فقط کون دادن میتونست نجاتش بده

سلام .من اسمم سعید و این خاطره مال قبل ماه رمضونه سال پیشه! *** من دوران سربازیم توی یکی از ایستگا های راه آهن بودم و تقریبا یکسال آخر خدمت دژبان بودم. یه سرباز شهرستان به اسم معین هم بود که از نظر سنی از من 7 سال کوچیکتر بود و بشدت تمیز و سفید!

فقط کون دادن میتونست نجاتش بده بیشتر بخوانید »

عاشق مردای پشمالو

سلام . من امیرم ۳ ماه دیگه ۱۸ سالم تموم میشه . ۱۷۵ قد و ۶۵ وزن دارم . یه کم سبزه هستم . خودم زیاد حس نمیکنم ولی از هرکی میپرسم میگه خوشگلی. در ضمن اهل قزوینم. من از بچه گی با پسر داییم کون کونک بازی میکردیم ولی بیشتر لاپایی… ***   تا

عاشق مردای پشمالو بیشتر بخوانید »

مامان کیرپرست

از بچگی یادمه همیشه  لباسای باز تنگ سکسی لختی میپوشید و کسو کون قلمبشو مینداخت بیرون. از بچگی یه حس سکسی بهش داشتم.همیشه وقتی بیرون میرفتیم یه تیپ هایی میزد که نگو. مثلا مانتو نازک و تنگ میپوشید زیرشم هیچی نمیپوشید حتی سوتینم نمیپوشید معمولنم نوک ممش میزد تابلو بیرون!یه ساپورت نازک کوتاهم میپوشید شالشم

مامان کیرپرست بیشتر بخوانید »

اولین لز من با کتی

لبامو به آرومی میک می زد. بدون اینکه لحظه ای هم از نوازشم غافل بشه کشفم میکرد. نقاط حساسی رو کشف میکرد که بعد کلی سکس با آدمای مختلف چیزی در موردش نمیدونستم و لذت بی نهایتش رو نچشیده بودم. این اولین تجربه ی لز من بود و حتی قبل از اینکه به سینه هام

اولین لز من با کتی بیشتر بخوانید »

اسپارتاکون

 از وقتی سیزده چهارده ساله بود تحت نظر داشتمش.خیلی با هم صمیمی بودیم من ازش یک سال و اندی بزرگتر‌ بودم.اون هم به چشم یک برادر بهم نگاه میکرد و هر مشکلی داشت با من در میون میذاشت.یک سال قبل از این ماجرا برادر بزرگترش که از من دو سال بزرگتر بود مسائل جنسی رو

اسپارتاکون بیشتر بخوانید »

آرزوهای کلفت

 از وقتی بچه بودم حس علاقه به پسرهارو داشتم. ولی هرکاری که با هم بازیام کردم و هر شیطنتی که بوده الان سیاه سفید به ذهنم میاد. اون سکسی که بشه درست حسابی به حسابش آورد رو وقتی 15 ساله بودم با یکی از بچه های محلمون که دوسال از خودم بزرگتر بود تجربه کردم.

آرزوهای کلفت بیشتر بخوانید »

کیر برای زنم

سلام خدمت دوستان وشهوتناکی های عزیزبعد از استقبال از داستان قبلیم که اسم داستان بود یه اتفاق خوب تو شمال من دوست دارم داستان های دیگه از خودم زنم براتون بنویسم … *** بعد از قضیه سکس همسرم مهسا تو چادر کنار ساحل بابلسر دوهفته ای میگذشت از اون اتفاق که برگشته بودیم مشهد و

کیر برای زنم بیشتر بخوانید »

لذت بیکران کیر

در اتاق رو بست و روبروی من ایستاد…   شلوارش از بزرگی کیری که داشت کاملا برجسته شده بود.دستم رو به برجسنگی شلوارش مالیدم . ناخودآگاه لبام از حسی که بهم دست داده بود لرزید. سرم رو جلو بردم و از روی شلوار برجسنگی کیرش رو حس کردم . کمربند و بعد از اون دکمه

لذت بیکران کیر بیشتر بخوانید »

آرزوم بود که بهش کون بدم

 سلام خدمت همه دوستان حشری وسکسی من ملیکا هستم ۳۵ ساله و مجرد… قدو هیکل وچهرم خوبه فقط چیزی که از اندامم تو چشم میخوره کونمه که سعید میگه کونت طاقچه ایه. دختر داییم یعنی هانیه با یه پسر به اسم سعید عقد کرد که واقعا سعید از نظر تیپ و قیافه وقد وهیکل لقمه

آرزوم بود که بهش کون بدم بیشتر بخوانید »

کیر با برکت

از روز اول که میخواستم ازدواج کنم خاله زنم رو دیده بودم و پسندیده بودم چون دخترش ازدواج کرده بود نشد با خودش فامیل بشم تا قسمت شد دختر خواهرش رو گرفتم . .. خونه خودمون به محل کارم خیلی دور بود مجبور شدیم بدیم اجاره و بیائیم نزدیک محل کارم خونه اجاره کنیم .

کیر با برکت بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا