ماجراهای قزوین

سلام به همه حشریای مقیم ایران. اسمم محسنه سی و دو سالمه ساکن تهرانم ولی اصلیت به یکی از روستاهای اطراف قزوینه (راستی‌ برای اینک سطح سوادتون بره بالا اینم بگم که اسم اصلی‌ قزوین کاسپین بوده و کشور‌های خارجی دریای خزر رو به اسم دریای کاسپین میشناسن ولی خود خاک بر سرمون بهش میگیم […]

ماجراهای قزوین بیشتر بخوانید »

حال اساسی به خواهرزادم سارا

سلام اسم مستعار من و کسی که این داستان باش اتفاق میفته وحید و ساراست . زیاد آدم پرحرف و داستان سرایی نیستم برا همین هر چی‌حس میکنم لازمه رو میگم ، اولین داستانم هست پس اگه از لحاظ ادبی یا هر کصشر دیگه ای کمبودی داشت به تخمتون بگیرید و ببخشید … *** من

حال اساسی به خواهرزادم سارا بیشتر بخوانید »

یکی‌ از سکس‌های الهام

سلام. من اسمم الهام هستش اهل شیراز..26 سالمه.163 قدمه.59 وزنمه.پوستم گندمی. قبل از اینکه بخام خاطره سکسمو بگم یه مقدمه از گذشتم بگم که بخاطر ی سهل انگاری بکارتمو از دست دادم. حالا چجوری شد ک پردم از بین رفت بماند.دوست ندارم درباره اون موضوع صحبت کنم و حتی بهش فکر کنم چون واقعا واسم

یکی‌ از سکس‌های الهام بیشتر بخوانید »

نقشه ی یک جنده ی مذهبی‌ برای کیر پسر همسایه

پانزده سالم بود که ازدواج کردم یعنی‌ شوهرم دادند. سی و چهار سالم بود که شوهرم روبر اثر حادثه توی کارخونه ای که کار میکرد از دست دادم دوتا پسر دارم که اولی 18سالشه و دومی 12… *** رشید رو از زمان بچگیش  می شناختم چند سالی از پسرهای من بزرگتر بود واقعا جذاب و رشید

نقشه ی یک جنده ی مذهبی‌ برای کیر پسر همسایه بیشتر بخوانید »

برای کردن تو

یادت هست؟ با یک پیام ساده شروع شد گفتی تجربه ای جدید میخواهم پرسیدی سکس حالش چجوریه؟؟ نوزده سالت بود از پدر سختگیرت گفتی از مادر محجبه ات ندونستی که به تو دروغ میگفتم از خونه فرار کردی گفتی دنبالم بیا فکر کردی اغوش من آرامش داره تنت از گریه می لرزد من هم شروع

برای کردن تو بیشتر بخوانید »

سحر ساک زن

سلام خانواده من تو شهرستان زندگی میکنن و من برای تحصیل و بعدش کار به تهران اومدم توی تهران خونه اجاره کردم و حسابی چسبیدم به کار.درآمدم خوب بود و واسه خودم ماشین خریدم.ی زندگی ساده و راحت.بدون دغدغه و پر از خاطرات سکسی چون تو خونه تنها بودم سکس های زیادی با دخترا و

سحر ساک زن بیشتر بخوانید »

سکس با زن عمو سودابه

سلام خدمت دوستان سکسی و حشری اما با فرهنگ. چون سرانه مطالعه رو بالا میبرید با مطالعه داستان… من یه 4 5 ماهی میشه با این سایت آشنا شدم، در واقع بعد از فوت پدرم و از روی تنهایی و افسردگیو سرگرمیو گذروندن وقت و البته پیدا کردن دوستای حشری که متاسفانه این یه قلمو

سکس با زن عمو سودابه بیشتر بخوانید »

شبی تا انتها

امير كه رفت منم ته مونده مشروبم رو سر كشيدم و سيگاري روشن كردم. پاشدم و تو همون حال داغونم رفتم سراغ اتاق خواب . در گاو صندوق رو باز كردم و عكس مونا رو برداشتم. نگاهي بهش كردم و بي اختيار اشك تو چشمام جمع شد. فندك رو روشن كردم و گرفتم زيرش. عكس

شبی تا انتها بیشتر بخوانید »

جهنم کودکی

نمیدونم از کجا شروع کنم و چه جوری بنویسم دنبال جذابیت و….. غیره نیستم و حتی فکر کردن و به یاد اوردن اون خاطراتم واسم دردناکه فکر نکنم هیچ وقت بتونم فراموش کنم اون همه ظلمی که در حق من شد هر وقت به اون دوره فکر میکنم ناخوداگاه اشک از چشام سرازیر میشه مثل

جهنم کودکی بیشتر بخوانید »

دخترای عمو مسلم

سلام به همه حشریا. امیدوارم خوب باشین میخوام داستان سکسمو با دوتا دختر عموهام که با هم خواهر هستنو براتون تعریف کنم… *** از خودم بگم که قدم 180 هستش و لاغر اندامم نه زیاد خوشگلم نه زشتم ولی یه کیر دارم که 17 سانته و تقریبا کلفته خیلی جیگر خنک کنه خیلیم حشریم و

دخترای عمو مسلم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا