صلیب

وقتی از پنجره به بيرون نگاه مي کرد تمامي شهر رو مي تونست ببينه حتي بيرون از شهر و جايي که قرار بود بهترين سکسي که تا اون روزداشته رو تجربه کنه اون به مونا نگفته بود که کجا مي خوان برن با اينکه به خوبي مي دونست اين يکي از خطرناکترين بازيهاي اونه . […]

صلیب Read More »

سکس و سکس و سکس

تو بخار سيگار و هاله مشروب دورت که گم می شی اصلا نمی فهمی آهنگ توی مهمونی چيه و با کی می رقصی. اينا همش يعنی تابستون. يعنی مامان و بابا ياد مشرق و مغرب بيافتن و دائم يا جماعت الاف خونت ولو باشن يا تو خونهاشون. شمال و استخر و… يعنی مدرسه نداری. يعنی

سکس و سکس و سکس Read More »

شیما , من و مانی

مانی یکی از دوستان دوران سربازیم چند وقتی بود که از یه خانومی صحبت میکرد که تازه تورش کرده بود. دختره اسمش شیما بود و به گفته مانی ارزش کردن داشت ولی بدیش این بود که هر سری 20.000 تومن می گرفت. اون روز طبق معمول از خواب که بیدار شدم دیدم که حشمت خان(کیرمو

شیما , من و مانی Read More »

شهین

اين داستان داستان آشنايي من با دوست پسرم حميده كه شايد از زبون خود من شنيده باشيد اما من از حميد خواهش كردم داستان رو از زبون خودش براتون تعريف بكنه …حميد جان شروع كن …با تشكر از شهين جون اولين بار كه من شهين خانم رو ديدم تازه با شوهرش به محله ما اومده

شهین Read More »

من وخواهران دوستم

تازه ده روز مونده بود به خرداد منم امتحانهای ترمم داشت شروع می شد.من مهدی همکلاس بودیم یر روز که تو کلاس نشسته بودم مهدی امد به من گفت (راستی ا ینم بگم اسم منم مهدی اشتباه نکنید)مهدی اگه میشه برای امتحانای ترم بیای باهم درس بخونیم من گفتم موردی نداره فقط کجا درس بخونیم

من وخواهران دوستم Read More »

خون !!

کس زنم ديگه برام اونقدر جذابيتی نداشت.آخه چقدر اون کسو بکنم.بسه ديگه.اصلا زنمو که از دور ميديدم سايز پستوناشو٫نوک قهوه ای سينه هاشو٫چاک کونشو خط روی کسشو اون سوراخ گشاد کسش همش با هم در يه لحظه ميومد جلو چشمم.نتها چيزيو که نميتونستم خوب تصور کنم سوراخ کونش بود.آخه هيچوقت از کون نميداد.حتی يبار موهای

خون !! Read More »

شرط بندی

  من حمید هستم و این داستانی که می خواهم براتون تعریف کنم مربوط به زمانی است که برای کار کردن ژاپن بودم . حدود 8 ماه بود که تو ژاپن کار می کردم و بلانسبت مثل تراکتور جون می کندم اون موقع حدود 24 سالم بود و تو یک کارخونه پلاستیک سازی کار میکردم

شرط بندی Read More »

ماتادور

برای کاری اومده بود سر کار من. بايد باهاش صحبت می کردم ولی نمی تونستم. کی می تونه با يک پسر خوش تیپ موهای مشکی و چشمای خاکستری راحت صحبت کنه. حتی من که هيچوقت کم نميارم خيلی جدی باهاش حرف می زدم. من اصولا شوکه که می شم جدی می شم. شايد برای اينکه

ماتادور Read More »

سکس با دختر عمه

با سلام من فریدون هستم و 19 سالمه و یه دختر عمه به نامه مهین دارم که دانشجو است مهین 21 ساله با اندامی درشت و موهای خرمایی بلند تا باسنش میرسه وسینه های درشت به قوله خودش هفتادو پنجته چشمهای قهوه ای سوخته و از پایین هم که نگو وقتی موهای پاشو میزد دوست

سکس با دختر عمه Read More »

داستان کردن داود

داستانی که تعریف میکنم واقعی هست و مربوط میشه به سال قبل زمانیکه من داشتم واسه کنکور میخوندم و متاسفانه امسال هم دارم میخونم و پشت کنکوریم.خیلی وسواسی بودم و هستم توی درس خوندن.مثلا من وقتی درس میخوندم باید سکوت مطلق تو ی خونه بود وکسی تکون نمیخورد.معمولا پدر و مادرو برادرم از کارای من

داستان کردن داود Read More »

Scroll to Top