سکس با ساسان و بابک

تو شركت بودم داشتم آماده مي شدم واسه رفتن به خونه كه ساسان زنگ زد گفت كجايي جیگر؟؟ مهمون برام اومده از آمريكا اينقدر ازت تعريف كردم كه گرفته بايد همين حالا ببينمش آماده باش ميام دنبالت در ضمن به مامان گفتم مهمون دارم به خانواده بگو شام مهمون مايي!خلاصه اومد و سوار شديم ( […]

سکس با ساسان و بابک بیشتر بخوانید »

سحر تپل

– الو سلام – سلام تويي؟ صداش گرفته بود و داشت تو گوشم پچ پچ ميكرد. اصلا نميشد فهميد كه اونه – آره. بدجوري هوس كردم. حالم خرابه – من گفتم چرا اين وقت روز زنگ زدي. پس بگو – بابا خونه ست نمي تونم زياد بلند حرف بزنم – ميخواي من يواشكي بيام؟ همينطوري

سحر تپل بیشتر بخوانید »

سحر بچه گیشا

موضوعی که می خوام براتون بگم حدود 2سال پیش اتفاق افتاده یه روز یاسر بهم زنگ زد که میخوام برم کس چرخ بزنم اگه بیکاری بیام دنبالت با هم بریم. من هم که بیکار بودم قبول کردم قرار شد نیم ساعت بعدش بیاد دنبالم …. یاسر تازه پرشیا خریده بود قرارشد که بریم رینگ ولاستیک

سحر بچه گیشا بیشتر بخوانید »

سکس با هدا

هدی و من سه سال است ازدواج کرده ایم.او اکنون ۲۰ سال دارد و من ۲۸ سال.وقتی‌ من دانشگاه را تمام کردم او را که همسایه ما بود برای زندگی‌ انتخاب کردم.دوران نامزدی کوتاه بود وهدی زود به خانه من آمد.از همان شب اول سکس برای او یک چیز وحشتناک و دردناک بود.بعد‌ها هم اصلا

سکس با هدا بیشتر بخوانید »

بدنسازها

من و زنم حدود سه‌ سال است ازدواج کرده ایم.زندگی‌ سکسی‌ ما خیلی‌ معمولی‌ بود و دو سه‌ بار در هفته با هم سکس داشتیم.گاهی برام ساک میزد اگه تو مودش بود حسابی‌ میخورد و بعد من میکردمش.من ۲۸ سال دارم و زنم ۲۱ سال.همیشه می‌خواستم طوری بکنم که دردش نیاد.اما نمی‌شد و حس میکرد

بدنسازها بیشتر بخوانید »

چشمای بسته

جمیله و من ده ماه بود ازدواج کرده بودیم و بیشتر روابط ما کامل و خوب بود.سلیقه ما در موسیقی و فیلم و ورزش مثل هم بود و تفاهم جالبی‌ داشتیم. سکس هم همیشه کامل بود و هیچ مشکلی‌ در روابط رختخوابی ما نبود. البته من همیشه حس می‌کردم او کاملا لذت نمیبرد و ارضا

چشمای بسته بیشتر بخوانید »

استخدام

تصادفی توی خیابون دوستم امین رو دیدم و با هم رفتیم شرکت اونها، مدیر عمل شده بود و کلی‌ کارمند حسابداری و برو بیا داشت.باورم نمی شد این همه دختر وزن جوان زیبا زیر دستش کار کنند. برایم تعریف کرد که همیشه معیار استخدامش زیبایی زنها بوده واینکه حال وهوایی به دفتر کارش می دهند.زنم

استخدام بیشتر بخوانید »

بازی استقلال وسکس گروهی با زنم

من ۳۲ سال دارم و مدت ۱۲ سال است که در شرکت کار می‌کنم. روابط کاری خوبی‌ با رئیسم دارم و این دوستی‌ ما سال‌هاست که ادامه دارد. تا حدی که هر هفته جمعه در یک سال قبل دور هم هستیم و هر بار خانه یکی‌ از ما بساط مهمانی هست.این صمیمیت کاری ما به

بازی استقلال وسکس گروهی با زنم بیشتر بخوانید »

زن برادرزنم

مهناز زن رضا برادر زن من خیلی‌ خوشگل بود. توی عروسی‌ لباس نیمه لخت پوشیده بود که من تا قاچ سینه هاش رو میدیدم.تو مهمونیای فامیل همش چشمم بهش بود ودنبال فرصتی بودم تا ببینم راهی هست بکنمش یا نه. اون ورضاهمیشه با هم بودن ومن شب عروسی رضا کلی‌ شوخی‌ کردم باهاش.گفتم نمی تونی

زن برادرزنم بیشتر بخوانید »

تجاوز به زنم در انبار شرکت

حدود یک ماه قبل اتفاقی‌ افتاد که طرز فکر من رو نسبت به زنم عوض کرد. زنم تو شرکت ما کار می‌کنه و لیست انبار رو بر می‌داره. از روزی که اون مسئول حسابداری انبار شرکت شده تغیرات زیادی انجام شده. خوبی‌ زن من اینه که بسیار جدی هست تو کارش و با کارگر‌های انبار

تجاوز به زنم در انبار شرکت بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا