قلیون میوه ای با طعم کس دختر خاله

من اسمم یاسره و 18 سالمه.من یه دخترخاله دارم که اسمش پرستوه،24 سالشه، 4 ساله ازدواج کرده و هنوزم بچه دار نشده.از نظر خوشکلی و خوش هیکلی تو فامیل تکه و فکر کنم همه دوست و آشناها تو کف کونش هستند.من که از وقتی که به بلوغ رسیدم و معنی سکس رو فهمیدم همیشه تو […]

قلیون میوه ای با طعم کس دختر خاله Read More »

پسرخاله نامرد

سلام به همه دوستان شهوانی اسمم مریم 26 ساله از مازنداران دانشجوی فوق لیسانس مهندسی.میخوام خاطره رو تعریف کنم که بدترین اتفاق زندگیمه .من یه پسر خاله دارم که اسمش محسن 29 ساله که تهران زندگی میکنه ادم هیکلی خوش اندام که از نظر مالی هم اصلا مشکلی نداره ولی خوب دیگه باید یه عشقی

پسرخاله نامرد Read More »

سكس من و خاله شيما

اسم من مانیه 19سالمه بچه ناف تهرانم{شابدوالعظیم}قابل توجه همه بچه های شهرریبرخلاف همه داستان ها از اون ادمایی نیستم که بگم قد 180 وزن 90 خوش تیپ و از اینا من سرو وضعم یه تیپه سنگینه نه جلف نه خیلی بچه مثبتیمبگذریم من یه خاله دارم که اسمش شیماست و 26 سالشه قد 170 وزن

سكس من و خاله شيما Read More »

انتقام شاعر

و حالا بعد از اين همه سال مي تونستم انتقام خودمو بگيرم. پرند تو چنگم بود. زن محمد ، عشق محمد ، زندگي محمد، لخت مادرزاد جلوي من ايستاده بود.——————من و محمد دوستاي خيلي صميمي بوديم. از دوران مدرسه با هم بوديم و بعد، راهنمايي و دبيرستان و دانشگاه رو هم با هم گذرونديم. محمد

انتقام شاعر Read More »

تجاوز به عشق پاک امیر

سلام.این بدترینم اتفاقیه که تو زندگیم افتاده هدفم از نوشتن این اتفاق اینه که می خوام شما دوستان عزیز بعد از خوندن این ماجرا نظرتون رو بگین که من چی کار کنم با این بدیختیم.من دریا هستم 21 سالمه دانشجوی صنایعم.یه داداش دارم 10 سالشه بابام کارمنده مامانم معلم.از وقتی دبیرستان بودم یه پسری به

تجاوز به عشق پاک امیر Read More »

امیر و خواهر زن

با سلام اسم من امیر ، 34 سالمه و حدود 5 ساله که ازدواج کردم با همسر رابطه ی سکسی خوبی دارم ( اسمهمسرم اناهیتا است ) البته اوایل نامزدی پدر منو در آورد تا بتونم حتی یه دست بهش بزنم چون دختر بسیار با حیاو خجالتی بود و اصلاً با هیچ پسری رابطه نداشته

امیر و خواهر زن Read More »

مزاحم

ساعت از 8 گذشته بود به بیرون یه نگاهی انداختم اول پاییز بود گرمای هوا تازه فروكش كرده بود با این همه تازه شده بود مثله بهار ایران خودمون قربونت برم وطن كه اینجا سرماش هم فرق داره! گفتم برم بیرون یكم تنوع بشه شام هم بیرون بخورم. 1 ساعت بعد روی صندلی حصیری رستوران

مزاحم Read More »

سکس توی آرایشگاه زنونه

تو اینترنت داشتم چت میکردم…. نمیدونم دنبال چی بودم اونجا(سکس ، دوست دختر، وقت گذرونی …. ولی یه مدت بود که همه منو میشناختن… اسممو گذاشته بودم “پسر شیطون” ….واسه همینم چند دقیقه یهبار پیام میدادن: چرا شیطونی ؟ مثلا چجور شیطونی یی؟ و از این سوالا… که هر بار با یه جوابی سر حرفو

سکس توی آرایشگاه زنونه Read More »

نبض عشق لای پای تارا

اولین بار که به شرکت پدرم رفتم هفده سالم بود.همون روز اول بین همه ی کارمند های شرکت، مدیر فروش و حسابدار امین بابام با رفتار مودبانه و مهربونی که داشت من رو به خودش جذب کرد.آقا بهنام بیست و هشت سالش بود و ارشد حسابداری خونده و تازه استخدام شرکت بود. بابا می گفت

نبض عشق لای پای تارا Read More »

بهترین کس دادن زندگی ام

من یه دختر حشریه پر هیجانم.شاید باورتون نشه ولی اگه ولم کنن دوست دارم روزی صدبار بدم .کس سفید ، تنگ و پرآبی دارم.هرپسری یه بار منو می کنه دیگه دست از سرم برنمی داره.می خوام بی پرده همه چیزو واستون بگمتقریبا به همه پسرای خوب فامیل یه دور دادم.همشونم تقریبا هفته ای دوبار بهم

بهترین کس دادن زندگی ام Read More »

Scroll to Top