تلافی
من و خانوادم باهم تو يک آپارتمان چند طبقه زندگي ميکرديم.چند وقتي بود که يک زن و شوهر جوون تازه به واحد کناري ما نقل مکان کرده بود.اما من از همون اول زياد ازشون خوشم نيومده بود.اسم خانومه سمانه بود و اسم شوهرش محمود.محمود خيلي بدبين بود و نميذاشت کسي به زنش چپ نگاه کنه.اين […]
