انتقام زنجیره ای

یک روز پسری دوازده ساله که لاکپشت مرده ای را که ماشین از رویش رفته بود را با نخ می کشید وارد یکی از “خانه های فساد” اطراف آمستردام (هلند) شد و گفت: – من می خواهم با یکی از خانم ها سکـ.س داشته باشم. پول هم دارم و تا به مقصودم نرسم از اینجا

انتقام زنجیره ای بیشتر بخوانید »

نتیجه ی ۳۸ سال ارشاد

سلام بچه ها یه داستان کاملا واقعی میخوام براتون بگم البته این داستان برای 1ماه پیش ولی الان که با شهوتناک اشنا شدم براتون میگم… اسم من اریا و الان 15 سالمه و اجیم 8 سالشه.مامان و بابام پرستارن و بعضی روزها از صبح تا غروب سر کارن و من و اجیم که اسمش مریانا

نتیجه ی ۳۸ سال ارشاد بیشتر بخوانید »

مگه یه لزبین حق نداره عاشق بشه

من لزبین هستم و 17سالمه و این داستان مربوط میشه به سه سال قبل که اول دبیرستان بودم و به خاطر اینکه تازه مدرسمو عوض کرده بودم خیلی رفیق نداشتم و تنها میپریدم. میخاستم مثل هم سنو سالام دوست پسر پیدا کنم که یا روز اول دعوامون میشد یا بعد یه مدت خسته میشدم از

مگه یه لزبین حق نداره عاشق بشه بیشتر بخوانید »

سکس با جنده ی لبنانی

ساعت ۷ بود خسته خسته بودم پرواز یک ساعت تاخیر داشت بعد از ۴ روز سفر تفریحی کاری تو شیراز حالا خستگیش فقط تو تنم مونده بود…   از پله ها بالا رفتیم و نشستم کنار پنجره همینطور که داشتم گوشیمو رو حالت هواپیما قرار میدادم متوجه یه خانومی شدم که میومد به سمت صندلیم

سکس با جنده ی لبنانی بیشتر بخوانید »

گی سه نفره ی ما

کلا توی خوابگاه 4 نفر بودیم. من، محسن، مهران و سجاد. بین ماها، سجاد از همه مذهبی تر بود. من و مهران کلا به چیزی معتقد نبودیم و محسن هم یه اعتقادات نه چندان محکمی داشت. توی هر خوابگاه پسرونه ای، وقتی پسرا زیاد با هم باشن، بالاخره علاقه ها و تمایلات جنسی شون برای

گی سه نفره ی ما بیشتر بخوانید »

حال دادن به کس آیدا

سلام به همه اسم من نیماس 34 سالمه اهل کرجم ولی ساکن تهران اوایل سال 92 بواسطه یکی از آشناها( پارتی بازی و این حرفا) توی یه اداره دولتی استخدام شدم چون پارتیم کلفت بود در جا یه پست خوب و کم دردسر گرفتم و مشغول بکار شدم… *** فضای اداره ایی ک مشغول شده

حال دادن به کس آیدا بیشتر بخوانید »

برکات دین مبین در روزگاران پسین

تمامی شهر بیت دعارة بر سر انگشت کوچک خلیفه اسلامی آن جناب ضیغم میچرخید و اسلام همچون حفاظی شده بود که او و اشراف را از شر خشم مردم حفظ میکرد و هر وقت لازم میشد آنقدر انعطاف داشت که خواسته هایشان را در بر بگیرد براستی که چه دین پر برکتی هر وقت هر

برکات دین مبین در روزگاران پسین بیشتر بخوانید »

لوله کش ها و زن جندم

  چند سالی میشه که با لیلا ازدواج کردم.همه چیز خوب و عالی بوده و مرتب و دائم هم با هم سکس داریم.ولی چیزی که هست اینه که هر دومون یه سری فانتزی های سکسی داریم که نمیتونیم انجامش ندیم.فانتزی سکسی زنم داشتن سکس باچند نفر در آن واحده و فانتزی سکسی من نگاه کردن

لوله کش ها و زن جندم بیشتر بخوانید »

کردن مهسا جونم تو خونه ی خودشون

سلام دوستان. اسمم سروشه و داستاني رو كه ميخوام تعريف كنم مربوط ميشه به پارسال كه دوست دخترمو تو خونه ي خودشون كردمش… *** پارسال پاييز بود كه مهسا دوست دخترم بهم زنگ زد و گفت بيا ببينمت منم رفتم پيشش و از شانس خوب ما بارون گرفت و جفتمون مثل موش ابكشيده شديم و

کردن مهسا جونم تو خونه ی خودشون بیشتر بخوانید »

کوس صفر کیلومتر

درود بر همگی من 19 سالمه و این قضیه بر میگرده به پارسال… *** کم کم داشت شهوتمون به عقلمون غلبه میکرد که مثل یه بوقلمون حشری دنبال کس و کون ملت بودیم تو ابتدایی که تا میتونستم کون هم دیگه میزاشتیم و به عبارتی دیگه صبح ساعت هفت پا میشدیم میرفتیم گی خونه میکردیم

کوس صفر کیلومتر بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا