عمارت سراب
این داستان رو قبل از اینکه قسمت سوم “داستان بی نهایت” رو شروع کنم نوشتم تا ضمن حفظ فاصله بین قسمت دوم و سوم اون داستان، ماجراهای شاهین رو هم دنبال کنم. امیدوارم فضای کمیک و طنز این داستان بتونه لبخندی رو به لبتون بیاره.. بعد از جریان خانوم احمدی تا مدتی اصلا حال و […]
