بعد از ازدواج

قبلا دوست بوديم.حدود 4 سال. بعد از اين كه زن گرفتم با همه كات كردم. چند مدتي با هيچ كس نبودم.يك روز غروب زنگ زد و گفت بيا ببينمت.ميخواستم نرم اما نميدونم چي شد كه نتونستم نرم.رفتم .توي يك پارك ملاقات كرديم.شوهر كرده بود .خب خوشحال شدم و كلي حرف زديم.همونطور كه حرف ميزديم گفت

بعد از ازدواج بیشتر بخوانید »

رسیدگی به کوس زندایی

سلام اسم من حامده  ۲۵ سالمه و دانشجو… *** داستان بر میگرده به چند ماه پیش..زندایی من حدود ۳۰ سال سن داره سینه های سایز ۷۵ و هیکل عالی که اضافه وزن هیچی نداره برا شهوتی کردن من کافی بود و ۴ سال میشه عروسی کرده با داییم داییم یه آدم بیخیال و از اون

رسیدگی به کوس زندایی بیشتر بخوانید »

کیر خوش شانس

سلام ب همه دوستان. من امیر ۲۳سالمه با۷۳ کیلو وزن اهل یکی از شهرستان های شمال شرقی کشورم بهش میگن اسفراین خراسان شمالی .این ماجرا واسه تابستون سال ۹۳ خونه ما طوریه ک از در ورود ک میای تو ۲تا در داره ک یکیش خودمون میشینیم اون یکیو دادیم مستاجر ک فقط بین ما ی

کیر خوش شانس بیشتر بخوانید »

بزرگترین جنده ای که شناختم

هیچ وقت فکر نمی کردم یه روزی خاطراتم از قوه مخیله من بیشتر باشه چون که من بیشتر اوقات در گذشته زندگی میکنم ، بعضیاشون منو قوی میکنن و بعضیاشون منو ضعیف میکنن و هرگز منو شکست نمیدن ، توی این دوره های آخر حس کردم باید خاطراتم رو دوباره مرور کنم و باید اونارو

بزرگترین جنده ای که شناختم بیشتر بخوانید »

سکس فراموش نشدنی با سپیده

سلام. این خاطره برمیگرده به پاییز سال ۹۲… *** داستان از اونجا شروع میشه که یه روز پسر عموم اومد خونمون و گفت احسان یه شماره خیلی اذیتم میکنه و مدام تک میزنه و امون نمیده و حسابی کلافم کرده؛ گفتم دختره؟ گفت آره، گفتم چرا باش دوس نمیشی؟ گفت که دردسر داره و میترسمو…

سکس فراموش نشدنی با سپیده بیشتر بخوانید »

ب۱۳

اواسط زنگ اول بود. فضای کلاس، فضای بیکاری بود. نیمکتی که اون لحظه و تا آخر اون سال روش ‌می‌نشستم، کنار پنجره ای بود، رو به زمین فوتبال مدرسه؛ الان که حوصله‌ام سر رفته بود، به درختای سبز اونور پنجره نگاه میکردم. شونم داشت درد میگرفت. معلم کلاس کجا بود؟ اصلا نبود؛ اول سال بود

ب۱۳ بیشتر بخوانید »

سواستفاده دخترخالم از من

سلام اسی(مستعار) هستم 19 سال دارم… اولین بارم هست داستان مینیویسم و شاید زیاد مهیج نباشه، در عوض حقیقت هست و خیلی جنسی نیست! خب داستان از این جا شروع میشه، من 6 یا 7 سال داشتم و صبح یکی از روزای تابستون با مادرم رفتیم خونه خالم اونروز فقط دختر خالم و خالم خونه

سواستفاده دخترخالم از من بیشتر بخوانید »

کس خواهر زنم خوشمزه‌ترین کوس دنیاس

سلام .اسمم هادیه 26 سالمه 2 ساله ازدواج کردم یه خواهر خانومم دارم به اسم مهسا 16 سالشه یه دختر لاغر ورزشکار اما خیلی خوشگل … *** داستان ما ازونجا شروع شد که از اول ازدواجمون مهسا خونه ما زیاد میومد یعنی همیشه خونه ما بود پیش من زیاد راحت نبود اما میونمون خیلی خوب

کس خواهر زنم خوشمزه‌ترین کوس دنیاس بیشتر بخوانید »

کون دادن به یه روانی‌

سلام دوستان من دوران بچگی چند بار با دوستام سکس داشتم ولی زمانی که اونا منو میکردن من بیشتر حال میکردم،چون دوست نداشتم ابروم تو محله بره… *** تا یه روز با بچه ها یه جا وایساده بودیم که یه مرده از بغل ما رد شد واسه خودش حرف میزد،یکی دوتا از بچه ها میشناختنش

کون دادن به یه روانی‌ بیشتر بخوانید »

بهترین سکس من با دالیا

امروز می خوام یکی از بهترین تجربه های سکسم رو با دختر خواهر یکی از دوستام تعریف کنم . اسمش دالیاست هفده سالش بود سینه های خیلی بزرگی نسبت به سنش داشت قد متوسط با پوست خیلی سفید اندامش خیلی سکسی بود وای همین الانشم که اینارو مینویسم براش شق کردم …. یه روز رفتم

بهترین سکس من با دالیا بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا