فرار از شوهر

اسم من هماست 41 ساله متاهل و دو تا بچه دارم هيكلم توپر و قدم 163 وزنم حدود 70 نسبت چهره جذابي دارم با چشماي درشتمن يك روز متوجه شدم شوهرم با زن يكي از دوستاش ارتباط داره براي همين روزگارش را سياه كردم و از خونه انداختمش بيرون اين موضوع تقريبا گذشت تا يكسال […]

فرار از شوهر بیشتر بخوانید »

انتقام از صیغه ی بابام

آبمو ریختم تو کونش و کنارش افتادم. ولو بودمو به هدفم رسیده بودم. مونا هی بهم میگفت چرا منو کردی چرا…عوضی با هر کارش عذابم میداد حتی راه رفتنش هم اعصابمو خورد میکرد. من واقعا از کارای بابم کفری میشدم، همیشه واقعا ازین ناراحت میشم که مامانم از این قضیه حرص میخورده و روز به

انتقام از صیغه ی بابام بیشتر بخوانید »

سکس همزمان با برنامه 90

با سلام تمامی اسم ها و نسبت های فامیلی به کار رفته در این خاطره مستعار و غیر واقعی می باشد حتی اسم نویسنده! اگه بخوام از خودم بگم باید بگم زیاد خوش تیپ نیستم و چشم های آبی ندارم و …. در کل معمولی هستم داستان مربوط میشه به تقریبا یه سال پیش که

سکس همزمان با برنامه 90 بیشتر بخوانید »

دانیال و شیما

دانیال هستم 22 ساله و میخوام داستان سکس با دوست دخترم رو براتون بنویسم . ولی دوست دارم قبلش بگم که خیلی از داستانا رو خوندم و نمیدونم این دوستان ما چرا همه کیر 20 سانتی دارن ؟ چرا همه طرفو میبینن درجا میکننش ؟ اینجاها کجاست که اینجوری راحت میدن ؟ من 173 قد

دانیال و شیما بیشتر بخوانید »

بوسه فرانسوی با مریم

این ماجرا از ٢سال پیش شروع شده و هنوز هم ادامه داره راستی تمام اسم هایی هم که بکار بردم واقهی نیستم.من یه پسری با قد 185 خوش قیافه و خوش لباس بودم و اهل جنوب غرب کشورم یه شب توی یه رستوران با یه دختری اشنا شدم به اسم مریم.مریم دختری با قد 172

بوسه فرانسوی با مریم بیشتر بخوانید »

کس دادن زنم زری

وقتی جوون بودم تو فامیل یه دختر عمو داشتم که حدود 17 سالش بود این دختر انقدر خوشگل و سفید خوش هیکل بود و قیافه خیلی شهوتی داشت که این قیافه باعث شده بود تا از پیرو جون برای مالوندن و کردنش به خونه اونا رفت و آمد کنن. یه روز رفته بودم به خونه

کس دادن زنم زری بیشتر بخوانید »

یه دسته کلید زیر خاک

سلام.من یه پسر ۲۰ ساله اهل تهران هستم!حدود ۵ سال پیش که به خاطر کار بابام رفته بودیم جنوب،من یه پسر فوق العاده ناز و سفید و دوس داشتنی بودم.اینم بگم که جنوبیا حدودا بچه باز هستن.یه روز که مامانم رفته بود کلاس و بابام هم شرکت بود،وسط ظهر رفتم بیرون واس دوچرخه سواری!یه شلوارک

یه دسته کلید زیر خاک بیشتر بخوانید »

کس کلک بازی

باز فیل ام یاد هندوستان کرده ! داشتم ماشین رو از پارک درمی آوردم تا برم سمت خونه ، که مبایلم زنگ زد ، مدیر عامل شرکت بود ، پیش خودم گفتم من هنوز از جلو شرکت راه نیوفتادم باز این چیکار داره ؟ – بله – مهندس آمدم دفترت شرکت را ترک کرده بودی

کس کلک بازی بیشتر بخوانید »

داستان سکسی یه جقی اسگول

سلام می خواستم داستان خودم با دختر عمم که 3سال از من کوجکتر رو براتون بگم دختر عمم خیلی ناز وخوشگل از اون موقع که یه چیزایی از سکس رو یادگرفتم تو کفش بودم.منم خیلی نه ولی خوشگلم هم به خاطر هندبال هیکل ردیفی دارم که همیشه چشم دخترا دنبالمه.اینم بگم که تو فامیل ما

داستان سکسی یه جقی اسگول بیشتر بخوانید »

خط قرمز

تازه راه افتاده بودم سمت محل کارم که دیدم گوشیم زنگ خورد. شماره ش تقریبا اشنا بود مطمئن بودم که قبلا بهم زنگ زده ولی دقیقا یادم نمیومد. بعد از چند تا زنگ جواب دادم: الو بفرمایین. پشت خط یه صدای زنونه بدون لهجه با کمی مکث جواب داد: الو سلام اقا شاهین؟بفرماین امرتون. بازم

خط قرمز بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا