شب های تنهایی من

5 ماهه که سکس نداشتم.الان که دارم اینومینویسم لباسمو در آوردم وفقط یه شورت ویه سوتین تنمه.دمر افتادم رو تختم.میتونم کونمو توی آینه ببینم.مثل پورن استار ها کونمو میلرزونم وبا دستام به کونم ضربه میزم ومیگم او یا.یاد اولین کون دادنم میفتم.18سالم بود واوج حشری بودن و بی عقلی.با یه پسری که بدنسازی کار میکرد […]

شب های تنهایی من بیشتر بخوانید »

شغل دوست داشتنی

سلاممن اسمم پویا.سن 23 قد و هیکلم هم نرمال.اولی بار داستان مینویسم و اگه غلط داشتم ببخشید.این خاطره مربوط میشه به اولین کار رسمی من که کار در آژانس هواپیمایی به عنوان صندوقدار بود.اونجا چنتا کارمند داشت 4 تا خانم من و یه آقا که مدیر داخلی بود و مدیر عامل که دوستم بود و

شغل دوست داشتنی بیشتر بخوانید »

سكس شانسی با مامانم

یه روز که پدرم ماموریت بود پسر عمم اومده بود پیشم تا مثلا با هم درس بخونیم ما تو اتاق من بودیم که مامانم بعد از اوردن میوه و چایی رفت حمام تا دوش بگیره ما هم با خیال راحت شروع کردیم به دیدن فیلم سکسی تقریبا یه 20 دقیقه ای که گذشت و ما

سكس شانسی با مامانم بیشتر بخوانید »

خانواده سکسی

آروم از در اتاقم اومدم بیرون. صدایی از اتاق خواب نمیومد. خودمو آروم رسوندم به در خروجی و رفتم بیرون. از پله ها رفتم پایین و رسیدم به دم در. ماشین مامان هنوز اونجا بود. تعجب کرده بودم. پس مامانم کجاست؟ یه کمی دورو برمو نگاه کردم. رفتم تو کوچه و این طرف و اونطرف

خانواده سکسی بیشتر بخوانید »

آموزش سكس به خواهر زن

من کیان 29ساله از شاهین شهر هستم فکر کنم بیشترتون بدونین کجاست؟ (بخاطر کوسای ناپی که داره میگم دیگه). بزارین از خانواده خانمم بگم خانمم 6 تا خواهر داره (یکی از یکی خوشکلتر خوش تیپ تر) 5تا از خواهر خانومام متاهل هستن ویکی شون مجرد. دو تاشون توی شاهین شهرند. یکیشون کرمان. سه تای دیگه

آموزش سكس به خواهر زن بیشتر بخوانید »

سكس مهران با مامانش

من مهران هستم و 19 سالمه يه مامان دارم كه اسمش رويا و 39 سالشه من تنها بچه خانواده هستم. پدرم هم مامور بازرسي يه شركته و هميشه تو مسافرت. حالا بريم سر اصل ماجرا. مامان من با من خيلي راحت بود و خيلي هم به من محبت داشت. منظور از اينكه راحت بود اینه

سكس مهران با مامانش بیشتر بخوانید »

کمر من

شش هفته پيش بود .کسي خونمون نبود نشسته بودم.حوسلم از بي کسي سر رفته بود.کانال هاي سکسي ماهواره هم ديگه همش کسشعراي تکراري نشون ميداد تازه کانالهايي که کير و کس رو هم نشونم مي داد فقط شب ها برنامه داشت.مي خواستم ماهواره رو خاموش کنم يه سر برم پيش رفيقام که يکي زنگ در

کمر من بیشتر بخوانید »

ساده

دوباره کليد نداشتم و کسی هم خونه نبود! داستان هميشگی. با اين تفاوت که بارون ميومد و عين دوش هم ميومد. رو پله های طرف کوچه نشستم سيگار را به زور روشن کردم. سيگار خيس تو اون هوا مزه پهن می داد ولی گرمم می کرد. مغنعه به کله ام چسبيده بود لباسها و روپوش

ساده بیشتر بخوانید »

اشتباهی

اون روز حسابي كلافه بودم اعصابم از دست يكي از همكلاسي هام خرد شده بود يه كم بگو مگو كرديم و از دانشگاه اومدم بيرون توي راه هر چي منتظر تاكسي شدم تاكسي گيرم نيومد.يه پيكان مدل ناصري(دوره ناصرالدين شاه) بوق زد گفتم تهرانپارس ترمز كرد گفت چقدر ميدي گفتم نميدونم گفت دوهزار تومن خوبه

اشتباهی بیشتر بخوانید »

رضا و خواهر زن

ما جرا از انجا شروع شد که…….خواهر خانمم تازه عقد کرده بود و هنوز خیلی داغ و درگیر کارهای خفن اول ازدواجش بود طبق معمول هر چند هفته یکبار منزل مادر زنم می رفتیم ومن چون رابطه خوبی با نر گس خواهر زنم داشتم بهش گفتم :خوش میگذره…گفت :خیلی خوبه ولی یه سوال برام پیش

رضا و خواهر زن بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا