حس خوب وصف نشدنی

 با سلام.حامد هستم از بندر انزلی. نامزد من 20 سالشه با پاهای تپل و رون گوشتی و کون قلمبه سینهای 70…میخام چنتا از خاطرات مالیده شدنشو بگم….معمولا نامزدم هر لباسی بپوشه چون کونش گندست قشنگگگگ قلنبگیش از رو هر لباسی دیده میشه…تو خیابون همه چشمشون به کونشه…همشه تو جاهای شلوغ مردا از پشت میچسبن بهش

حس خوب وصف نشدنی بیشتر بخوانید »

از کار بیکار شده

امروز از کار بیکار شده بودم و مادر و نا پدریم از شنیدن این مسئله اصلا خوشحال نمیشدن. چون قرارمون این بود که تنها در صورتی هزینه های دانشگاهمو بدن که تابستونا سرکار برم و از عاطل و باطل گشتنم اصلا خوششون نمیومد و دوست داشتن که حتما یه شغلی داشته باشم…   واقعا عاجز

از کار بیکار شده بیشتر بخوانید »

یه کیر تو کونم یه کیر تو دهنم

سلام به همه داستانی رو که میخوام بگم برای 4 سال پیش هستش من الان 18سالمه و من یه پسر هات هستم و بیشتر دوست دارم با پسرها سکس کنم ومیخوام حسابی منو بکنن و از خودم بگم قدم 158 و وزنم 71کیلو بدنم کمی مو داره که بیشتر وقتا تمیز میکنم و دوست دارم

یه کیر تو کونم یه کیر تو دهنم بیشتر بخوانید »

ماجراهای فری فنر

سلام دوستان قصه من مربوط به 20 سال پیش میشه که من اون موقع 11 سالم بودماتوی روستای کوچکی توی استان همدان زندگی می کردیم بابام کشاورز ودامداربود ووضع مالی مونم متوسط روبه بالا بود.اسمم فرامرز است ازبچگی تپل بودم وپوستم سفید بود ورونای گوشتی داشم کونم طاقچه ای وخوش فرم بود. من کلاس سوم

ماجراهای فری فنر بیشتر بخوانید »

تجاوز وحشیانه شوهر خالم به من

سلام. من سارا هستم 19 ساله و این جریانی که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به سه سال پیش که من 16سالم بود راستش من اندامم بزرگه و تو چشم میام و بخاطر همین خیلی زیاد حواسمو جمع میکنم که جلب توجه نکنم. داستان از اونجایی شروع شدکه بابام یه کاری براش پیش اومد و

تجاوز وحشیانه شوهر خالم به من بیشتر بخوانید »

درد کون

این که میگم داستان نیست واقعه ای خاطره هم هست هم ارزو سی سالمه تا حالا ندادم خیلی دوست دارم کون بدم ولی ساک زدم واسه یکی کیرش خوردم بگذریم چطوری … ولی کون ندادم خیلی دوست دارم بدم در حدی که یه خیار بزرگ میذارم بین بره های شوفاژ روشن که گرم بشه حس

درد کون بیشتر بخوانید »

خونه شاگرد

تو خونه و فامیل بهم میگفتن فاطی. خوشم نمیومد، به نظرم پشت این لفظ خودمونی یه چیزی غیر از صمیمیت هم بود: فاطی بپر درو وا کن، فاطی بدو بچه رو بگیر، یا دستورای دیگه. تو خونواده ی فقیری به دنیا اومدم. هفت هشت سالم بود که سپردنم به یه خونواده ی پولدار به عنوان

خونه شاگرد بیشتر بخوانید »

ضربدری با خواهر زن و باجناق

سلام .امیدوارم کیراتون راست باشه کس هاتون قلمبه رامین هستم الناز زنم خیلی خوشکله خیلی هم دوستش دارم ولی همه مردا میدونن بعد از یه مدتی زنت هر چقدر خوشکل باشه یه کم واست تکراری میشه مخصوصا چون نمیشه زن خودت رو جر بدی و پارش کنی به فکر یکی دیگه میفتی و اون یکی

ضربدری با خواهر زن و باجناق بیشتر بخوانید »

صاحب کارم آبجیمو کرد

سلام من نیما هستم و 17سالمه در یه مغازه مبل فروشی کار میکردم خواهرم مینا بعضی وقتا که از دانشگاه میومد دمه مغازه باهم میرفتیم خانه چند باری که مینا امده بود در مغازه با خانم صاحب معازه که خانم 39 ساله بود دوست شده بودن وبعد از یه مدت خیلی صمیمی شدن.خانم صاحب مغازه

صاحب کارم آبجیمو کرد بیشتر بخوانید »

اوبنه ای

سلام. من نیما هستم داستانی که براتون تعریف میکنم توی سن چهارده سالگی برای من اتفاق افتاد… *** از وقتی وارد دوره راهنمایی شدم نگاه سنگین بعضی معلما رو روی خودم حس میکردم و به هر بهانه ای بود سعی میکردن منو بغل کنن و ببوسن و بمالن چون من یه پسر سفید مفید و

اوبنه ای بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا