سکس با زن داداشم زهرا

این قضیه مربوط به یه ماه پیشه …   تصادف کرده بودم و ماشینم تو تعمیرگاه بود وتو خونه بیکار بودم  همه اهل خونه رفتن بیرون وفقط من موندم زن داداشم زهرا سه سال از من بزرگتر بود و اندام خوبی داشت اما تا به اون روز هیچ قصدی نسبت بهش نداشتم …   تا اینکه

سکس با زن داداشم زهرا بیشتر بخوانید »

پشت پرده ی سفید

خونه حامد دعوت بودیم، سمیرا درست موقعی که راه افتادیم به من زنگ زد، گفت: اگه ناراحت نمیشی، امشب یه مهمون ناخواسته اومده… با اینکه ناراحت شدم اما گفتم اوکی مشکلی نیست، یکمی به جون آقا غر زدم تا رسیدیم… علیرضا و محبوبه هم بودن، حمید و نسیم هم بودن، نفر جدید اسمش جواد بود،‌

پشت پرده ی سفید بیشتر بخوانید »

کلاب شت

از زمانی که “آرون” و “کارا” همدیگرو توی اون کلاب شبانه ی تاریک ملاقات کردن و عهد کردن که دیگه به اونجا برنگردن یکسالی میگذره. همون کلاب معروف پر سر و صدا با دیوار های کثیف و نورهای انرژی بخش و اون کون و کوس هایی که مثل گاوهایی که دور آبشخور حلقه میزنن DJ

کلاب شت بیشتر بخوانید »

سکس عالی‌ با دختر باجناق

تو 25 سالگی با هانیه ازدواج کردم. از قبلش یکسال با هم دوستی داشتیم و یه خورده شیطونی همون دوران، خانواده هانیه سنتی و سختگیر نیستند ولی ولنگاری و آزادی محض هم نیستند، هانیه که زمان ازدواج با من، 22 سالش بود، برای اینکه بتونه تو اون مدت دوستی قبل از ازدواج باهام رابطه برقرار

سکس عالی‌ با دختر باجناق بیشتر بخوانید »

اینجوری شد که کونی‌ شدم

سلام دوستان گلم من اسمم میلاد(مستعار) بیست وچهارسال دارم میخوام داستان سکس کردن خودم تو هجده نوزده سالگی اینا اتفاق افتاده با پسرعموم حسین که چهارسال از خودم بزرگتر بود رو بگم… *** من و حسین از بچگی باهم پایه بودیم من سفید بودم و خوشگل جوری که کل محل دوست داشتن بامن باشن و

اینجوری شد که کونی‌ شدم بیشتر بخوانید »

دختر خاله ی زنم رو کردم

چند وقتی بود که زنم حامله بود وعطش کیرم زیاد شده بود ولی نمیتونستم کاری بکنم چون ماه آخرش بود وخطر داشت باهاش نزدیکی کنم… *** دختر خاله خانمم یه دختر مجرد ۲۴ساله خوشگل به قدی حدود ۱۵۵ ولی هم خوشگل بود هم کون تپلی داشت به اسم سارا را خیلی دلم میخواست بکنمش البته

دختر خاله ی زنم رو کردم بیشتر بخوانید »

همین الان کون دادم

سلام اسمم محسنه الان که دارم این خاطره رو براتون مینویسم حدودا یک ساعت پیش یه کیر خیلی کلفت تو کونم بود که میخوام با جزییات خاطرمو بنویسم .البته اینم بگم که این خاطره دوممه که از این دوستم مینویسم چون سکس هام باهاش خیلی خیلی حال میده … *** دفعه قبل گفتم که دنبال

همین الان کون دادم بیشتر بخوانید »

من جنده ی آرش هستم

سلام اسم من نیما است این داستانی که میخوام براتون بگم برمیگرده دوران 15 سالگیم… *** خونه ما نزدیک شهر بازی یکی از شهرهایی دور ور تهران است. من همیشه تابستانها که میشود میرفتم شهربازی یا بازی میکردم با دوستان یا وسایل نگاه میکردم. یه روزی که تنها رفته بودم. یه قسمتی از شهربازی. بازی

من جنده ی آرش هستم بیشتر بخوانید »

خیلی دوست داشتم کون بدم

سلام.اسمم محمده و 17 سالمه این داستانی که میخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به یه ماه پیش.من بدن کم مویی دارمو همیشه تو چشمم.خیلی دوست داشتم کون بدم ولی از آبروم میترسیدم برای همین وقتی میرفتم حموم با خیار خودمو ارضا میکردم.از بس خیار تو کونم رفته بود دیگه سوراخ کونم باز شده بود.

خیلی دوست داشتم کون بدم بیشتر بخوانید »

خوشبخت

از بچگی متعصب بودم و درون گرا. خانواده منو اینطور بار آورده بودند … در نوجوانی نتونستم با جنس مخالف خودم ارتباط برقرار کنم . البته در دوران نوجوانی من هم واقعا شق القمر به حساب می اومد اگر دوست دختر داشتی . تنها خلاف من منحصر به این بود که تو سیزده چهارده سالگی

خوشبخت بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا