کس دادن من به مرد جا افتاده

اسم من سانازه ۱۹ سالمه‌ و حدودا یه سالی میشه که به خاطر دانشگاه از شیراز اومدم تهران… *** اینجا همه چیز واسم تازگی و جذابیت داشت بعد از دوماه که دیگه برنامه های کلاسیم و ‌دانشگاه منظم شده بود و افتاده بود روی روال تصمیم گرفتم برم سرکار البته هیچ تخصص خاصی نداشتم و

کس دادن من به مرد جا افتاده بیشتر بخوانید »

زنم عروس شد

حدوﺩ ﯾﮏ ﻣﺎﻩ ﻗﺒﻞ ﺗﻠﻔﻦ ﻣﻦ ﺯﻧﮓ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺑﻬﺮﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻣﻦ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ  ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﻋﻮﺗﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﺷﺎﻡ ﺑﯿﺎﺩ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎ… *** ﻣﻦ ﺗﺎﺯﻩ ۳ ﻣﺎﻩ ﺍﺳﺖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺑﻬﺮﻭﺯ ۷ ﺳﺎﻝ ﻗﺒﻞ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﮐﺮﺩ ﺗﻮ ﮐﯿﺶ ﻭ ﺣﺘﯽ ﻣﻨﻮ ﺩﻋﻮﺕ

زنم عروس شد بیشتر بخوانید »

لز با خواهرزاده ی خوشگلم

عصر بود…   خسته از فرودگاه با همون لباس مهمونداری میومدم خونه اون روز 6 تا پرواز داشتیم طبق معمول پنجشنبه ها.تو پارکینگ مهرآباد سوییچو زدمو نشستم تو ماشین گوشیم زنگ زد دریا بود با خوشحالی جوابشو دادم الوووو سلااام خاااانوووم دریا:سلام خاله جون خوبی چه خبر_سلامتیت خاله جون تو خوبی چطوری دریا: خوبم خاله

لز با خواهرزاده ی خوشگلم بیشتر بخوانید »

خونه ی مادر بزرگه هزار تا قصه داره

از وقتی سیزده چهارده ساله بود تحت نظر داشتمش.خیلی با هم صمیمی بودیم من ازش یک سال و اندی بزرگتر‌ بودم.اون هم به چشم یک برادر بهم نگاه میکرد و هر مشکلی داشت با من در میون میذاشت.یک سال قبل از این ماجرا برادر بزرگترش که از من دو سال بزرگتر بود مسائل جنسی رو

خونه ی مادر بزرگه هزار تا قصه داره بیشتر بخوانید »

نامزد داشت ولی کردمش

سلام من امید هستم 23 سالمه این داستان بر میگرده به دوسال پیش من تو یه شرکت کار میکردم که کلی دختر هم اونجا کار میکردن البته بیشتر دخترا ترشیده بودن واز سر بیکاری سر رفتن حوصله اومده بودن کار کنن بعضی از دخترا هم از سر نا چاری و نداری برخی از این دخترا

نامزد داشت ولی کردمش بیشتر بخوانید »

روانکاوی یک قربانی

نوه دختری اش که پرستار است او را به «آلاله» معرفی کرد و آلاله که مددکار اجتماعی است غم زده در حد یک گپ دوستانه جریان را برای من گفت. از او خواستم مرا با پیرزن آشنا کند. پیرزن نمی‌دانست دقیقا” چرا باید حرف بزند و ما چه کسانی هستیم، ولی به نوه اش اعتماد

روانکاوی یک قربانی بیشتر بخوانید »

میسترس شدم میلیونر شدم

سارا هستم 23 ساله حدود سه سال پیش بود که دنبال یه دوست پسر خوب بودم که ساپورت مالیم کنه برای همین تو یکی از چت روم ها پیام گذاشتم سارا 20 یه دختر معمولی هستم دنبال یه دوست پسر که ساپورتم کنه فقط پیام بفرستید خواستم خودم میزنگم… *** چن وقتی گذشت اس ام

میسترس شدم میلیونر شدم بیشتر بخوانید »

اولین باری که کوس دادم

مهلا هستم. 29 سالمه. قبلا خاطره ی اولین کون دادنمو براتون نوشتم. حالا میخوام اولین سکسم با رضایت خودمو بنویسم براتون… *** بعد از اون کون دادن زوری افسردگی گرفته بودم. سوم دبیرستان بودم که به خیال خودم عاشق شدم اونم عاشق پسری که نه سال ازم بزرگتر بود. چون بی حوصله بودم بابام برام

اولین باری که کوس دادم بیشتر بخوانید »

تجربه ی سه نفره

اين خاطره بر ميگرده به  سال ٨٨.   من و دوستم هادي باهم خيلي جينگ بوديم. يك سال از من بزرگتر بود.رابطه مون جوري بود كه وقتي با يه دختر يا زن كات ميكرديم پاسش ميداديم به هم ديگه و اون يكي مون باهاش برنامه ميريخت. از اين كارا كه همه پسرا انجام ميدن… ما

تجربه ی سه نفره بیشتر بخوانید »

بردگی برای مریم زن بابام

صدای کلیدو که شنیدم استرس وجودمو گرفت … *** مریم زن بابام بود که از سرکار میومد یه زن 34،35ساله عقده ای که همش منو تحقیر میکردو کتکم میزد 18 سالم بود اما از نظر بدنی و اعتماد به نفس خیلی ضعیف بودم برعکس من مریم یه زن سر و زبون داره با اعتماد به

بردگی برای مریم زن بابام بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا