کردن نامادریم

سلام خدمت دوستای خودم .   من میلاد هستم و این دفعه میخوام گاییدن نامادریم رو براتون بگم بچه ها اینو هم بگم تموم داستانام همش واقعی هستش .زیاد حرف نمیزنم میرم سر داستان.داستان من از اونجایی شروع میشه که پدر و مادرم از هم طلاق گرفتند و من و خواهروبرادرم پیش مادرم بودیم تا […]

کردن نامادریم بیشتر بخوانید »

زیر کیر جناب سروان خوشکل

سلام اسم من علی 22 سالمه میخوام یه خاطره ی عالی واستون تعریف کنم.خاطره درباره دوران سربازیمه…   ده ماه خدمت بودم (19 سالم بود رفتم خدمت) توی بروجرد برج 8 یا 9 بود که یه ستوان دوم کادر که تازه از دانشگاه افسری امام علی ارتش فارغ التحصیل شده بود منتقل شد به یگان

زیر کیر جناب سروان خوشکل بیشتر بخوانید »

لزبین بودن زیباترین حس دنیاس

من همجنسگرا هستم. قدم ١٥٨ و وزنمم هي تغيير مي كنه اما هميشه ي خدا كمرم باريكه و سينه ها و باسنم بزرگن. دبيرستان با يه دختري به نام صدف آشنا شدم و بعد يه مدت حس كردم كه دوستش دارم. تا اين كه رسيديم پيش دانشگاهي. قضيه مال پنج سال پيشه. صدف قدش يه

لزبین بودن زیباترین حس دنیاس بیشتر بخوانید »

تجاوز به زنم تو دریا

سلام. من محمد 32 سالمه کارمندم،خانومم اسمش مهینه بیست سالشه،هیکلش لاغره مثل دخترای 14ساله میمونه،سینه هاش کوچیک و سفته واسه همین اکثر وقتا سوتین نمیبنده،تو لباس پوشیدن گیر نمیدم بهش،تو مهمونی و عروسی لباسای باز وکوتاه میپوشه،مردا زیاد میرن تو نخش ولی پا نمیده،خیانت نمیکنه، از گذشته اش بگم چند بار سکس داشته با دوست

تجاوز به زنم تو دریا بیشتر بخوانید »

جرخوردن من و همسرم

آخ خخخخخخخخخخ یواش جر خوردم ،نامرد پارم کردی وحشششششششششی چه خبرت است ،یواششششششششششش جون صمد درار مردم… صمد:چیه تمام شد دیگر نصفش رفته تو یک کم تحمل کن الان تمام میشه مگر هفته پیش بامحمدنکردیمت چقدر زود کونت تنگ شده آخ قربون کون تنگت بشم الان 10سال است که این کون را میکنم باز هم

جرخوردن من و همسرم بیشتر بخوانید »

کون فقط کون دخترخالم

سلام اسمم سامان هست این قضیه برمیگرده به 4 ساله پیش زمانی که 15 سالم بود سال خاله هام با مامانم که سره یه قضیه ای قهر بودن آشتی کردن…11-12 سالم بود که از مدرسه اومده بودم خونه فکر کنم کلاس پنجم بودم…وقتی دره اتاقو وا کردم دیدم خاله هام و دختر خالم که اسمش

کون فقط کون دخترخالم بیشتر بخوانید »

خاطرات شیرین کون دادنای من

اولین باری که کون دادم 11سالم بود تو یه روستا که با بچه ها میرفتیم تو رود خونه شنا من هم چون یکم تپل و خوشکل بودم تو چشم بودم دوستامم هم دوست داشتن منو بکنن ولی به خاطر رفاقت این کار رو نمیکردن تا اینکه یه روز با یکی از بچه ها که صمیمی

خاطرات شیرین کون دادنای من بیشتر بخوانید »

عشق خواهرزادم به من

حسین بیش از حد باهام احساس صمیمیت میکرد، بهم نمیگفت خاله! دیگه خاله جون یه لحظه هم از دهنش نمیوفتاد. بهم همش پی ام میداد، کلی عکس بوس و قلب میذاشت، مثله پروانه دورم میچرخید. احساس میکردم ابراز علاقه هاش زیاد و غیرعادی شده ولی از طرفی میگفتم خب من تنها خاله شم، اونم تنها

عشق خواهرزادم به من بیشتر بخوانید »

سکس عالی‌ با دختر عمه ی شوهردار

سلام. اسم من مهرانه 32 سالمه خدارو شکر با قدو هیکل خوب و چهره به قول دخترا جا افتاده و جذاب. تصمیم گرفتم یه داستان واقعی از یه سکس متفاوت نسبت به سکسای زیاد زندگیم بنویسم که دوستان خوششون بیاد… *** من تو کیش زندگی میکنم یه خونه دوخوابه شرکتمون واسم گرفته.گاهی وقتا که یک

سکس عالی‌ با دختر عمه ی شوهردار بیشتر بخوانید »

سؤ استفاده ی خالم و حال کردنش با من

سلام. این خاطره مال حدودا 12 سال قبله.اون موقع من 16 ساله بودم.تابستون بود.خونه مادربزرگم ویلاییه .هنوزم توی همون خونه هستند.تابستونا من پیش اونا بودم .ما اکثرا توی حیاط میخوابیدیم.من و 2 تا خاله هام زیر یه پشه بند.خاله گلرخ 19 سالش بود و خاله مهوش 17 سال.یه شب حس کردم یه چیز داره لبمو میک میزنه.حس

سؤ استفاده ی خالم و حال کردنش با من بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا