همکلاسیم سارا

_…المیرا….المیرا…..مامان بیا صبحونه ات رو بخور. دیر میشه ها نمی رسی به سرویست. پاشو مامان .یالا. این کار هر روزم بود. از همون روز اول که مهد می رفت تا حالا که دوم راهنمایی شده. همیشه باید همین طور که یه دستم به ظرفا یه دستم به سفره است از آشپزخونه داد بزنم که صدام […]

همکلاسیم سارا بیشتر بخوانید »

کون دادن آیدین به بردیا

اون موقع ۱۵ سلام بود و تازه رفته بودم کلاس اول دبیرستان. حتما یادتون هست که توی اون سن و سال تنها چیزی که همیشه فکر و ذهن آدم رو مشغول می‌کنه فکر سکسه. فکر اینکه بتونی‌ یه جوری با یکی‌ حال کنی‌.من هم از این قاعده مستثنا نبودم. یعنی‌ روزی نبود که بدون فکر

کون دادن آیدین به بردیا بیشتر بخوانید »

ريحانه و شرت پاره

من ي پسر عمه به نام علي دارم كه زن بچه هم داشت كه طلاق گرفته بود. حدودا 36 سالش ميشد . ي روز واسه ناهار مهموني داده بود كه من اون روز كلاسم زود تموم شد. به مامان زنگ زدم و گفتم من زودتر ميرم خونه علي . چون راهم دور مي شد اگه

ريحانه و شرت پاره بیشتر بخوانید »

مامان مهربون

من میلاد هستم 19 سالمه بابام یه بازاریه ورشکستس و متاسفانه از وقتی که دیدمش پای منقلو بافوره یه خواهربزرگتر ازخودمم دارم که تو شیراز دانشجو و یه مامان تپل دارم که اسمش مریم حودود44 سالشه البته عکسای 10 سال پیشروکه نگاه میکنم خیلی لاغرتراز الان بوده ولی الان بزنم به تخته توپ توپ شده

مامان مهربون بیشتر بخوانید »

آزیتا کس قشنگ

من در یک شهر غرب کشور ساکن هستم و اونجا کار میکنم …مدتها در تنهایی بودم که با یک حانم مطلقه آشنا شدم…من و اون با هم روزهای خوبی داشتیم و کاملا نیازهای جنسی و عاطفی همدیگرو بر طرف میکردیم…مدتها از این آشنایی گذشت …که یک شب …با یکی از دوستای این خانم برخورد داشتم…نمی

آزیتا کس قشنگ بیشتر بخوانید »

من مادر رییس رو کردم

داستان من مربوط میشه به 12 سال پیش وقتی بیست سالم بود ، دوستی هم که مادرشو کردم الان مدیر منه تو یه اداره دولتیحالا فکرشو بکن من روزی صد بار این بابا رو میبینم و اون به من دستور میده و من تو دلم میگم به تخم چپم من که مادرتو گاییدم و دهن

من مادر رییس رو کردم بیشتر بخوانید »

وانسا، فرشته ای از برزیل

چند سالی میشه که خارج از کشور و در استرالیا زندگی میکنم و از مزایای یه زندگی ریلکس و آروم با یه درآمد متوسط و انواع تفریحات یه کشور آزاد لذت میبرم. یه پسر کاملاً معمولی ولی کمی گوشه گیر که زیاد دنبال هیاهو و زرق و برق زندگی نیست. از همون سال اول که

وانسا، فرشته ای از برزیل بیشتر بخوانید »

خواهر دوست داشتنی من ساناز

سلام به همه این داستانی که می خوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به پارسال واتفاقاتی که بین من و خواهرم افتاد .شاید قسمت های سکسیش کم باشه ولی خوندنش خالی از لطف نیست .امیدوارم خوشتون بیاد ..من محمد رضا هستم ساکن تهران 23 سالمه و 1 خواهر دارم به اسم ساناز که 26 سالشه

خواهر دوست داشتنی من ساناز بیشتر بخوانید »

دخترخاله دست نیافتنی

من و دختر خالم از بچگی با هم بودیم . وهمین باعث شده بود که بیشتر با هم عیاق باشیم . من واقعا عاشق اندامش بودم ولی هیچوقت جرات نداشتم بهش دستم بزنم چه برسه به اینکه بتونم باهاش سکس داشته باشم … با هم در مورد رابطه های عاشقانه صحبت میکردیم واون بیشتر واسه

دخترخاله دست نیافتنی بیشتر بخوانید »

تولد الناز و آشنایی من و رضاجونم

اسمم ساناز 31 سالمه قدم 165وزنم 72سایز سینه هامم 85کلا خوش استیلم3 سالی میشه که طلاق گرفتمبا مردای پولدارو خوشتیپی آشنا شدم و سکس کردم ولی جنده نیستم . چون باید طرفمو بشناسم و اگر ازش خوشم اومد یه حالی بهش میدم که همیشه تو خاطرش بمونهیه زن فوق العاده حشری هستمموقع سکس چون به

تولد الناز و آشنایی من و رضاجونم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا