اطلاعیه فوق العاده! راه اندازی آزمایشی‌ تالار گفتگوی شهوتناک

دوستان عزیز شهوتناک با درود. بنا‌ به درخواست عده زیادی از شما عزیزان تالار گفتگوی شهوتناک به صورت آزمایشی‌ راه اندازی شد. نسخه بتای انجمن شهوتناک در حل حاضر در اختیار شماست. در این انجمن سعی شده رضایت خاطر شما هر چه بیشتر فراهم بشه. برای عضویت اینجا را کلیک کنید شاد باشید

اطلاعیه فوق العاده! راه اندازی آزمایشی‌ تالار گفتگوی شهوتناک Read More »

روژان در آغوش آرامش

اینم از آخرین قسمت سری داستان های روژان (روژان قربانی عشق و شهوت، روژان پناه هوس مردای شب، طعم تلخ سکس و روزگار روژان) کمی طولانی تر از قسمت های قبل شده. ترجیح دادم داستان بی دلیل کش نیاد و به قسمت بعدی نکشه. پایان این داستان اگه دست خودم بود شاید جور دیگه ای

روژان در آغوش آرامش Read More »

شهوت، دوستی، عشق

این یک داستان تقریبا 80 درصد واقعی هست که یکم پیاز داغشو زیاد کردم و اینکه این داستان سکسی نیست و مربوط میشه به همجنسگرایی و حالا هر چه قدر میخواید فحش بدید و در ضمن این اولین باری هست که داستان مینویسم داستام از اون جا شروع شد که من قرار شد با یکی

شهوت، دوستی، عشق Read More »

شب عروسی من و داداشم

منتظرم شب بشه و باز با عشقم سکس کنم، ……. می‌خوام ماجرای اولین سکس با داداشم (عشقم) که پردم رو زد براتون تعریف کنمراستی‌ سکسه خواهرو برادر هرکس دوس نداره، نخونه، فحشم اگه بدین همش لایق خودتون و نوش جون خودتون، چون با تخم چپ داداشم برخورد می‌کنه و برمی‌گرده به خودتون…. اول از خودمو

شب عروسی من و داداشم Read More »

سكس من و خاله مهديه

يک خاله دارم اسمش مهديه است و 33 سال داره و قد نسبتا بلندي داره و اندام خيلي قشنگي داره. موضوع از اين جا شروع ميشه که من تو دانشگاهي نزديکي ميدان ونک قبول شدم و خودم و خانوادم تصميم گرفتيم که من پيش خالم بمونم چون خونشون نزديک دانشگام بود. منم که خيلي خوشحال

سكس من و خاله مهديه Read More »

دنیای واقعی

با اون هيكل چاقش يك مانتو كوتاه پوشيده بود با شلوار سفيد كه حسابی رونهاشو بيرون انداخته بود. همين طور كه داشتيم حرف مي زديم ، حس كردم داره به شوهرم نخ ميده. شوهرم هم حسابی تو بحرش رفته بود : به هم لبخند مي زدن…فردای اون روز من به شوهرم تو اداره زنگ زدم

دنیای واقعی Read More »

من عاشق ساک زدنم

من غزلم 19سالمهراستش من عاشق ساک زدن و خوردن آب مردام…حدود دوسالی هس که با یه پسر دوستم اسمش ابوالفضله…همه چیش خوبه فقط یه مشکل بزرگ داریم اونم اینه که همیشه با کمبود مکان مواجه ایمواسه همین همیشه تو پارکای خلوت قرار میذاریم و به هزار زور و زحمت میتونیم یه لب بگیریم!دفعه پیش حسابی

من عاشق ساک زدنم Read More »

سکس بچگی

سلام اسم من علی 24 سالمه ، من از بچگی سکس و تجربه کردم و می خوام یه خاطره از بچگیم بگم …بچگی دوران خوب و پر خاطره ای واسه من بود ،انگار همین دیروز بود ، از صبح که بیدار میشدیم فکر بازی بودیم تا شب که بخوابیم ، خونه ی ما یه حیات

سکس بچگی Read More »

زن مذهبی و آزادی من

من پیمانم 36 سالمه اهل تهران. سال 78 ازدواج کردم در اوج جوانی و ناآگاهی. همسرم از یک خانواده مومن و مذهبیه که اون اوایل باباش منو با هر حیله و کلکی میبرد نماز جمعه. میشه گفت که از همون ماههای اول فهمیدم مسئله سکس بین ما یک مشکل خواهد بود. اون معمولا دلش نمیخواست

زن مذهبی و آزادی من Read More »

سکس با خاله خانمم

رفته بودیم خونه خاله خانمم. شوهرش نبود. شب که شد، رختخواب من و خانمم رو تو اتاق جداگانه ای انداخت و خانمم از خستگی راه خیلی زود خوابش برد. من درازکشیده بودم و چشمام داشت گرم می شد. بعد از ربع ساعتی متوجه شدم در اتاق کمی رو هم رفت ، مثل این که کسی

سکس با خاله خانمم Read More »

Scroll to Top