خونه ی مادربزرگه هزار تا قصه داره

سلام. من سارا هستم من یه مادربزرگ دارم ک مشکل قلبی داره و با خالم تنها زندگی میکنن .   بعضی وقتا خالم مجبوره برای اینکه جنس برای مغازش بیاره به یه شهر دیگه بره و حداقل دوشب خونه نیست و منم که تنها نوه مادربزرگمم وقتایی که خالم نیست من پیش مادربزرگم میمونم و […]

خونه ی مادربزرگه هزار تا قصه داره بیشتر بخوانید »

معجزه‌ای به نام کیر

سلام اسمم ساراس و این داستانو داغ داغ دارم براتون تعریف میکنم… *** تازه با دوست پسرم به هم زده بودم و دلم خیلی سکس میخواست یه روز که از دانشگاه برمیگشتم خونه با یکی از پسرای دانشگاه هم مسیر شدم و اون منو تا خونه رسوند تو همین جلسه اول کلی با هم صمیمی شدیم

معجزه‌ای به نام کیر بیشتر بخوانید »

حال دادن به کوس و کون زن صابخونه

توی یه سنی رسیده بودم که باید از خانواده جدا میشدم و دیگه تحمل خونه پدری رو نداشتم .خیلی وقتا صحبت زن و ازدواج میشدولی دو دل بودم یه مغازه داشتم و تصمیم گرفتم بیام نزدیک مغازه یه خونه اجاره کنم و خونه رو پیدا کردم و موقع قرارداد نوشتن دیدم یه مرد تقریبا 40

حال دادن به کوس و کون زن صابخونه بیشتر بخوانید »

مشکل تو سکس

یکی از مشکلات من تو سکس از عقب بود که هم درد داشت هم فشار زیادی و وارد میکرد بهم . یه بی اف دارم که اسمش حمیده… خیلی‌ وحشی و حشری ه . سکس وحشی و خیلی دوس داره . از بی افم بگم قدش 175 تا 178 ه. دقیقا نمیدونم .شکم داره یه کوچولو

مشکل تو سکس بیشتر بخوانید »

شب یکی‌ شدن من و عشقم

جلوی اینه قدی تو اتاقمون ایستاده بودم و خودمو نگاه میکردم پیراهن عروس دامن ماهی ک استیل خوشگلمو قاب گرفته بود دکلته بود و از پشت تا کمر باز بود.سینه ریز قشنگی ک بهم هدیه داده بود سر عقد و موهامو ک باز ارایش کرده بودن روی صندلی میز توالت نشستم در اتاقو باز کردو

شب یکی‌ شدن من و عشقم بیشتر بخوانید »

زنم میدونه سه شنبه ها باید کون بده

سلام .من عاشق زنم هستم ولی دست خودم نیست… دوست دارم وقتی مهمون داریم از کون حسابی بکنمش. خونه ای گرفته بودم که صدا از اتاق خواب خوب بره بیرون. از در اتاق از دورش و زیرش صدا میره بیرون. از کانال کولر صدای نفس بلند. کشیدن حتی رد میشه..با دوستاش خیلی خوبم دختر خاله

زنم میدونه سه شنبه ها باید کون بده بیشتر بخوانید »

ارباب پریسا

سلام. اسم من شهابه شغلم آزاده 30 سالمه مجرد از زندگیم خیلی راضیم عاشق سکس با زن متاهل هستم واسه همین تو مهمونی و عروسی ها همش تو نخ خانم ها بودم تو یکی از همین مهمونی ها با پریسا که شوهرش مجید آشنام بود آشنا شدم آخر شب تو رقص پریسا خیلی نظرم و

ارباب پریسا بیشتر بخوانید »

به جرم ایرانی بودن

_اسمش غيثه! نگاهم رو از شاهيني كه اُسامه روي دستش نشونده بود برداشتم و به انتهاي بيابون خيره شدم،جزيره الريم از اينجا معلوم بود.اسم اين كوير و هيچوقت ياد نگرفته بودم،تا چشم كار ميكرد فقط كوير بود و خليج عزيزم،كه جرعت نداشتم پيش اُسامه بهش بگم خليج هميشه فارسم… +چرا چشماشو بستي؟ لبخند محوي زد و

به جرم ایرانی بودن بیشتر بخوانید »

بعد از سالها انتظار

دفعات متعددی که توی بچگی توی موقعیت سکس با همجنس قرار گرفته بودم باعث شده بود که تا سی سالگی موقع ورود به خونه هایی که یک نفر در آن زندگی می کرد و یا موقع تنها شدن با یک مرد توی محیط بسته ،ماشین، خونه ، اتاق انتظار دکتر و … به تنها چیزی

بعد از سالها انتظار بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا