راننده اژانس

سال 82 بود كه خدمت سربازي ام تمام شد و دنبال يه لقمه نون حلال بودم ولي متاسفانه به هر دري زدم نتونستم كه شغل مناسبي گير بيام تا اينكه تصميم گرفتم كه ماشين بابامو بگيرم و تو آژانس كار كنم. يه آژانس كه مال يكي از دوستاي بابام بود رفتم و خودمو معرفي كردم […]

راننده اژانس Read More »

سکس گروهی با خواهرم شراره

سلام.من امیر هستم و 22 سالمه. راستش من توی تمام این مدتی که از زندگیم می گذشت هیچ وقت با هیچ زن و دختری سکس نداشتم و همیشه حسرت یه سکس خوب رو تو دلم داشتم ولی موقعیتش پیش نمی اومد.اطرافم هم دختر زیاد بود و اولین و نزدیک ترین دختر بهم،خواهر بزرگم شیدا بود.خب

سکس گروهی با خواهرم شراره Read More »

کردن خواهر زن هلو

سلام دوستان من حمید هستم 26 ساله اهل استان مرکزی میخوام یه داستان واقعی و به دور از تخیل براتون بزارم همتون کف کنین.داستان از جایی شروع شد که ما هوس زن گرفتن کردیم.اقدامات خواستگاری انجام شدو ما شدیم داماد یه خانواده سپاهی رو زای اول خیلی سخت بود رفت و امد و اینجور صحبت

کردن خواهر زن هلو Read More »

ظهر تابستان

کیه؟-ببخشید میشه درو باز کنیشما؟-مریم هستم همسایه بغلیشرمنده کلید آیفون خرابه العان میام درو باز میکنم-نه زحمت نکشید با سارا خانوم کار داشتم بهش بگی ممنون میشمآخه میدونی سارا رفته اهواز خونه آجیش تا یک هفته قرار بمونه اونجا یک لحظه صبر کنی درو باز کردم-لازم نیست درو باز کنی وفتی اومد میبینمشآخه من باهات

ظهر تابستان Read More »

بوتیک دار جذاب

سلام.اسمم سوسنه این خاطره مربوط به 3سال پیشه منه اون موقع تازه پیش دانشگاهی و تموم کرده بودم.مشتری یکی از بوتیکهای معروف شهرمون بودم از مانتو تاپ شلوار جین و…هر وقت اsms از طرف بوتیک برا دیدن اجناس جدید میومد با کله میرفتم اونجا..صاحب بوتیک یک پسر از خونواده های معروف شهر بود که هر

بوتیک دار جذاب Read More »

مهسا کون گنده

اسم من حامده و 22 سالمه یه روز داشتم از دانشگاه برمیگشتم خونه که دیدم یه دختر منتظره تاکسی هستش صورتش سفید و تپل بود چشماشم مشکی جلوش ماشینمو نگر داشتم و ازش خواستم سوار شه نگاه قشنگی داشت دوباره که بهش گفتم سوار شد تو را از هر دری حرف زدیم گفت اسمش مهساست

مهسا کون گنده Read More »

صیغه با دخترخاله

سلام اسم من مجتبی فامیلی رو نمیتونم بگم چون خودتون میدونیین چرا راستش من داستان زیاد نوشتم ولی نه از این نوع این اولین بارمه لطفا بعد از داستان نظرتونو بگینپدر من و شوهر خالم چهار سال می شد که باهم یک ساختمان دو طبقه ساخته بودن و باهم اونجا زندگی میکردیم تو این چهار

صیغه با دخترخاله Read More »

انتقام از مردی که عشقم رو دزدید

سلام اسم من آرمانه و26 سالمه داستانی رو که میخوام بگم کاملا واقعی وبدون شاخ وبرگ اضافس.حدود 2سال پیش تو دانشگاه با عشقم زهره آشنا شدم وخیلی زود به هم علاقه مند شدیم زهره برعکس دخترای دیگه که باهاشون بودم لاشی و نارو زن نبود ومنو به خاطر خودم میخواست وهمین واسم ارزش زیادی داشت.ما

انتقام از مردی که عشقم رو دزدید Read More »

با اجازه خانم معلم

فوق لیسانسمو در رشته نرم افزاری کامپیوتر گرفته بودم و استاد دانشگاه شده بودم . سی و دو سالم بود و هنوزاز دواج نکرده بودم . البته چند سال می شد که تدریس می کردم . اون روزواسه یه سری از فر هنگیان و معلمین یه آموزش ضمن خدمت گذاشته بودند و من باید می

با اجازه خانم معلم Read More »

وقتی داریوش منو گایید

سلامخیلی دلم می خواست داستان سکس خودم با همسرم رو یه جایی که هیچ کس ما رو نشناسه تعریف کنم و جایی بهتر از اینجا پیدا نکردم . پس از کسانی که دوست ندارند اینجور داستانا بازگو بشه معذرت می خام.اسم من ماراله ، 24 سالمه . تازه از قبولی توی مقطع فوق لیسانس دانشگاه

وقتی داریوش منو گایید Read More »

Scroll to Top