گی زده

سال61بود بدلیل فقر مالی و نبود کار مناسب تصمیم گرفتم قاچاقی برم کویت…..خانواده مخالف بودند چون پدرم زمانی که هنوز بدنیا نیومده بودم همین تصمیم گرفت و سالها خبری ازش نداشتیم…مامان می گفت شاید خوراک کوسه ها شده… خلاصه رفتیم بندر از قبل ادرس گرفته بودم که چه کسی مسافر قاچاق می بره…رفتم سراغ جاسم […]

گی زده بیشتر بخوانید »

شوهر عقده ای

سلام.چند وقته با خودم در گیرم که بنویسم یا نه.میدونم مثل من کم نیستند کسایی که از سکس شوهراشون رنج میبرن.حالا……….چند سالی هست که ازدواج کردم علی یه مرد خیلی متعصبه.اوایل که ازش خجالت میکشیدم تا راجع به سکس با هاش حرف بزنم کمی که گذشت جرات نداشتم میدونید چرا؟یه بار اومدم باهاش حرف بزنم

شوهر عقده ای بیشتر بخوانید »

زنی که مال من نبود

همیشه دور و بر پاییز که میشه احساست اغلب آدما میزنه بالا…شاید تا حدی که از چشماشون سرازیر بشه…و شاید هم نه… البته اگه خوش شانس باشی… دور و برای پاییز بود ..سه چهار ماهی بود که از رفتن ندا میگذشت…زنی که مال من نبود و به نام ما به کام دیگری رفت… میدونید اشکال

زنی که مال من نبود بیشتر بخوانید »

دلم میخواست به جای کون کس بدم

تعطیلات عید نزدیک بود .دانشگاه هم تق و لق شده بود .پدرم زنگ زد و گفت زودتر بیا تهران که می خوایم بریم مسافرت . اخه من دانشگاه ساوه درس می خوندم …بند و بساطمو جمع کردم و واسه شب بلیط داشتم . ساعت 9 تهران ساوه . یک ساندویچ گرفتم که تو ماشین بخورم

دلم میخواست به جای کون کس بدم بیشتر بخوانید »

سکوت بعد از سکس

سلام دوستان میخوام خاطره سکس با دوست پسرم و واستون بگم اینکه چرا اینجام به این دلیله که با اینکه سکس دارم ولی خوب خودارضایی هم دارم .. من 5 ماه با خشی!!! دوستم که تو ی دانشکده دیگه درس میخونه ما از طریق اکیپای یونیمون همو دیدیم و دوست شدیم پسر خوبیه و به

سکوت بعد از سکس بیشتر بخوانید »

جنده ى بابلسر

سلام به همه ى داداشا و آبجيهاى من. كوچيك شما دانيالم 21 سال سنمه قد 180 تا 190 وزن 68. خاطره اى كه ميخوام تعريف كنم جاى دورى نميره قضيه ى همين پارساله. من و رفيقام يك اكيپ شاد و شنگوليم. فقط بدى رفقام اينه كه كس نديدن.يه روز ديدم جمع شدن هى شیرین شیرین

جنده ى بابلسر بیشتر بخوانید »

ساختمان پزشکان

– تصمیمت جدیه؟ – آره… خودت که می‌دونی. سه روز بیشتر تا امتحان فوق‌تخصصم نمونده. باید یکم بشینم بخونم. خودت که می‌بینی وضع خونه چجوریه…   حق داشت. می‌گفت با سه روز درس خوندن که چیزی یاد نمیگیری. ولی منم حق داشتم. سه روز آرامش نیاز داشتم. توی خونه با دو تا بچه‌ (یکی پسر

ساختمان پزشکان بیشتر بخوانید »

نجات غریق

سلام به همه اسم (مستعار) من ساراست ۲۲ سالمه و تو یه استخر تو تهران نجات غریقم ،تو استخری که من کار میکنم یه جو خاصی حاکمه و همه خیلی با هم صمیمی نیستن و هر کی سرش به کاره خودشه بگذریم،سانس خانم ها از صبح زود شروع میشه تا ساعت ۵ و بعد اون

نجات غریق بیشتر بخوانید »

دوست پسر وحشی من

این خاطره ای که براتون تعریف میکنم قضیه ی سکس من با دومین دوست پسرم هست. من و نیما الان حدود یک سالی میشه که که باهم دوستم . دوستیمون هم از اول خیلی عجیب شروع شد چون تقریبا از هم متنفر بودیم و هر وقت همدیگه رو میدیدیم سلام هم به هم نمیکردیم. حالا

دوست پسر وحشی من بیشتر بخوانید »

دختر عمومو باید می‌کردم

سلام اسم من مهدی 19سالمه و میخام داستان گاییدن کون دختر عموم رو براتون بگم! من یه دختر عمو دارم به اسم حدیث 3سالی از من کوچیکتره و من تا 2 سال پیش بهش علاقه داشتم اما خوب اون موقع اون بچه بود و وقتی بهش گفتم آبرو ریزی در اورد انگار که مثلا چی

دختر عمومو باید می‌کردم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا