بیوه ی جذاب

سلام…ازروزی که با زنی به نام مهین آشناشدم یکسال وخرده ای میگذره…تمام کس بازی هام یک کنار و مهین یک کنار…من مجید سی وپنج سالمه واهل تهران وبا قد 175سانتیمتر ووزن 70کیلو هستم…مهین زن بیوه ای بود 48 ساله وخیلی چهره جذاب وبدن توپرواندام زیبایی داشت وخیلی هم بامعرفت ومهربون بود .اون روتوایستگاه اتوبوس تورش […]

بیوه ی جذاب Read More »

علت علاقه مندی من به سکس با مردها

سلام. من آروین هستم و تقریبا 19سالمه. وقتی 7ساله بودم پدرم فوت کرد و از همون موقع با مادرم زندگی می کنم. از همون موقع چون همش با پادرم بودم تقریبا همه ی اخلاقم به مامانم رفته، طوری که حتی وقتی مادرم موهای بدنش رو اصلاح میکرد من هم علاقه داشتم همین کارو بکنم و

علت علاقه مندی من به سکس با مردها Read More »

کشف کیر جدید

سلام من نازی 30سالمه و از 20 سالگی سکس داشتم و عاشق کیرای کلفت و درازم خاطرات سکسی اینجا رو خیلی هاشو خوندم زیادم نمیخوام وقتتون و بگیرم اما یه خاطره جالب با دوست پسر خجالتیم دارم که میگم براتون: من نازی – اون علی (34 ساله)   با علی که یه پسر مومن و

کشف کیر جدید Read More »

سکس هات

خوابیده بود روی من، مثل همیشه لخت لخت،مثل همیشه گرم گرم.تو این سه سال ازدواجمون عادتمونه که یا تو بغل هم باشیم یا اون بخوابه روی من و با هم بازی کنیم. خوردن سینه های من و مالیدن اونها براش بزرگترین لذت دنیاست. سینه ها را میگیره تو مشتش و آروم فشار میده تا نوکش

سکس هات Read More »

شاگرد خصوصی و پسر استاد

اسم من حسام هست ولی گی نیستم. خاطراه ام برمیگرده به دورانی که با جنس مخالفم سکس نداشتم و اون زمان شاید گی محسوب می شدم. داستان مربوط به زمانیه که سال دوم دبیرستان بودم. درسم اصلا خوب نبود مخصوصا ریاضیم. خانواده تصمیم گرفتن که برام معلم خصوصی بگیرن و برای همین با معلم ریاضی

شاگرد خصوصی و پسر استاد Read More »

پشت شیشه برف می بارد

پشت شیشه برف می بارد پشت شیشه برف می بارد در سکوت سینه ام دستی دانه اندوه می کارد   پشت پنجره ایستادم. خیره به خیابونی که تک و توک ازش ماشین رد می شه و رد چرخاشون روی خیابون برفی، نامنظم خط می کشه. بی هیچ عابر پیاده ای. بی هیچ رد پایی. سرده.

پشت شیشه برف می بارد Read More »

خانم دکتر فداکار

داستان من بر میگرده به 2 ماه پیش، که هوا کلا خیلی سرد بود. چند مدتی مریض شده بودم و حال درست حسابی هم نداشتم. مرتب خونه بهم می‌گفتن برور دکتر ولی از اونجایی که من به شدت از دارو بدم میاد، پامو دکتر نمی‌زاشتم (البته خیلی از آمپول خوشم میاد چون بعد از استفاده

خانم دکتر فداکار Read More »

آش نخورده، دهن سوخته

سلام این داستان بر میگرده به پارسال که من تا حالا چوب شو می خورم داستان از اونجا شروع شد که یه روز دختر عمم با مامانش اومد خونه ما ومن اون که از بچه گی کنار هم بودیم برای اینکه از دست بقیه در بریم فرار کردیم تو یه اتاق ودر رو بستیم اخه

آش نخورده، دهن سوخته Read More »

سکس خشن و باحال

زنگ زد بم گفت فردا ساعت 4 میام دنبالت فقط خدا کنه دروغ باشه… فهمیدم مهدی جریان فرشاد رو فهمیده. من با فرشاد قبل از مهدی بودم فرشاد ازم خواسته بود به یاد قدیما با اکیپ قبلیمون بریم کوه منم مهدی و پیچونده بودم و add دوس پسریکی از دخترای اکیپ،دوست مهدی بود تا دیدمش

سکس خشن و باحال Read More »

دختر خاله عزیزم

سلام من 19 سالمه این خاطره ای که می خوام تعریف کنم ماله پارسال تابستونه یعنی ماله 18ساله گی. خونه واده ی من و خالم اینا با هم خیلی صمیمی ان . البته قبلا سر یه ماجرا 3 سال رابطه نداشتیم . بعد اون سه سال که پارسال ما تو اوج صمیمیت بودیم واسه اولین

دختر خاله عزیزم Read More »

Scroll to Top