پاییز

پاییز بود و هوا رو به سردی میرفت . من تازه در دانشگاه پذیرفته شده بودم ضمن اینکه عضو انجمن خوشنویسان ایران شده بودم . در مدت زمان کوتاهی‌ در کار خوشنویسی بسیار پیشرفت کردم . در نمایشگاه‌های مختلف شرکت می‌کردم و کارم را با علاقه دنبال می‌کردم . اوائل آبان ماه بود که با […]

پاییز بیشتر بخوانید »

سکس زیر برف

با یه پسری دوست شدم به اسم حامد. دانشجوی مهندسی مکانیک خوشگل و فوق العاده دختر کش. اوایل با هم خیلی رابطه ی صمیمی نداشتیم تا اینکه بعد از دو سال از دوستیمون که گذشت مثل دو تا بچه خوب با هم قرار ازدواج گذاشتیم. بعد از این جریان بود که یه کم با هم

سکس زیر برف بیشتر بخوانید »

کس داغ فریبا

من 2سال بود که ازدواج کرده بودم ولی بعد از ازدواج به این نکته رسیدم که به سکس بیشتر ازیک نفر لازم دارم مدتی بود بیکار بودم وهمسرم هم اکثراخانه باباش بود. برای رفع بیکاری رفتم داخل تاکسی تلفنی کارکنم چندمدتی گذشت بازنهای زیادی اشنامیشدم ولی اززهیچ کدامشان خوشم نمیامد .تااینکه یک سرویس عصر به

کس داغ فریبا بیشتر بخوانید »

من و پویا در مشهد

سلام اسم من فرزاده 19سالمه و در داستان قبلیم (گی در سفر)مشخصاتمو گفته بودم که دوباره میگم من سفید زنونه و بورم و خیلی خوشگلم با اینکه پسرم اینو واقعا همه بهم گفتن ماجرایی رو که میخوام براتون تعریف کنم واسه عید 91هست.بعداز بهم خوردن رابطه من و پویا با آرش تصمیم گرفتیم خودمون دوتایی

من و پویا در مشهد بیشتر بخوانید »

همه سکس های من

زنمو خيلي دوست دارم ولي حتي فكر سكس با اون حالمو بهم ميزنه گاهي شده با شورت ميرم زير دوش حموم( چون شورت خيس سنگين ميشه و به الت فشار مياره و عمل خود ارضايي بسيار لذت بخش ميشه )به هر حال كيرمو لاي شير و دوش ميزارمو تو خبالم با هر كسي دوست دارم

همه سکس های من بیشتر بخوانید »

نامزد مامانم

بابام ۱۰ سال قبل مامانم رو طلاق داد. البته قابل ذكره که مامانم هم از اين موضوع راضى بود. من مريم ۱۸ سالمه و یک داداش دارم كه ۱۶ ساله شه و ما همراه مامان ما ساناز كه قبلا گفتم از بابام طلاق گرفته يه جا زندگى مي كنيم. مامانم ۳۸ سالشه و خيلى خوشگل

نامزد مامانم بیشتر بخوانید »

همسایه ای که مامان رو می کرد

سلام من اسمم نیماست الان25 سالم خاطره ای که می گم مال 2 سال پیش ما یه خونواده 3نفره ایم من بابام مامانم که اسمش ناهیده یه زن با قد متوسط سفید ویکم تپل ما یه خونه 2 طبقه داریم با حیاط قشنگ تو یکی از محله های شرق تهران اون موقع ما یه همسایه

همسایه ای که مامان رو می کرد بیشتر بخوانید »

عمارت سراب

این داستان رو قبل از اینکه قسمت سوم “داستان بی نهایت” رو شروع کنم نوشتم تا ضمن حفظ فاصله بین قسمت دوم و سوم اون داستان، ماجراهای شاهین رو هم دنبال کنم. امیدوارم فضای کمیک و طنز این داستان بتونه لبخندی رو به لبتون بیاره.. بعد از جریان خانوم احمدی تا مدتی اصلا حال و

عمارت سراب بیشتر بخوانید »

یک تیر و دو نشان

یکی از روزای گرم تابستون من و یکی از دوستای صمیمیم به اسم سیامک از خونه مجردیم زدیم بیرون و به یه کافه سنتی رفتیم که قلیون بکشیم.در حین قلیون کشیدن دوتا دختر خیلی خوشگل اومدن کافه و نشستن روی میز کناریمون.یکیشون تپل ولی بسیار زیبا بود و اون یکی یه باربی تمام عیار که

یک تیر و دو نشان بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا