شب به یاد ماندنی
وای چه بارونی میاد چه بادی میاد ؛نادر من خیلی سردمه میشه اون پتو رو از اتاق واسم بیاری نادر:باشه عزیزم الان واست میارم …؛بگیر گلم؛ مهتاب:ممنون نادر جون آخیش گرمم شد…اون دو تا کنار شومینه نشته بودن مهتاب رو صندلی و نادر هم رو مبل دراز کشیده بود… مهتاب:شهاااابببببب نادر:جونم خانومی مهتاب:نادر یادته دو […]
شب به یاد ماندنی بیشتر بخوانید »
