کون دادن به راننده ی تریلی

با سلام خدمت دوستان . اسم من امیره (مستعار) و این داستان واقعیه وبر میگه به دوران 16 سالگیم که داشتم از دبیرستان شبانه روزی برمیگشتم به شهرمون چهار شنبه بود رفت کنار جاده اتوبان تهران مشهد ماشین بگیرم برم مشهد یه سه ساعتی وایستادم دیدم ماشین گیر نمیاد رفتم رستوران که غذا بخورم ساعت

کون دادن به راننده ی تریلی بیشتر بخوانید »

کیس بازی

با سلام اسمه من عليرضا ست 27 سالمه اين داستان مربوط ميشه به عيد امسال . الان چند ساليه که بين همه دوستام من ازدواج کردم و متاهلم همسرم پريا از وقتي دوست دخترم بود از نظر پوشش جلوي دوستام راحت بود البته منم سخت گير نيستم از اينکه خوش تيپه خوشم مياد . بر

کیس بازی بیشتر بخوانید »

مشکلات کون گنده ی من

این یه خاطرس نه داستان… من 165 قدمه و 60 وزنم. کونم نسبتا گنده اس جوری که مانتو میپوشم میخواد جر بده مانتومو. تو خیابون که راه میرم محاله یا متلک نگن یا برای یه لحظه هم شده کونمو لمس نکنن. مطمئناً تو محیط کار این قضیه بدتره. تو محیط کارم مرد زیاد هست. اما

مشکلات کون گنده ی من بیشتر بخوانید »

سکس داغ با دخترخاله ی حشری

با سلام اين داستان مال دو سه روز پيش قبل سال نو ٩٥ هستش…   اول از خودم ميگم اسمم سينا هستش و قدم ١٨٦ و هيكلى و از خود تعريف نباشه يه كم قشنگ اسم دختر خالم ياسمن هستش و ١٨ ساله و نسبتا يكم چاق البته باسن و سينه هاى چاق و تو پرى

سکس داغ با دخترخاله ی حشری بیشتر بخوانید »

لذت سکس با مرد پنجاه ساله

سلام . مريم هستم ٢٩ ساله داستان من بر ميگرده ب دو سال قبل ميخواستم ب إستادم زنگ بزنم شماره اشتباه بهم داده بودن خلاصه زنگ زدم اين اقا كه از صداي من خوشش اومده بود بي خيال نشد تا اينكه باهم دوست شديم ب من گفته بود چهل ساله است ما باهم چند ماهي

لذت سکس با مرد پنجاه ساله بیشتر بخوانید »

سکس با زندایی چادری و خوشگل

من 25 سالمه و تحصیل می کنم . تا قبل این اتفاق هم سکس نداشتم، من یه زن دایی دارم 35 سالشه که قیافه خوشگل و کلاسیکی داره، خوشگل نه از اون زن سوسولایی که با هزار آرایش یه چیزی میشن، زن دایی من بدون آرایشم بسیار خوشگل و نازه و هیکل خیلی خوبی داره

سکس با زندایی چادری و خوشگل بیشتر بخوانید »

بعد از رفتن تو

دیروز بود… برای من که عید عملا رنگ و بوی عید رو نداشت و اکثرا تو خونه تنها بودم، هر پیامی که از طرف دوستی میومد رو موبایلم خیلی خوشحال کننده بود. طرفای ظهر بهم مسج داد که مامان و باباش رفتن مسافرت و اون باهاشون نرفته. قرار شد عصر بریم باهم بیرون… سعی کردم

بعد از رفتن تو بیشتر بخوانید »

بهشتی‌ در شمال

دوربینشو آماده کرد،منم داشتم ماشین رو تمیز میکردم و خلاصه که برای عکاسی حرفه ای صبح زود زدیم به سمت جنگل های بکر و بی نظیر شمال کشور، سوادکوه… *** حدود 2 ساعت بعد رسیدیم به ورودی شهرک آزادمهر(یه شهرک جنگلی)…ورودی رو رفتیم بالا و رسیدیم به روستایی فوق العاده و خیلی خیلی کم جمعیت(اسم

بهشتی‌ در شمال بیشتر بخوانید »

کون دادن به کیرکلفت کلاس

سلام. این داستان چند سال پیشمه که دبیرستانی بودم اسمم پارساست… یه پسر قدبلندی تو کلاسمون بود به اسم ارمین خیلی دلم میخواست به کیرش دست بزنم بارها توی کلاس ورزش کیرشو از زیر لباس ورزشیش دید میزدم یا بهش نزدیک میشدم و کونمو میزدم به کیرش میترسیدم اگه کاری کنم ابروم بره بدنش خیلی خوب

کون دادن به کیرکلفت کلاس بیشتر بخوانید »

سکس با بیوه ی حشری و با تجربه

سلام  دوستان عزیز. من محسنم 27 سالمه و مجردم و شروع این داستان مال 3 ماه پیشه یعنی زمستون 94… *** داستان از اونجا شروع شد که داشتم تو بیتاک به همه درخواست میدادم . این وسط یکی قبول کرد ازش پرسیدم سنش رو وقتی گفت 34 جا خوردم . چون معمولا بیتاک سن پایین

سکس با بیوه ی حشری و با تجربه بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا