سکس با آقای همکار

من کارمند دانشگاه هستم.25سالمه.اندامم تپل هست.کس تپل و باحالی دارم.عکسای سکس رو که نگاه میکنم میبینم هیچ کدوم کسشون به خوشکلی کس خودم نیست.همکاری دارم که اونم هیکل سکسی عالی داره.هروقت شلوار جین میپوشه من فقط رد کیرشو میگیرم.همیشه دلم میخواست میرشو لمس کنم.راستی نگفتم که سینه هامم درشته.سایز 75.سفت و گرد و تپل.با یه […]

سکس با آقای همکار بیشتر بخوانید »

شوهر اجباری

سلام. اسم من رهاست.20 سالمه و تو زندگیم خیلی تنهایی کشیدم. همیشه از خانوادم دوری کردم و هیچوقت باهاشون راحت نبودم. یه خانواده ی پر جمعیت که دونه دونه بوقتش سر زندگیشون میرفتن. همیشه به خوشبختی همسن و سالام غبطه میخوردم و از اینکه نمیتونستم یه ساعت بشینم مث بچه ی آدم با پدر و

شوهر اجباری بیشتر بخوانید »

زیباترین شب زندگیم با شهرام

تو دوران نامزدیمون خیلی درباره سکس و این چیزا حرف میزدیم و با اینکه دوتامون خیلی علاقه به انجامش داشتیم، هیچوقت کارمون حتی به لخت کردن هم نرسید.یعنی خودمون نذاشتیم برسه.دوست داشتیم بعد ازدواج یه چیز نو واسه هم داشته باشیم. یه روز که داشتیم درباره سکس حرف میزدیم بهشهرام گفتم:شهرام جونم..راستش من از شب

زیباترین شب زندگیم با شهرام بیشتر بخوانید »

چاره‌ای جز دادن نداشتم

سلام دوستان من ساسان هستم 26 سالمه . من قدم 175 هستش و وزنم هم 72 كيلو هستش . پوست سفيدي دارمو قيافم هم خوبه . چون بدنسازي البته بصورت غير حرفه اي كار ميكنم بدن نسبتا خوب و رو فرمي دارم و بخصوص باسن و روناي خوش تراشي دارم . چون تو باشگاه خيلي

چاره‌ای جز دادن نداشتم بیشتر بخوانید »

کردن اولین دوست دخترم

با سلام خدمت شما دوستان گرامی .من محمد 17 ساله سال چهارم رشته تجربی هستم.من 180 سانتی متر قد دارم و 75 کیلو وزن.نسترن هم یه دختر شیک پوشو با 170 سانتی متر قدو 55 کیلو وزن.   پنجشنبه 18 مهر 1392: امروز که از مدرسه به خانه برگشتم متوجه شدم که چندتا از همکلاسی

کردن اولین دوست دخترم بیشتر بخوانید »

بالاخره فوتبال به دردم خورد

این جریان برا من تابستون سال90 اتفاق افتاد و از اونجایی شروع شد که ما داداش کوچیکمو تو مدرسه فوتبال فجرسپاسی شیراز ثبت نام کردیم ,خیلیا اونموقع اومده بودن برا ثبت نام و باشگاه خیلی شلوغ بود خلاصه من مامور شدم که روزای تمرین داداشمو ببرم سر تمرینو برگردونم. اونموقع من 21 سالم بود سال

بالاخره فوتبال به دردم خورد بیشتر بخوانید »

لذت اولین گی

من اسمم امیر هست و این داستان رو که براتون تعریف میکنم مربوط میشه به حدود 12 سال پیش که اون موقع 19 سالم بود. من اهل تهرانم و تو یکی از شهرای شمالی دانشجو بودم. خوابگاهی که دانشگاه بهمون داد خیلی بی کیفیت بود و من و چند تا از دوستان بعد از یک

لذت اولین گی بیشتر بخوانید »

کس زن عمو پریسا

سلام اسم من اشکان اهل شیرازم25ساله.من یه عمو دارم که راننده ماشین سنگینه.اهل شمال ایران.عموی ما یه خانومی داره که تعریف نباشه ازش خودش یه دنیایی برای خودش.ماجرا سال 90برام اتفاق افتاد.من با خانواده اخرای سال89رفیتم شمال دو سه روزی بموندیم خونه عموم.اخرای شب رسیدیم دیگه اینقدر خسته بودیم که سلام علیک کردیم من رفتم

کس زن عمو پریسا بیشتر بخوانید »

مسافرت به یاد موندنی

هر چی پدرم گفت صبر کن شاید واسه هفته بعد مرخصی بگیرم و همراهتون بیام قم به گوش این مامان چادری ما نرفت که نرفت . من و آبجی سهیلا و مامان شیلا واسه زیارت از اصفهان راه افتادیم طرف قم . تقریبا چهار ساعتی رو تو راه بودیم . با این که سیزده سال

مسافرت به یاد موندنی بیشتر بخوانید »

کونی‌ که باید میدادم

داستان از وقتي شروع شد كه پسر عمم كه ده سال از من بزرگتره تو محلمون مغازه باز كرد منهم هر روز اونجا بودم با دوستهای پسرعمم دوست شده بودم يك روز واسه پسرعمم مشكل پيش اومد به من گفت من مغازه رو باز كنم منم مغازه مغازه رو باز كردم و از اونجایی كه

کونی‌ که باید میدادم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا