گاییدن دختر دبیرستانی خیلی خوشگل

یه روز عصر از خونمون را افتادم سمت یکی از پارکای بالاشهر که دوستمو ببینم. بعد از خوش و بش و دور زدن اطراف پارک چشمم خورد به یه دختر خیلی خوشگل سفید که داشت تو محوطه اسکیت پارک، اسکیت بازی میکرد. دور و برو که نگا کردم دیدم که کل پسرای پارک دخترای خوشگل […]

گاییدن دختر دبیرستانی خیلی خوشگل Read More »

کون دادن در ماساژ به یادماندنی

سلام   اسم من امین هست، 21 سالمه، قدم 178 ، وزنم 79 ودر مجموع هیکل قشنگی دارم و قیافه ام هم بد نیست. داستانی که می خوام براتون بگم برمی گرده به 4 ساله پیش که امیدوارم خوشتون بیاد. اول اینو بگم که من از سالها پیش خیلی دلم می خواست که یکی با

کون دادن در ماساژ به یادماندنی Read More »

آخرین دیدار

نمی دونم چندمین بار بود که می رفتیم بیرون اما اون روز تولدم بود.تولده 19 سالگیم. همیشه واسه دیدنش لحظه شماری می کردم.اون دانشجو بود تو یه شهره دیگه و من هنوز پیش دانشگاهی.اون چند هفته یه بار میومد.هر جوری بود می رفتم پیشش. -آیدا کجایی تو بیا دیگه؟ -دمه درم وا کن در -بیا

آخرین دیدار Read More »

تنهای تنها

بعد اون حادثه ی غمناک واز دست دادن پدر و مادرم کارم فقط این شده بود هرروز برم باشگاه سر تمرین و برگردم خونه ولی امروز برام فرق داشت . تو این مدت اصلا مصدوم نشده بودم ولی امروز سر بازی زده بودن تو رون راستم خیلی درد داشتم یاد وقتایی افتادم که میومدم خونه

تنهای تنها Read More »

كس يعني كس معلم زبان

سلام   من اشكان هستم بيست و پنج ساله از تهران با قد ١٨٠ و وزن ٧٥،داستان رو ميخوام با مقدمه اي راجب خودم شروع كنم كه پسري هستم فوق العاده حشري كه علاقه زيادي به پا و مخصوصاً مانتو هاي جلو باز,مثلاً خدا نكنه من دختري رو تو خيابون ببينم كه مانتوش جلو باز

كس يعني كس معلم زبان Read More »

16 سالگی و زندایی

13 سالم بود که داییم ازدواج کرد.زنداییم خیلی خوشگل نبود، ولی تپل و با نمک بود.این زندایی ما همون اوایل ازدواج منو به عنوان خواهرزاده همسرش خیلی دوست داشت.منم مهربون بودم و کلن تو فامیل از اینایی بودم که اکثرن دوستش داشتن و خلاصه محبوب بودم.زندایی منم خب 12 13 سال از من بزرگتر بود

16 سالگی و زندایی Read More »

مینو و پسرخاله پررو

صبح روز بعد با بدنی خورد و خاکشیر از خواب بیدار شدم دوش گرفتم و آماده شدم سر میز صبحانه مادرم گفت که عروس خاله ام و پسرش رفتن گرمسار پیش خانواده اش و تا اخر هفته برنمیگردن بدون هیچ فکری کیفمو برداشتمو از خونه زدم بیرون همین که سوار آسانسور شدم پسرخاله ام هم

مینو و پسرخاله پررو Read More »

جنده عزیزم

سلام اسم من پرهامه تهران زندگی میکنم 17 سالمه قدم 170 و کیرم 14 سانت با قطر 5 . یکم لاغرم ولی خوش قیافه.این ماجرا از اونجایی شروع شد که من تو یه برنامه چت با دختری آشنا شدم به اسم الناز.دختر باحالی بود و خیلی هم حشری! 19 سالش بود قدش 160 با پوست

جنده عزیزم Read More »

عروس کوس پاره

سلام علی هستم 18 سالمه ساکن یکی از ابر شهر های ایران اولش بگم تمام اسامی مستعاره و… خاطره ای که می خوام براتون بگم مربوط به پارساله زمانی که سال سوم بودم خلاصه من یه دوستی دارم(حالا فرضا اسمش بهنام) که همکلاسیم بود و از اون زن دختر باز های قهار روزگار و خودتون

عروس کوس پاره Read More »

روزی که زن شدم

سحرهستم 26سالمه … سالها همیشه دلم یه عشق میخواست که حسابی باهاش حال کنم کسی که دوستش داشته باشم وبهش حس قوی داشته باشم چون نظرم اینه که ادم تاکسی رادوست نداشته باشه نمیتونه باهاش یه رابطه ی خوب برقرارکنه…. تابه این سنی که رسیدم چندتایی دوست پسرداشتم که گاهی وقتهاباهاشون بودم البته هیچ وقت

روزی که زن شدم Read More »

Scroll to Top