سکس با دختر گرمساری

سلام دوستان….اسم مستعار من حمید هست. سال 87 یک ماه قبل مراسم عقد با یه دختر که اهل گرمسار بود که دختر خاله یکی از دوستان اینترنتیم هم میشد قرار گذاشتم که ببینیم همدیگرو تا اگه شد یه کم حال کنیم….بگذریم از این که کلی رو مخش کار کرده بودم .(سکس تل) قرارمون ساعت 8.30 […]

سکس با دختر گرمساری بیشتر بخوانید »

خاله شهناز

تو در دنیا فقط یه خاله دارم اونم مثل اسمش کوس تمومه یه شش سالی از من بزرگتره ازون اتیشای تمومه. بچه که بودم خونمون روستا بود با دخترخالش دودو لمو در می اوردند می مالیدند به خودشون من عقلم چیزی قد نمی داد ولی یه هم مزه می داد ازشون می پرسیدم می گفتند

خاله شهناز بیشتر بخوانید »

دختر همسایه

تعریف از خودم نباشه من جوونی سالم و مودب سر به زیر و خوش تیپ و خوش صورتم . چن سال پیش صاب خونمون قصد فروش خونشو داشت و مام چون باش قرارداد بستیم که تا خواست بفروشه تخلیه کنیم دیگه تخلیه کردیم و من و داداشم دنبال خونه گشتیم . من اصلا دوس نداشتم

دختر همسایه بیشتر بخوانید »

سکس من و پگاه

من نیما هستم 26 سالمه دختر عمویی دارم که چند ماهی از من بزرگتره به اسم پگاه.دختر عموی من از لحاظ ظاهر کمی تا قسمتی قرتی هستش و به خودش میرسه هیکلش از لحاظ وزن معمولی. استخونی نیست، اضافه وزنم نداره. ولی سینه هاش نسبت به هیکلش بزرگتره. خیلی سفت نیست ولی سایزش 85 هستش

سکس من و پگاه بیشتر بخوانید »

داستان زندگی سکسی من

سلام به همه دوستان . راستش من نویسنده چندان خوبی نیستم . اما این سایت را خیلی دوست دارم و به جای نگاه کردن به فیلمهای سوپر ترجیح میدم که به این سایت بیام و خاطره یا داستانهای شما را بخونم . قصه زندگی من خیلی عجیب وغریب است. اصراری ندارم که کسی باورش بشه

داستان زندگی سکسی من بیشتر بخوانید »

داماد کونی ما

ماجرا از انجایی شروع شد که شب عروسی اقا مجید بود و ما که از دوستان داماد بودیم اون دوروور بودیم وکارهارو انجام میدادیم بعد از رفتن مهمون ها در شب اول داماد مارو برای خوردن مشروب دعوت کرد وقرار شد که بریم خونه یکی از بچه ها اینوهم بگم که من که بیشتر از

داماد کونی ما بیشتر بخوانید »

قرمز مطلق

وقتی بچه بودم چون تک پسر بودم زیاد عادت به شنیدن “نه” نداشتم فکر میکردم خدام ،همه باید بهم احترام بزارن ،از اون بچه های تخص و گند بودم که دوستای زیادی نداشتم،آدمی پر ادعا بودم که وقتی پای عمل میرسید هیچی نبودم،دبستان رو با این وضع تموم کردم و رفتم راهنمایی تو یه مدرسه

قرمز مطلق بیشتر بخوانید »

سكس من ودخترخواهرزنم

یه دو ماه بعد از رابطه من با خواهر خانمم میگذشت. تازه از جم اومده بودم خونه. ناهار خونه اون یکی خواهر خانمم بودیم(بچه ها هر کی داستان اول منو نخونده بره بخونه تا شخصیت ها براش آشنا باشند دیگه نمیتونم همشو توضیح بدم) اتفاقا آناهیتا (همون که گاییدمش) هم اونجا بود. این خواهر خانمم

سكس من ودخترخواهرزنم بیشتر بخوانید »

منشی‌ هوسباز

من به همراه دوستم شرکتی رو تازه تأسیس کردیم که دوستم به دلیل اینکه خونش تهران بود هر چند روز یکبار سری به دفتر می زد ولی من هر روز قرار بود به عنوان مدیر دفتر حضور داشته باشم. اولش چون کارمندی نداشتیم به خرید تجهیزات و لوازم اداری گذشت تا اینکه وقت استخدام شد.

منشی‌ هوسباز بیشتر بخوانید »

بازنده ی برنده

زنم خیلی خوشگل بود و مامانی . کون و چشاش درشت بود و شکمش لاغر . دستا و پاهاش کشیده بود وصورتش گرد و پر از رمز و راز . شش سال ازش بزرگتر بودم . من سی سالم بود و اون بیست و چهار سالش که با هم ازدواج کردیم . حالا یه سال

بازنده ی برنده بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا