سکس با جنده چادری بسیجی

سلام من علی هستم. *** چند سال پیش که تازه دیپلم گرفته بودیم و پشت کنکوری بودیم یکی از دوستامون بهم گفت بیا بریم بسیج محل ثبت نام کنیم و واسه سربازیمون ۶ ماه کسری خدمت میدن و دوره آموزشی سربازی نمیریم و کلی خدمات دیگه. اولش که رفتیم تو بسیج ثبت نام کردم و […]

سکس با جنده چادری بسیجی Read More »

سکس خفن با خانوم منشی

سلام … حسینم ۱۸ سالمه (ظاهرمم معمولی ) ی رفیق از بچگی باهاش بودم اسمش سجاده بچه خوبیه اما یکم تش باد میده. *** ی روز داشتیم تو شهر راه میرفتیم همون متر میکردیم منم به سرم زد گفتم سجاد بیا بریم زبان سرا الکی به بهونه ثبت نام و تایین سطح یکم بخندیم اونم

سکس خفن با خانوم منشی Read More »

بکن بکن با دختر عموی حشری

سلام به دوستان حشری سال ۱۳۹۴تو فصل تابستون بودیم مشغول کار کردن تو باغ بودم که دیدم یک ۲۰۶اومد داخل باغ دیدم که عمو و زن عموم و دختر عموم هایم اومدن عموی من تو تهران زندگی میکنه و هرسال ۲یا۳بار میاد شهر ما دختر عموی بزرگم زهرا۲۳سالش بودودخترعمویی که عاشق کونش بودم سحر ۱۷سال

بکن بکن با دختر عموی حشری Read More »

سکس گروهی با خواهرم و دوستم

با سلام خدمت دوستان. این داستان من مربوط به دو سال پیشه … *** من خواهری دارم بنام محدثه قدش 170 وزنش 70 خوش هیکا 20 ساله تو پر با باسن پهن و برجسته سفید و سبز اسسم من رضا هستش از زمانی که فهمیدم سکس چیه و داستان سکسی خوندم همیشه می گفتم ای

سکس گروهی با خواهرم و دوستم Read More »

سکس خشن شوهرم با من

سلام. داستانی که میخوام بنویسم مربوط به سکس خشن شوهرم تو اوج عصبانیتش با منه… *** من اسمم شیداس و قیافه جذاب و خوشگلی دارم و قدم 1 و 71 وزنم68..شوهرم اسمش سیناس و قد190 و وزن80..سینا حسابی خوشگل و جذابه..چشم ابرو مشکی و پوست سفید .ما شش ماهه که ازدواج کردیم…خب بریم سر اصل

سکس خشن شوهرم با من Read More »

سکسی که هرگز فراموشش نمی‌کنم

سلام محمدم  و ۲۴سالمه. ماجرایی که میخوام تعریف کنم مال حدود یک سال پیش هست یعنی دو هفته بعد پیشنهاد ازدواج با سمانه… *** سمانه دوسال قبل ی ازدواج ناموفق داشت ومطلقه بود و ما عاشق هم بودیم.. ک هم سن هم بودیم!ولی کلا خونواده من به هیچ وجه راضی نبودن و اخرش هم بعد

سکسی که هرگز فراموشش نمی‌کنم Read More »

صدای صداقت

جمعه عصر ساعت حدودا 6 بود که زدم از خونه بیرون یه فروشگاه عطرو ادکلن نظرمو جلب کرد رفتم تو فروشنده اش یه دخنر حدودا 22 ساله بود که قد کوتاهی داشت اما خوشکل بود و آرایش غلیظی داشت که واسه من که مدتی بود چیزی به پستم نخورده بود یه مورد عالی به حساب

صدای صداقت Read More »

آخرش کونو دادم

اسمم رضا هست و 18 سالمه.تاحالا نه کسیو کرده بودم(چه پسر چه دختر)نه به کسی داده بودم.چون نمیتونستم با کسی رابطه برقرار کنم.توی سایت ها هم اصلا دختر نیست فقط پسر هست و گی. راستش از حدودای 3-4 سال پیش می شد ک من خیلی دلم میخاست یه پسر بکنم.نه به کسی میتونستم بگم.نه میتونستم

آخرش کونو دادم Read More »

تابستان در استانبول

تابستون بود و يكدفعه با خانواده جور شد كه همراه تور بريم استانبول . وقتي به استانبول رسيدم همه چيز جلوي چشمام مثل فيلماي خارجي بود. زماني كه از فرودگاه ميرفتيم به سمت هتل ليون مردم و خيابونا مدام رو مخم بودن و منو ذوق زده ميكردن . (خانوما با لباساي مختلفي بودن و بيشتر

تابستان در استانبول Read More »

عشق تصادفی

شیفتم تمام شده بود شیفتم را به پرستار بعدی تحویل دادم‌ درست یادمه که‌‌شب سردی‌ بود باد سرد درست در مقابل من بود‌ باران هم نم نم شروع به بارش‌کرده بود و قطراتش گونه هایم را نوازش می کرد‌ پالتویم‌ را‌محکم در آغوش گرفته بود و به راهم ادامه میدادم‌گوش هایم از شدت‌سرما‌یخ زده بودند

عشق تصادفی Read More »

Scroll to Top