اولین باری که فجیعانه گاییده شدم

سلام دوستان این داستان برام ده سال قبل پیش اومد.اون موقع من یه پسرسادیه15 ساله بودم تو یه محله ای که پر بود از یه سری بچه بازه خفن یادمه که خیلی عاشق تفنگ بادی بودم و هرچی به بابام میگفتم برام نمیخرید و نمیدونم که این جریانو یکی از این بچه بازا از کجا […]

اولین باری که فجیعانه گاییده شدم بیشتر بخوانید »

هادی و فرهاد

اسم من فرهاد 22 سال دارم ، ماجرای که می خواهم براتون تعریف کنم به سن 18سالگی یعنی اوج گرمی احساسات یک پسر ولی پسری که احساسات دخترانه تمام وجودش را فرا گرفته ، در دوران بچگی شبه سکس هایی داشته بودم ولی بیشرت شبیه به بازی کردن و مالیدن کیر و کون همدیگه بود

هادی و فرهاد بیشتر بخوانید »

کونم کیر میخواست

سلام دوستان داستانی رو که میخوام براتون بگم اولین سکس واقعی من بوده 3 سال قبل که برام هم سخت بود هم شیرینمن یه دوستی داشتم که با هم صمیمی بودیم یه روز تعطیل با هم ناهار رفته بودیم بیرون میلاد همیشه توی صحبتاش از سکس و صحبت از عشق بازی با پسر حرف میزد

کونم کیر میخواست بیشتر بخوانید »

در کف لیلا

اولین باری که خیلی جدی به لیلا فکر کردم حدود چهار ماه پیش بود. درست بعد از ظهر همون روزی که دوست دخترم با من به هم زده بود. توی کوچه با چند نفر از بچه ها وایساده بودم و یه سیگار گرفته بودم گوشه لبم و آروم آروم پک میزدم. تو حس خودم بودم

در کف لیلا بیشتر بخوانید »

به پریچهر بگو منو ببخشه

بعد از امیر تا مدت ها با کسی دوست نشدم. تو دانشکده دو تا خواستگار داشتم که یکیشون ازم 10 سال بزرگتر بود و اون یکی هم همسنم بود. نه دلم می خواست شبا ور دل یکی از خودم 10 سال بزرگتر بخوابم و نه حوصله خاله بازی داشتم. دانشکده کناریمون هم دانشکده علوم اجتماعی

به پریچهر بگو منو ببخشه بیشتر بخوانید »

دسته جمعی

من و نامزدم حدود 2 سال بود که با هم دوست بودیم و به تازگی 9 ماهه که با هم ازدواج کردیم. خانواده هامون وقتی فهمیدن که ما دوتا همدیگر رو دوست داریم با ازدواج ما موافقت کردند. البته خواهر زنم نقش اصلی رو در این میان داشت. اون از اول دوستی ما رو می

دسته جمعی بیشتر بخوانید »

سكس با مامان سعيد

سلام اسم من بهنام الان 24 سالمه این ماجرا که تعریف می کنم مربوط میشه به سال اول دانشگاهم یعنی موقعی که 19 سالم بود.من توی شهرستان درس میخوندم اونجا توی دانشگاه با پسری به اسم سعید آشنا شدم که اونم مثل من بچه تهران بود ولی چون پدرش فوت کرده بود و تک فرزند

سكس با مامان سعيد بیشتر بخوانید »

هما و هستي

هر وقت از خونه ميومدن بيرون كل محل حالي به حاي ميشدن از جووناي جغي گرفته تا پير مرداي به اصطلاح حاجي، هركي يه جور احساسشو نسبت به هما و هستي نشون ميداد، جوونا كه با تيكه انداختن حاجي ها م كه تابلو بودن…شايد اگه هر كسي بود حشر ميشد مادر و دختر (هستي و

هما و هستي بیشتر بخوانید »

سكس با زن عمو سهيلا

يه زن عمو دارم به اسم سهيلا كه خيلي خوشگله سفيد با چشم آبي و قد و هيكل مناسب اين عموم و زنش حدود 18 سال از باباي من كوچيكتره من از بچگي تو كفش بودم يادمه يه بار بچه بودم شب خونه عموم اينا بوديم اونام تازه ازدواج كرده بودن شب موقع خواب از

سكس با زن عمو سهيلا بیشتر بخوانید »

خاله کوچیکه زنم رو گأییدم

رفته بودیم خونه خاله خانمم. شوهرش نبود. شب که شد، رختخواب من و خانمم رو تو اتاق جداگانه ای انداخت و خانمم از خستگی راه خیلی زود خوابش برد. من درازکشیده بودم و چشمام داشت گرم می شد. بعد از ربع ساعتی متوجه شدم در اتاق کمی رو هم رفت ، مثل این که کسی

خاله کوچیکه زنم رو گأییدم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا