طعم تلخ عسل
نور افتاب ظهر از لابلای درزهای افقی کرکره خودشو به زور تومیکشید و ولومیشد روتن لخت زن. ذره ذره لمس میکرد و زن گرم میشد. اما این گرما در مقابل حرارتی که از درونش بلند میشد هیچ بود. اندامی بدون هیچ عیب و نقص با زیبائی خدادادی . فاصله بین باسن برجسته و بالاتنه […]
