بار مي رفتيم . بقيه وقتمونو هم با ول گشتن تو كوچه پس كوچه ها و ديد زدن مغازه هاي خيابون اصلي شهر مي گذرونديم .

کون دادن در سینما Read More »

Scroll to Top