عشقی که یک شبه به اخر رسید
سلام از خودم بگم اسم رضاست قدم 183 سفید و خوشگل اینو از افرادی که دور و برم بودن می گفتندپاییز بود . هوا سرد و نزدیکای غروب داشتم راه میرفتم به کجا نمیدونم فقط دوست داشتم راه بروم چونکه کسی رو که دوست داشتم با من قهر بود اسمش کامران بود من وسط شهر […]
عشقی که یک شبه به اخر رسید Read More »
