سکس فراموش نشدنی با سپیده
سلام. این خاطره برمیگرده به پاییز سال ۹۲… *** داستان از اونجا شروع میشه که یه روز پسر عموم اومد خونمون و گفت احسان یه شماره خیلی اذیتم میکنه و مدام تک میزنه و امون نمیده و حسابی کلافم کرده؛ گفتم دختره؟ گفت آره، گفتم چرا باش دوس نمیشی؟ گفت که دردسر داره و میترسمو… […]
سکس فراموش نشدنی با سپیده Read More »
