عشق و حال مجردی تو شمال
سر زن گرفتن وعزب بودن تو خونه باز جر و بحثم شد و از خونه زدم بیرون رفتم تو مغازه… *** ساعت تقریبا ۱۲ شب بود زنگ زدم یکی از دوستام حال و احوال قصه بحث همیشگی رو براش تعریف کردم وگفتم بیا بریم یه طرفی حالمون عوض بشه اومد دنبالم مثل همیشه با شیشه
عشق و حال مجردی تو شمال بیشتر بخوانید »
