بهترین سکسم بعد از شوهرم

نگار هستم ۲۲سالمه .۱۷سالگی نامزد کردم ۱۸سالگی ازدواج… *** من تو زندگیم زود به همه چیز رسیدم تو یه مدرسه ی غیر انتفاعی معلم شدم دارم لیسانس میگیرم و زود هم ازدواج کردم . ازدواج اجباری . شوهرم. امیر مرد خوبی بود ده سال ازم بزرگتر بود. همه جوره درک و حمایتم میکرد ولی ب

بهترین سکسم بعد از شوهرم بیشتر بخوانید »

جندگی‌های من برای شوهر خاله و پسرخاله هام

من اسمم ساراست، 24 سالمه، خیلی خوشکلم قدم 150 وزنم 55 سینه هام 75 اهل تهرانم، پاییز 95 واسه دانشگاه یه ترم قزوین پیش خالم اینا بودم، شوهرخالمو پسرخاله هام که یکی 22 و یکی 16 سالشه، کیر اولی 20 و کیر دومی 18 سانت بود.قبل رفتن خونه خالم اینا با هیچکی رابطه نداشتم، تا

جندگی‌های من برای شوهر خاله و پسرخاله هام بیشتر بخوانید »

سکس توپ با هانی

ترم سه بود که تو قسمت ثبت نام دانشگاه برام یه کار جور شد…مسئول بخش ثبت نام باهم تماس گرفت و گفت قراره که از فردا با ما کار کنی صبح ساعت هشت اینجا باشی…فردا صبح زود بیدار شدم طبق معمول اول دوش گرفتم صورتمو اصلاح کردم و یه خط ریش شکسته که به گفته

سکس توپ با هانی بیشتر بخوانید »

اولین و آخرین بار برای جفتمون

سلام دوستان من اشكان ٢٦سالمه وقتي اومدم تو اين سايت داستان هاي بقيه رو خوندم دوست داشتم تا منم داستان كه نه خاطره اي كه در زندگيم اتفاق افتاد رو برا بقيه تعريف كنم… *** اولش بگم كه من گي نيستم ولي چون دوست داشتم هميشه از همه جي لذت ببرم و اينكه بدنم يه جورايي

اولین و آخرین بار برای جفتمون بیشتر بخوانید »

لذت لز برای اولین بار

سلام من نیکو هستم بیست و شش ساله این داستان مال دو ماه پیشه… *** من خودم یه دختر نسبتا قد کوتاه با کمری باریک و ممه های هشتلد و پنج و کون پروتز کرده و گنده با کس داغ و تپل.خودم خییلی سکسیم و اهل سکس و اغفال کردن.گاهی اوقات خودمو انگشت میکردم حتی

لذت لز برای اولین بار بیشتر بخوانید »

مشت و مال با کیر داغ

یه روز رفتم حموم نمره. گفتم دلاک بیاد منو بشوره. لای در رو باز گذاشتم و داشتم پشمامو میزدم که اومد، حدود ۵۰ ساله. کیرم هم شق بود و دید.. گفتم برو آبمیوه بگیر که بخوریم، رفت و بعد ۱۰ دقیقه اومد. گفتم من لنگ ندارم، گفت راحت باش …. خیلی حشری بودم و باید

مشت و مال با کیر داغ بیشتر بخوانید »

مو طلایی

سلام. اسم من مهرانه.۳۱ سالمه و ساکن قزوینم. بخاطر شغلم هفته ای دوبار باید برم تاکستان یکی از شهرهای قزوین که به داشتن زنای خوشگل،سفید و خوش اندام معروفه… مرداد ماه پارسال یعنی ۹۵ بود که کارمو تموم کردم و سوار تاکسی شدم تا به ایستگاه تاکسی خطیای قزوین برسم.خیلی گرم بود و منم میخاستم

مو طلایی بیشتر بخوانید »

کیر کلفتم مال زندایی عزیزمه

سلام  نمیخوام سرتون درد بیارم و اینکه دروغ تحویلتون بدم این داستان کاملا واقعی و از بچگی عشق زن داییمو داشتم بزارید از خودمو زنداییم بگم، من پسری ۲۷ساله هستم قدم۱۷۵ وزنم۷۰ بور و سفید، زنداییمم یه زن۴۳ساله قد بلند و بدن سکسی. داستان از جایی شروع میشه که من تو کار عکاسی و فیلم

کیر کلفتم مال زندایی عزیزمه بیشتر بخوانید »

اینم شانس من از دوماد

سلام. من زهره هستم.چهل و دو سالمه.دوتا بچه دارم.یه پسر که بیست و یک سالشه و یه دختر که بیست و سه ساله است.دخترم زهراست و چهار سال پیش با سجاد،دوست پسرش ازدواج کرد.یکسال از عروسیشون میگذشت که پسرم خدمت سربازی رفت و چون شوهرم چندسال پیش فوت کرده بود و پسرم هم خدمت بود،دخترم

اینم شانس من از دوماد بیشتر بخوانید »

اون شروع کرد این تموم کرد

سلام من نیکو هستم بیست و شش سالمه هیکل فوق  العاده سکسی و کون و کس تپلی دارم. من از تحریک کردن دیگران خیلی لذت میبرم.یه روز هوس شیطونی به سرم زد و یه ساپورت کوتاه بدون شورت پوشیدم که اگه پاهامو باز میکردم کوسه داغم معلوم میشد یه تیشرت تنگم پوشیدم که نوک ممه

اون شروع کرد این تموم کرد بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا