بهترین گناه زندگیم

9ماه بود که با هم آشنا شده بودیم .خیلی هات و سکسی بود.صورت جذابش با اون چشمای سبزش بود که منو دیوونه خودش کرد. میخواست باهم راحت باشیم اما حرفی از سکس نمیزد.دوستش داشتم و دارم.تا اینکه برنامه ی سفرش به دبی جور شد.دقیقا زمان که 1 هفته بعد تولدم بود. اوضاع جوری پیش رفت […]

بهترین گناه زندگیم Read More »

فرشته ای بنام پریا

وقتی بهش گفتم که برگرد و به شکم بخواب انگار تمام انرژی ای که بالا پایین شدن ها و تقلاهاش رو به پایان می بردنش رو دوباره بهش برگردونم. همیشه عاشق این بود که بهش بگم برگرد و به شکم بخواب چون اینجوری هم من مسلطتر عمل می کردم و هم اون با خیال راحتتری

فرشته ای بنام پریا Read More »

سکس با خواهر زن زیبام

سلام من اسمم وحید و 25 سالمه .من بعد از آمدن از خدمت با دختری آشنا شدم که در یک خانواده پر جمعیت متولد شده بود.4 خواهر و 2 برادر داره .ما تازه ازدواج کرده بودیم و یک خونه خیلی کوچیک گرفته بودیم که اتاق خواب نداشت .بعضی وقتها خواهر زنهام میومدند و چون منزلشون

سکس با خواهر زن زیبام Read More »

سکس منو خواهر زنم

سلام داستانی که میخوام واستون بویسم بر میگرده به 2ماه پیش درباره سکس من با خواهرزنم من مغازه دارم و واسه جور کردن جنس زیاد این شهر اون شهر میرم که تو این سفره اخری خواهرزنم باهام همسفر شد.یه دختر 24ساله با چشمای رنگی موی بلوند کمر باریک کون پرو خوش استیل اصلا معرکست این

سکس منو خواهر زنم Read More »

شبی با خاله زنم

ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﺎﻟﻪ ﺧﺎﻧﻤﻢ. ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻧﺒﻮﺩ. ﺷﺐ ﮐﻪ ﺷﺪ، ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﻣﻦ ﻭ ﺧﺎﻧﻤﻢ ﺭﻭ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﺟﺪﺍﮔﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺧﺎﻧﻤﻢ ﺍﺯ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﺭﺍﻩ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩ . ﻣﻦ ﺭﺍﺯﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ ﮔﺮﻡ ﻣﯽ ﺷﺪ . ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺭﺑﻊ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻡ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻕ ﮐﻤﯽ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺭﻓﺖ ، ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻦ

شبی با خاله زنم Read More »

سکسی با تمام احساس

سلام دوستان اسم من عرشیا هست 30 ساله این خاطره واقعیه ببخشید دفعه اول مینویسم چند سال پیش یه مزاحم تلفنی داشتم زنگ میزد عاشق حرف سکسی بود همش میپرسید چه جوری دوست داری بکنی و یهو قطع میکرد میگفت داداشم میاد هر کاری کردم سر قرار نیومد بهش گفتم اگه این هفته نیایی تموم

سکسی با تمام احساس Read More »

عزا برای من عروسی شد

سلام به همه دوستان عزیز امیدوارم که داستان قبلی منو خونده باشین و خوشتون اومده باشه . اولا راجع به اون داستانم بگم که بعد اون جریان با خاله ناتنیم 4و5 بار هم باهاش سکس داشتم که یبار گفت که عذاب وجدان داره و منم دیگه رابطه سکسیمو باهاش قطع کردم.این ماجرا رو که براتون

عزا برای من عروسی شد Read More »

فاطی خوش هیکل

سلام من رسول هستم من تا حالا داستان ننوشتم اما امید وارم خوشتون بیاد شغلم مبل شویی هستش ،شب عید بود سر ما هم شلوغ بود با کارگرام داشتیم کار میکردیم تا اینکه رفتم خونه فاطی اینا ،فاطی یه دختر 16 ساله بود .مادرش خیلی زن خوبی بود داشت به ما میگفت کدوم مبل هارو

فاطی خوش هیکل Read More »

سکس با فرمون

اون زمان که دانشگاه میرفتم(حدود سه سال پیش) یه پسره تو کلاسمون بود که از اولین جلسه میخ شد رو من! بنا به دلایلی تو دخترا معروف بود به فرمون. منم از همون اسم استفاده میکنم. ترم دوم شماره هامون رو رد و بدل کردیم. میدونستم ازم خوشش میاد اما هیچ کدوم به رومون نمی

سکس با فرمون Read More »

احمد و زن مطلقه

سلام به دوستان  امیدوارم همگی خوب باشید   خاطره ای که میخوام براتون بگم دقیقا 1392/8/18برام اتفاق افتاد و باید بگم بهترین خاطره سکسی برام بود.(نا گفته نماند خیلی از چیزها هست که باورش سخته برای ادم من خودم وقتی تو این سایت داستان و خاطره میخوندم همیشه میگفتم نامردا خالی بندی میکنن ولی واقعا

احمد و زن مطلقه Read More »

Scroll to Top