سکس من و مریم بیوه

سلام اسم من مجید این خاطره که میخوام بگم واقعی هستش منو ببخشید نوشتن بلد نیستم برا همین نمیتونم طولانیش کنم. من مجید 26 سالمه قدم 187 وزنم 102 سبزه هستم و خیلی هم حشری این خاطره بر میگرده به یکسال قبل یکی از دوستام زنگ زد به من گفت یه دختره زنگ میزنه مزاحمش […]

سکس من و مریم بیوه بیشتر بخوانید »

اولین سکس با شیرین

سلام این داستان روکه می خوام براتون بگم مربوط به 4-5 سال پیشه. زمانیکه شیرین خانوم با خونوادشون تشریف آوردن به کوچه ما. بذارین اول درباره شیرین خانوم براتون بگم. این شیرین خانومی که می خوام داستان اولین سکسشو با من براتون تعریف کنم قدش 175 سانتی متره ، ابروهای کشیده ، چشمای خمار(که ببینیدش

اولین سکس با شیرین بیشتر بخوانید »

سكس كوچيك من و زن دوستم

  ما توي يه شهر كوچيك توي يه آپارتمان زندگي ميكرديم.يه روز ديديم كه يه مستاجر جديد واسه طبقه همكف اومده اوايل زياد به همسايه هاي جديد هيچ اهميتي نميدادم حتي اگه مي ديدمشون هم محلشون نميذاشتم. تا اينكه يه روز خانومم اومد بهم گفت كه زن اين طبقه پاييني همزبون ماست و خلاصه خانومم

سكس كوچيك من و زن دوستم بیشتر بخوانید »

عجب جنده ای بود خدا جون

اون روز هیچ حوصله كار كردن نداشتم و تو مغازه نشسته بودم و تو كامپیوترم مشغول بازی پوكر سكسی بودم . تو این بازی عكس یك زن خوشگل كه طرف بازی بود یك گوشه صفحه بود و بعد از هر بار بردن یكی از لباس هاشو در می آورد. بردن تو این بازی و لخت كردن

عجب جنده ای بود خدا جون بیشتر بخوانید »

امان از بي پولی

تازه داشت چشمام گرم خواب مي شد ، كه جيغ و وق بچه تو بغل كنار دستيم ، چورتم رو پاره كرد . نگاهي از روي دلخوري بهش كردم ، يه پسر بچه چهار پنج ساله اي بود ، انگاري كه از گرماي اتوبوس به تنگ اومده بود . مادرش كه زني ميان سالي بود

امان از بي پولی بیشتر بخوانید »

ماجراجویی با خانم حسابدار

سلام من مجید هستم ساکن اهواز و الان 27 سالمِ داستانی که می خوام براتون تعریف کنم یه داستان کاملاً واقعیه! من الان مدت 6 ماه که با زن جوانی به نام مهناز دوست شدم که این مشخصاتو داره: پوست سفید حدود 60 کیلو وزن و حدوداً 170 قد با چشمو ابرویی مشکی و 25

ماجراجویی با خانم حسابدار بیشتر بخوانید »

کردن کون دختر همسایه

این خاطره برمیگرده به سال 90. من جدا از خانواده زندگی میکنم . و یه اپارتمان تو کرج دارم. 25 سالمه . یه روز عصر که از سر کار اومده بودم خونه خسته بودم و حوصله بیرون رفتن نداشتم . موبایل وتلفن خونه رو خاموش کردم و خواستم یه 2 ساعتی راحت استراحت کنم .حدود

کردن کون دختر همسایه بیشتر بخوانید »

زری جون همسایه دیوار به دیوار ما‬

زمون مجردیم قبل از سربازی یه همسایه داشتیم دیوار به دیوار ما بودن یه زن خوشگل و خوش استیل حدود ۴۰‬ سال ولی چون هم از من بزرگ تر بود هم با ما رفت و آمد داشتن جرات نمیكردم بهش چیزی بگم فقط به‬ ‫یادش جلق میزدم چیزی كه بیشتر از هر چیزی به من

زری جون همسایه دیوار به دیوار ما‬ بیشتر بخوانید »

سکس با غزل

سلام خدمت تمامی دوستان اسم من باربد هست و 21 سالمه دانشجویه رشته نرم افزار این اولین داستانی هست که دارم می نویسم پس دیگه به بزرگواری خودتون ببخشید . بریم سر اصل مطلب من یه عمو دارم که سه تا دختر داره که یکیشون 20 ساله شه و اون دو تای دیگه از من

سکس با غزل بیشتر بخوانید »

ماجرای من و دختردایی جیگر

سلام به دوستان عزیز میخوام خاطره ای که برام اتفاق افتاده براتون تعریف کنم وبگم که داستانم عین واقعیت و از این تخمی تَخَیُلی ها نیست! راستی ببخشید که خودمو معرفی نکردم من اسمم علی و19 سالمه این خاطره هم مال سال 90 . از مشخصات خودم من قدم 183 و پوستم سفید ” چارشونم

ماجرای من و دختردایی جیگر بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا