رویا و آرش

سلام دوستان من آرش هستم بچه کرج و ساکن اصفهان قدم 198 و وزنم 88 کیلو موهام بور و سفید پوستم هیکل بدی ندارم داستان نویس خوبی نیستم به بزرگی خودتون ببخشید از زمانی که خودمو شناختم همش سرم تو کتاب و درس خوندن بود به هیچ کاری به جز مطالعه علاقه نداشتم حتی خانوادم […]

رویا و آرش بیشتر بخوانید »

داستان مامانی

منو مامان و بابا با خواهر کوچیکم با هم زندگی میکنیم من کلاس دوم دبیرستان هستم. بک روز بعد از مدرسه اومدم خونه اونروز فوتبال داشتیم و توپ خورده بود به تخمام و درد شدیدی میکرد وقتی رسیدم خونه دیدم مامانم تنهاست پرسیدم خواهر کوچیکه کجاست گفت با دختر خالت رفتن پارک اومدیم ناهار بخوریم

داستان مامانی بیشتر بخوانید »

خواهر حشری

چند سال پیش زمانی که چند وقتی با مادر و پدرم سر یک موضوعی کنتاکت پیدا کرده بودیم ، تقریباً رفت و آمدم قطع شده بود و ازشون کمتر خبر داشتم.موضوع اینطوری بود که خواهرم که دانشجو بود با پسری آشنا شده بود و قرار ازدواج گذاشته شده بود و دست برقضا هم بدلیلی که

خواهر حشری بیشتر بخوانید »

مددکار کار بلد

امشب تصمیم گرفته ام راوی داستانی باشم که حدود 12 سال پیش برای این حقیر سراپا تقصیر رخ داد و از دو جنبه برایم اهمیت داشت نخست اینکه اولین تجربه کاریم به عنوان یک مددکار اجتماعی بود ودوم اینکه اولین تجربه سکسی ام در اوج بلوغ جنسی ام بود /القصه اینجانب در یکی از شهرهای

مددکار کار بلد بیشتر بخوانید »

شاه کس دفتر کارم

پریسا کارمندم بود . یه دختر قد بلند 26 ساله با اندامی لاغر . روزایی که کفش پاشنه بلند میپوشید دیوونم میکردخیلی وقت بود که دنبال یه فرصت میگشتم که یجوری تورش کنم . تا اینکه با اس ام اسهای معمولی باهاش شروع کردم . اس ام اسهایی که بیشتر جنبه معنوی داشت . کم

شاه کس دفتر کارم بیشتر بخوانید »

هزارتوی زندگی – 1

دوباره به این ساعت وامونده نگاه می‌کنم که عقربه‌ی ثانیه شمارش تند و تند داشت می‌چرخید. چرخشی که نوید دهنده‌ی مرگ زمان بود، زمانی که ای کاش به عقب بر می‌گشت. زمان زیادیه که دارم خودکارم رو بین انگشتام به رقص در میارم تا بتونم بهترین کلمات رو از حلقومش بیرون بکشم و این ورق

هزارتوی زندگی – 1 بیشتر بخوانید »

سفر شهرستان

من میلاد 17 سالمه و میخوام داستان سکسی خودمو دختر خالمو تعریف کنم حدود یک ماه پیش بود که رفته بودم شهرستان و با پسر دایی خودم زیاد جور هستم و دختر خالمم اومده بود شهرستان با خواهرش و خودش یه روز داشتیم منو پسر داییم فیلم سوپر نگاه میکردیم که یه دفعه اومد تو

سفر شهرستان بیشتر بخوانید »

آرزو و من

من 14سال داشتم اوایل بهار بود که اومدیم به خونه جدیدمون دو سه ماه گذشته بود ولی چون من دستی تو پیدا کردن دوست نداشتم اکثرا تنهایی تو کوچه بنبست خودمون پرسه میزدم بالاخره یکی از روزا بود که خانم های همسایه به مادرم گفتن که توی کوچه میخوان آش احسان بپزن و منم که

آرزو و من بیشتر بخوانید »

سکس بی مقدمه من و نیما

یه روز با یه پسری دوست شدم .بعد از چند بار بیرون رفتن و ماشین سواری دعوتم کرد که برم آپارتمانش منم رفتم خب هم دلم می خواست برم هم فضولی ام گل کرده بود . وقتی رفتیم تو من نشستم روی مبل راحتی جلوی تلویزیون اونم رفت که یه شربت خنک بیاره . وقتی

سکس بی مقدمه من و نیما بیشتر بخوانید »

هم جنس بازی من و رها

سلام دوستاناسم من نگین 18 سالمه.خیلی از سکس و کارای سکسی و فیلم و عکس و …خوشم میاد.اما یکم خجالت میکشم.تا الان یک بار هم با کسی سکس نکردم ولی هر روز دارم خود ارضایی میکنم.همیشه هم طوری لباس میپوشم که پسرا بیان سمت من و با من لاس بزنن،اما تا الان کسی این کارو

هم جنس بازی من و رها بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا