نوشین و نگار

من چند ماهی است با این سایت آشنا شده ام داستانهای سکسی آن به نظر من بیشتر تخیلی است بخصوص درمورد سکس خانمها چون مازنها می فهمیم کدام داستان ساختگی است بنابراین آقایانی که درمورد ما واحساسات سکسیمان مینویسید …این داستان واقعی از سکس زنان را بخوانید اسم من نوشین است 27 ساله ام چهار […]

نوشین و نگار بیشتر بخوانید »

نقطه اول

منو به جرم دعوا و کنک کاری برده بودن اداره آگاهی . یکی به خواهرم متلک گفته بود و منم زدم لت و پارش کردم و اونم شکایت کرد و باید می رفتم جواب پس می دادم . شبو باید تو اداره آگاهی باز داشت می بودم و فرداش می رفتم دادگاه . افسر کشیک

نقطه اول بیشتر بخوانید »

سکس با خواهر ناتنی

سلام به همه ی دوستان عزیز.من آرمینم و 18 سالمه.مامانم مدیر مدرسست و بابم کارخونه دار.یه دختر هم که مثل خواهرم میمونه با ما زندگی میکنه.مهسا که 16 سالشه. وقتی که 10 سالش بود پدر و مادرشو از دست داد و بخاطر اینکه بابام صمیمی ترین دوست بابش بود اونو به فرزند خوندگی قبول کرد.6

سکس با خواهر ناتنی بیشتر بخوانید »

مزاحم یا مراحم ؟

دلم برای بابا فیروزم می سوخت مامان آنیتا حالشو گرفته بود . ازش توقعات بیجا داشت . لباس و کفش و کیف و کلاه و ماشین و خونه .. وطوری شده بود که بابا فیروز مجبور به کلاه برداری و مال مردم خوری شده بود . حالا کاری ندارم به این که چطور خورد و

مزاحم یا مراحم ؟ بیشتر بخوانید »

مامان و رامتین

من اسمم رامتینه و اهل تهران هستم.اول از همه بگم که من گی هستم اما خوب سکس با زنها رو هم دوست دارم. داستان از اینجا شروع می شه که من و مامان و خواهرم تو خونه تنها هستیم چون مامان طلاق گرفته و ما با اون زندگی می کنیم.مامان 39 سالشه و من 20.

مامان و رامتین بیشتر بخوانید »

عشقی که یک شبه به اخر رسید

سلام از خودم بگم اسم رضاست قدم 183 سفید و خوشگل اینو از افرادی که دور و برم بودن می گفتندپاییز بود . هوا سرد و نزدیکای غروب داشتم راه میرفتم به کجا نمیدونم فقط دوست داشتم راه بروم چونکه کسی رو که دوست داشتم با من قهر بود اسمش کامران بود من وسط شهر

عشقی که یک شبه به اخر رسید بیشتر بخوانید »

آس دانشگاه رو من کردم

این داستان مربوط میشه به سال چهارم دانشگاه من تو ساری. اون زمان (هفت سال پیش) من 22 سالم بود. خیلی انرژی داشتم و مثل الان بگا رفته نبودم و خیلی هم تو کف بودم. دانشگاه ما یه دانشگاه نسبتاً کوچیک بود که تقریباً همه همدیگه رو میشناختن و اون زمونا خیلی میشنیدیم که مثلا

آس دانشگاه رو من کردم بیشتر بخوانید »

در کام ماده شیرها

شونزده سالم بود و هنوز هیچ سکسی هم نداشتم. خیلی تو کف بودم. دو سه تا دوست دختر داشتم اما هیچ کدومشون راضی نمی شدن که با هم سکس کنیم. دیگه داشتم دیوونه می شدم. اینقدر هم جلق زده بودم که پوست دستم کنده شده بود. در به در دنبال یکی می گشتم که بتونم

در کام ماده شیرها بیشتر بخوانید »

سکس با زن اکبر

زمستون سال هفتاد بود.توي ميني بوس داشتيم ميومديم سنندج. بعد از دو روز علافي مريوان رو به قصد سنندج ترک ميکردم. ماموريت اداري بود و ناچاري. ما هم بايد تن درميداديم. اما با هر بد بختي بود تموم شد و ديگه برميگشتم خونه. هيچ جا خونه خود آدم نميشه. اما وقتي به خونه سرد و

سکس با زن اکبر بیشتر بخوانید »

ماجرای جنده شدنم

بعد از زلزله رودبار و بعد از اينكه تموم كس و كارمو توي زلزله از دست دادم منو به تهران آوردن و تو يك بهزيستي پيش بقيه بچه ها ازم نگهداري ميكردن.تا اينكه حاج محمود كه يك مرد ۵۰ ساله وراميني بود منو به سرپرستي قبول كرد و بعد از خوندن يك خطبه دختر خونده

ماجرای جنده شدنم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا