غربت

چند هفته ای از امتحانات ترم دوم پیش دانشگاهی گذشته بود، تو این چند وقته نشسته بودم و مثل خر درس خونده بودم، دیگه حالم از کتاب و جزوه بهم میخورد. تازه با بچه ها قرار گذاشته بودیم که دیگه بزنیم تابستونو حال کنیم، شمال و مهمونی و این جور تفریحات سالم دیگه. ولی از […]

غربت Read More »

دختر کاشی

سلام به همگی. همین اول کار می خوام یه اسم مستعار واسه خودم بذارم(فرزاد) اکثر داستانای این سایتو قبلا جاهای دیگه خوندم دوره ای که بد رو فاز سکس بودم.می خوام 1 داستان از جریانای خودمو واستون بنویسم بدون هیچ کمو زیادی عین واقعیت.اضافه کنم که این خاطره اولین سکسمه که اون موقع 20 سال

دختر کاشی Read More »

خاطره ای از دوران نوجوانی

رفتم توی کوچه که با بچه ها بازی کنم. دیدم مریم کنار دیوار وایساده و گریه میکنه. پرسیدم چی شده؟ گفت امیر مسخره اش کرده و بهش گفته خپل. مریم همسایه مان بود و با ما رفت و آمد خانوادگی داشت. نسبت به سن 10-12 ساله اش نه کوتاه بود و نه زیادی چاق اما

خاطره ای از دوران نوجوانی Read More »

کیر یا شیشه پستونک ؟

شیوا با عجله از کلاس زبان دراومد . دیرش شده بود . تقصیر این معلم کلاس زبان بود که وقتش رو گرفته بود . امروز خیال کلاس رفتن نداشت ولی از آسمون براش باریده بود که دیرش بشه . شیوا دختر خیلی خوشگل و سکسی و لوندی بود . شونزده سالش بود . سفید و

کیر یا شیشه پستونک ؟ Read More »

سکس با رویا دختردایی

دختر داییم اسمش رویاست و حدود 18 سال سن داره و تو دیدن عکسهای سوپر باهام خیلی پایس تا میشینم پای کامپیوتر زود میاد ببینه چکار میکنم چند باری بهم گفته بود که یک نسخه از عکسهارو براش رایت کنم منم بخاطر اینکه بچس و لو نرم براش انجام ندادم و بهش گفتم هر بار

سکس با رویا دختردایی Read More »

کول دیسک سمیرا

یه روز رفتم خونه عموم تازه همگی رفته بودن بیرون بجز سمیرا و امید کسی خونه نبود زنگ زدم سمیرا امد درو باز کرد یه چادر سفید با گلهای آبی رنگ سرش بود گفتم مگه کسی خونه نیست گفت چرا امید هستش بقیه رفتن فروشگاه.رفتم داخل توی اتاق نشیمن سریال نگاه میکرد امید هم لباس

کول دیسک سمیرا Read More »

هنوز در سفرم

پارسال تابستون من و همسرم با پسر خاله همسرم – محسن – و نازنين همسر محسن رفته بوديم محمود آباد- محسن يه كمي هيز تشريف داره – و من بعضي وقتها حس ميكردم داره كون زنه منو ديد ميزنه ولي بيخيالي طي ميكردم تا مسافرت خراب نشه – يه بار الهه – همسرم – به

هنوز در سفرم Read More »

صبحانه

سلام من حمید هستم . داستانی رو که براتون میخوام تعریف کنم مربوط میشه به اولین سکس من. هر کسی تو زندگیش از یکی خوشش میاد که دوست داره با اون سکس داشته باشه. من هم عاشق خاله جووووووووونم شدم. من 1 خاله دارم که هر چی از خوشگلی این حوری بگم کم گفتم. خاله

صبحانه Read More »

داستان واقعی من و مریم

اسم من سیاوش . میخوام موضوع سکس خودم رو با مریم دوست مامانم براتون تعریف کنم .یکسال پیش بود تو مغازه نشسته بودم دیدم مریم زنگ زد که بیا خونمون کامپیوتر مارو درست کن من هم که خیلی وقت بود دنبال یه نقشه خوب بودم واسه کردنش فرصت رو غنیمت شمردم ولی میدونستم اگه الان

داستان واقعی من و مریم Read More »

(۲) حضرت مولوی و دختر کره ای

سلام به همه دوستان حشریممنون از اظهار نظرهای خوبتون در مورد قسمت قبلی خاطره من.در مورد این دختره (لوسی) من یه خاطره دیگه هم میخوام تعریف کنم که امیدوارم خوشتون بیاد.همونطور که گفتم من این دختره رو هفته ای چند بار تو ترن میبینم. اینجا یه دوستی دارم که مجرده و دست بر قضا خیلی

(۲) حضرت مولوی و دختر کره ای Read More »

Scroll to Top