زمستون خد‌ا سرده دمش گرم

 سوال ٩٤ زمستون تو مسير ساوه همدان برف زيادي باريده بود به طوري ك هر نيم ساعت يه ماشين رو ميديدي . و من اجبارا براي كاري مجبور بودم به همدان برم ك فرداي اون روز وقت دادگاه داشتم … *** تازه از شر ماشين قبلي راحت شده بودم و با تويوتايي ك خريده بودم […]

زمستون خد‌ا سرده دمش گرم بیشتر بخوانید »

خاطرات سکسی مسافرخونه

سلام ب همه ی بچه ها.   من سهیل هستم 25 ساله ازشهرهای خوزستان و این داستانی ک میخوام واسه شما بچه های بامعرفت تعریف کنم مال سال 89 توی چله زمستونه .داستان از اونجا شروع شد ک من و یکی از بهترین دوستام ب اسم جواد تصمیم گرفتیم دوتایی باهم بریم مشهد عیادت دایی

خاطرات سکسی مسافرخونه بیشتر بخوانید »

مخ زنی با روش تضمینی

سلام دوستان این داستانی که میخوام بگم مربوط میشه به 3 سال پیش… *** خوب بزارید کمی از خودم بگم. اسمم امیده و الان که دارم اینو مینویسم 20 سالمه نمیگم هیکله آرنولدی دارمو از این حرفا فقط میگم که بد نیست هیکلم وزنم 65 قد 176 جریان از اون زمانی شروع شد که من اصلا

مخ زنی با روش تضمینی بیشتر بخوانید »

زن عموی کسکش من

سلام خدمت دوستان شهوتی . اسمه من امیر متولد 1375ساکن یکی از شهرای استان کرمان اندام انچنانی ندارم ولی نه چاقم نه لاغر بدن روفرمی دارم. ***   یه زن عمو دارم یعنی از اون تخمه سگاس که پاچه میگیرن از همون بچگی هم پاچه منو میگرفت مثلا وقتی با بچه های فامیل بازی میکردین

زن عموی کسکش من بیشتر بخوانید »

آزادی برای زنم یعنی‌ جندگی

سلام. ايني كه ميگم داستان نيست بلکه يه درد دله. .. من سي و هشت سالمه و با زنم تو أمريكا زندگي ميكنيم. زنم تو ايران دوست دخترم بوده و حسابي با هم حال ميكرديم. هيكلش حرف نداره و از من يه شيش سالي كوچيكتره. مشكل ازونجا شروع شد كه از وقتي واسه زنم گرين

آزادی برای زنم یعنی‌ جندگی بیشتر بخوانید »

بهترین بکنی بود که منو می‌کرد

سلام اسم من امیره… ***   15 سالم بود،با دوستام از راه مدرسه میومدم خونه،با یه سری از دوستام تا یه جایی اومدم با اونا خداحافظی کردم و منتظر موندم تا بقیه دوستام که عقب موندن بهم برسن. وایساده بودم که دیدم یه مرده ازم پرسید ساعت چنده؟منم گفتم 6 .هوا دیگه تاریک شده بود.رفت

بهترین بکنی بود که منو می‌کرد بیشتر بخوانید »

سکس با زن رفیقم

با سلام من آرمین 25 سالمه و یه دوست دارم به اسم احمد که یه دوسالی ازم کوچیکتره و بخاطر شرایط کاریمون باهم صمیمی هستیم… احمد نامزد بود و نزدیکای عرویش که ازم خواست ساقدوشش شم منم چون کس بهتری از من تو فامیلشون نبود قبول کردم و همین شد تا رفت و آمد خانوادگی

سکس با زن رفیقم بیشتر بخوانید »

بعد از ازدواج

قبلا دوست بوديم.حدود 4 سال. بعد از اين كه زن گرفتم با همه كات كردم. چند مدتي با هيچ كس نبودم.يك روز غروب زنگ زد و گفت بيا ببينمت.ميخواستم نرم اما نميدونم چي شد كه نتونستم نرم.رفتم .توي يك پارك ملاقات كرديم.شوهر كرده بود .خب خوشحال شدم و كلي حرف زديم.همونطور كه حرف ميزديم گفت

بعد از ازدواج بیشتر بخوانید »

رسیدگی به کوس زندایی

سلام اسم من حامده  ۲۵ سالمه و دانشجو… *** داستان بر میگرده به چند ماه پیش..زندایی من حدود ۳۰ سال سن داره سینه های سایز ۷۵ و هیکل عالی که اضافه وزن هیچی نداره برا شهوتی کردن من کافی بود و ۴ سال میشه عروسی کرده با داییم داییم یه آدم بیخیال و از اون

رسیدگی به کوس زندایی بیشتر بخوانید »

کیر خوش شانس

سلام ب همه دوستان. من امیر ۲۳سالمه با۷۳ کیلو وزن اهل یکی از شهرستان های شمال شرقی کشورم بهش میگن اسفراین خراسان شمالی .این ماجرا واسه تابستون سال ۹۳ خونه ما طوریه ک از در ورود ک میای تو ۲تا در داره ک یکیش خودمون میشینیم اون یکیو دادیم مستاجر ک فقط بین ما ی

کیر خوش شانس بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا