اولین سکسم با بهنام

سلام من شیرینم  عاشق سکسم الان 20 سالمه میخوام اولین سکسم با دوست پسرم رو بگم… *** اسمش بهنامه  و سنش 27 ده سال از من بزرگتره اون زمان 17 ساله بودم من دختر سبزه و قد بلندی ام سینه هام 70 یا 75 بود البته باسن بزرگی نداشتم و ندارم اولین بار تو مغازه

اولین سکسم با بهنام بیشتر بخوانید »

گودبای پارتی جعفر

سلام دوستان عزیز این داستان عاشقانه قشنگی هست که آخرش با خوشی وخوبی تموم میشه و کاملا واقعیه. من جعفر…  ببخشین یعنی‌  محمدم ۲۵سالمه و الان ازدواج کردم و اسم زنم ندا هست داستان از اونجایی شروع شد که من عاشق فوتبال بودم و هفته ای سه بار میرفتم سالن ورزشی با دوستان فوتبال بازی

گودبای پارتی جعفر بیشتر بخوانید »

بنده ی کیر

با سلام ..داستانم واقعیه ولی اسمها مستعار…   داستان از اونجا شروع شد که برای ترک دادن پسر عمم چند روزی رفته بودم خونشون ..اخه خودمم سابقه ترک و تجربه زیاد داشتم..دانشجو بودم اون موقع و دفتر خاطراتم همیشه تو کیفم بود…نزدیک امتحانها بود و منم کیفمو با خودم برده بودم .. من متاهلم و

بنده ی کیر بیشتر بخوانید »

چشمان جادویی

هوا ابری،اما بارانی در کار نبود.شب قبل،آسمون به اندازه کافی، گریه های پاییزیش رو،ریخته بود. باد نچندان سردی،موهای خرمایی هستی رو تو صورتش ریخت. برای چند لحظه زیباییش چند برابر شد،اما فقط چند لحظه،چون با دستای ظریفش،موهاشو کامل داخل مقنعه سرمه ای رنگش،قایم کرد. با ذوق و خوشحالی که تو چهرش بود،آروم آروم پیاده رو،رو

چشمان جادویی بیشتر بخوانید »

جنده‌ای که پشیمونم کرد

سلام.من فرهادم 24 سالمه و میخوام خاطره ی سکسمو با یکی از معلم های کلاس زبانم تعریف کنم.من قدم 177 وزن 4،70سال بادی بیلدینگ کردم و سیکس پکو سینه هام ردیفه اما این موضوع برمیگرده به دوران نوجوونیه من زمانی ک 19 سالم بود و تازه ب قول معروف دم دراورده بودم… *** من ی

جنده‌ای که پشیمونم کرد بیشتر بخوانید »

هدیه ی تولد سکسی برای زنم

هفته ی قبل پنجاه ساله شدم. توی بحران میانسالی بودم و میخواستم با یه جشن تولد عالی حال و هوام رو عوض کنم. تنها فانتزی سکسی من، یک سکس سه نفره با حضور یه زن دیگه بود. همسرم زیبای من، مری، قبول کرده بود که آرزوی من رو برآورده کنه و قول داد که یه

هدیه ی تولد سکسی برای زنم بیشتر بخوانید »

کردن خواهرزن قبلیم

سلام دوستان. امیر هستم 37 سالمه میخوام خاطره خودمو خواهرزن قبلیمو براتون بنویسم دوازده سال پیش ازدواج کردم دوسالی از ازدواجمون میگذشت بعد از کلی درد سر و دکتر رفتن خانمم باردار شد اما پنج ماه بعدش بچه سقط شد خانمم از نظر روحی روانی بهم ریخت تحت نظر دکتر دارو مصرف میکرد خواهرش نسیم

کردن خواهرزن قبلیم بیشتر بخوانید »

سکس با عروس صاحبخونه

اسم من شهرامه و 30 سالمه. *** 2 سال پيش که دربه در دنبال خونه مي گشتم و هر بنگاهي تو محلمون رو 100 بار شخم زده بودم يهو به يه مورد مناسب وتقريبا ارزوني برخورد کردم طرف يه پيرمرد70-80 ساله بودکه اومده بود بنگاه خونشو بسپره صاحب بنگاه هم تا شرايط رو شنيد رو

سکس با عروس صاحبخونه بیشتر بخوانید »

بالاخره کیر واقعی‌ رفت تو کونم

سلام.اسمم محمده و 17سالمه این داستانی که میخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به یه ماه پیش… ***   من بدن کم مویی دارمو همیشه تو چشمم.خیلی دوست داشتم کون بدم ولی از آبروم میترسیدم برای همین وقتی میرفتم حموم با خیار خودمو ارضا میکردم.از بس خیار تو کونم رفته بود دیگه سوراخ کونم باز

بالاخره کیر واقعی‌ رفت تو کونم بیشتر بخوانید »

دستمالی در اتوبوس

سلام. این داستان مال چند روز پیشه… *** سه شنبه یا چهارشنبه بود که سوار اتوبوس بی آر تی خط آزادی-تهرانپارس شدم. انقدر شلوغ بود که جا برای نفس کشیدن نبود. دیدم یکی دستشو میزنه به پام؛ عکس العملی نشون ندادم. دستام رو به میله بالا سرم گرفته بودم و سرم رو رو دستام گذاشته

دستمالی در اتوبوس بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا