لز زوری با خانم جلسه ای

بعد از اینکه داستان این سعید طوسی پخش شد یاد یه خاطره افتادم از خودم که مرتبط بود با این و به این فکر کردم که چه قدر زیادن که مثل من این اتفاق واسشون افتاده و نمیتونن بگن… *** من فاطمه هستم الان ۱۹ سالمه اون موقع ها ۱۴ سالم بود یه خانم جلسه

لز زوری با خانم جلسه ای بیشتر بخوانید »

سفری به تهران

درود به همه دوستان عزیز، علیرضا هستم سی و پنج ساله و ساکن جنوب ایران، هفت سال پیش ازدواج کردم و یه زندگی معمولی دارم… *** سه سال پیش از طریق یک گروه تو واتساپ که توسط یکی از همکاران تشکیل شده بود، با یه خانم تهرانی آشنا شدم، اسمش عذرا بود و میگفت مطلقه

سفری به تهران بیشتر بخوانید »

سکس با خاله ی حشریم

سلام دوستان این داستانی که میخوام واستون تعریف کنم برمیگرده به عید پارسال که رفتیم مسافرت… *** من اسمم ساسان و 23 سال دارم قدم 185و وزنمم تقریبا 80 کیلو تعریف از خود نباشه ولی اینو بگم یه استیل خوب دارم چون 3 سال که باشگاه میریم بهتره خستتون نکنم بریم سره اصل مطلب من

سکس با خاله ی حشریم بیشتر بخوانید »

سکس با خانوم دکتر

چند وقتی بود بد جوری دندانم اذیتم می كرد از طرف یكی همكارانم یه دكتر توی بالا شهر به من معرفی شد كلی هم از كارش تعریف كرده بود بعد ازتماس با مطبش برای دو روز بعد ساعت 8 شب به من وقت دادن وقتی رسیدم. فقط یه مریض تو اتاق دكتر بود چشمم افتاد

سکس با خانوم دکتر بیشتر بخوانید »

زن شوهردار و سکس خشن

سلام من طوبی 36 سالمه دوتا بچه دارم ویک شوهر بی مسولیت و تنبل. چندین ساله ازدواج کردم و همیشه با گرفتاری و رنج دست به گیریبون بودم هیچوقت به هیچ مردی یا رابطه و لذت جنسی با کسی تو این سالها فکر نکردم و حتی به نوعی از هرچی مرد و رابطه است بدم

زن شوهردار و سکس خشن بیشتر بخوانید »

انتقام به سبک دروازه غار

یه همسایه ای داشتیم به اسم فاطمه یه دختر ۲۰ ساله لاغر و پر رو بود من اون موقع ۱۸ سالم بود و اینو از بچگی اذیت میکردم و با هم کل کل داشتیم… *** چن وقتی بود باهام مهربون شده بود و دیگه جواب اذیتامو نمیداد واسم عجیب بود چون به خون هم تشنه

انتقام به سبک دروازه غار بیشتر بخوانید »

برای اولین و آخرین بار

سلام من سارا هستم.می‌خوام خیلی‌ خلاصه داستان اولین و آخرین خیانتی که کردم بگم.قرار نیست بگم بد بود یا خوب فقط می‌خوام تعریف کنم و حس خودم بگم. الان من ۲۸ سال دارم و یه دختر کوچیک هم دارم ولی‌ این داستان واسه ۲۵ سالگی منه…. *** ۲۳ سالگی با یه پسر خوشتیپ مؤدب و

برای اولین و آخرین بار بیشتر بخوانید »

نجات متقابل

شب مه آلودی بود، داشتم می رفتم به یه ایالت دیگه. چند ساعتی بود که رانندگی می کردم و یه جورایی خسته بودم. داشتم رادیو گوش می کردم تا خواب نبره. باید شصت کیلومتر قبل تر نگه می داشتم، قهوه و نون بیگل می گرفتم، ولی می خواستم، قبل اینکه برا شب جایی واستم، بیشتر

نجات متقابل بیشتر بخوانید »

کون تپل مامان شبنم

اسم من عرفانه و اسم مامانم شبنمه ؛ مثه همه زنای ایرانی یه هیکل گوشتی داره ؛ سینه 90 ؛ کون بزرگ ؛ قدشم 170 و کوس تپلی داره … *** من بچه تک فرزندم و مامانم 19 سالش بوده که ازدواج کرده و 21 سالگی منو بدنیا آورده . ما رشت زندگی میکنیم .

کون تپل مامان شبنم بیشتر بخوانید »

کوس خودمه دلم خواست بدم

سلام به همه . من سارا هستم بیست و هفت سالمه سه ساله ازدواج کردم با امیر که با یه نفر شریکه وبوتیک دارن تو یکی از پاساژای تهران از خودم بگم 168.60 وزن و قدمه لیسانس زبان فرانسه دارم و چون بدنسازی و ورزش و کلاس رقص رفتم و میرم استیلم اگه تعریف نباشه

کوس خودمه دلم خواست بدم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا