کوس اسرار آمیز
سلام.داستانی که میخوام براتون بنویسم برمیگرده 5 سال پیش ینی سال 90… *** پدرم به دوست داشت به فامیل عباسی.آقای عباسی تو اداره پدرم اینا کار میکرد.کمو بیش هم ارتباط خانوادگی داشتیم ولی با هم زیاد رفتو آمد نمیکردیم.گذشتو گذشت تا اینکه یه روز من اومدم خونه دیدم خانواده آقای عباسی خونه ما هستن.اصن […]
